حواشی و اتفاق های مهم در روز عقد و عروسی زنده یاد جهان پهلوان غلامرضا تختی و زنده یاد « شهلا وکلی»


حواشی و اتفاق های مهم در روز عقد و عروسی زنده یاد جهان پهلوان غلامرضا تختی و زنده یاد « شهلا وکلی»

۱ – ساعت یک بعدازظهر عروس را برای آرایش به آرایشگاه ” ابری ” که واقع بود در میدان فردوسی،بردند که مدت ۳ ساعت آرایش عروس خانوم طول کشید.
۲ – از ساعت ۳ بعدازظهر مدعوین که تعداد کمی و همه از کسان بسیار نزدیک خانواده عروس و داماد بودند به خانهُ آقای رحیم توکلی پدر عروس آمدند.
۳ – بر خلاف خانواده عروس، خانواده داماد و به غیر از خانم برادر تختی، همگی با چادر در مراسم عقد حاضر شده و طبق رسوم قدیم تهرانیها در منزل عروس چادرهای سیاه خود را با چادر نماز سفید و رنگین عوض کردند.
۴ – به غیر از بستگان عروس،سه تن از دوستان بسیار نزدیک او یعنی مینا و مینو فرهنگی و فرشته واقفی نیز در مراسم شرکت کردند و تا آخر شب در منزل عروس ماندند و از میهمانان پذیرایی کردند.
۵ – اولین سبد گلی که بخانه عروس آورده شد سبد گل گلایل سفید رنگی بود که روی آن نوشته بود ” شهلای عزیز دوستان و همکلاسهایت به تو و همسر آینده ات تقدیم می کنند ” دانشجویان سال دوم دانشکدهً تکنولوژی.
۶ – بیشتر نزدیکان عروس و داماد که در مجلس جشن شرکت داشتند همراه خود سبدهای گل بزرگی هدیه آوردند.
۷ – جمع نفراتی که در مراسم عقد تختی شرکت جستند اعم از خانواده عروس وداماد و میهمانان و بستگان آنها بیش از ۷۰ نفر نبودند.
۸ – دوستان تختی از صبح در منزل عروس حضور یافته به تنظیم کارها مشغول شده و اتاق و سالن پذیرایی را آماده می کردند.
۹ – ساعت ۱۱ صبح اسباب عقد عروس را که مرکب از آئینه کریستال، دو شمعدان بلور و یک جلد کلام الله مجید و شیرینی و خنچه اسفند و خنچه نان بود به منزل عروس آوردند.
۱۰ – ساعت ۳ بعدازظهر تختی به منزل عروس آمد، لباس تیره و پاپیون کوچک مشکی رنگی بزیر گلو بسته بود.
۱۱ – همه حاضرین برای مادر تختی احترام بسیار زیادی قائل بودند.
۱۲ – برادرتختی که خود زمانی اهل ورزش بود و هیکل برازنده ای داشت،کارها را تنظیم می کرد.
۱۳ – رفقای تختی دقیقه ای از پای ننشسته و مشغول پذیرایی حاضرین بودند.
۱۴ – آقای معممی برای انجام مراسم عقد در مجلس حضور یافته بودند.
۱۵ – تختی پس از ورود چون دید عروس از آرایشگاه نیامده اظهار داشت من باید دنبال عروس بروم؟ که برادران عروس گفتند : خیر، به اتفاق خواهرش خواهد آمد.
۱۶ – پدر عروس که بسیار شاداب و سر حال بود بخوبی از میهمانانش پذیرایی کرده،صمیمانه به آنها خوشآمد می گفت.
۱۷ – آخر خیابان نمازی خانه شمار ه ۱۳۷ مکانی بود که مراسم آنجا برگزار می شد.
۱۸ – مقارن ساعت ۴ بعدازظهر عروس از آرایشگاه آمد و تختی برای استقبالش تا پایین پله ها رفت. در این وقت عکاسان سخت به تکاپو افتادند و عکسهای مختلفی از عروس و خواهرش که از آرایشگاه می آمدند،برمی داشتند بوریکه چند دقیقه طول کشید تا عروس توانست ده دوازده پله را بالا بیاید.
۱۹ – عروس را یکسره به اتاق عقد بردند و روی سفره عقد نشاندند.
۲۰ – زیر پای عروس ترمه رنگین بسیار زیبایی جاب توجه می کرد.
۲۱ – محضردار شناسنامه های تختی و شهلا و پدر عروس را گرفت و مشغول ثبت در دفتر شد.
۲۲ – مشخصات خانم عروس به این شرح بود : فاطمه ” شهلا ” توکلی فرزند رحیم متولد پنجم آذر ۱۳۲۵ شمسی.
۲۳ – مشخصات داماد : غلامرضا تختی متولد ۱۳۱۲ شمسی صادره از بخش ۵ تهران.
۲۴ – مادر عروس،مادر داماد،خواهر عروس،خواهر داماد،زن برادر داماد و چند تن از نزدیکان دو خانواده در اتاق عقد حاضر شدند.
۲۵ – عاقد با خواندن جمله طیبه ” بسم الله الرحمن الرحیم ” مراسم عقد را آغاز کرد و مجلس در سکوت مطلقی فرو رفته بود و تنها صدای فلاش دوربین عکاس ها این سکوت را در هم می شکست.
۲۶ – عروس سرش را پائین انداخته و زیر لب ادعیه ای می خواند، آخه مثل تختی با دین و ایمان بود.
۲۷ – خانم دکتر باختر که از دوستان بسیار نزدیک مادر عروس است دو قطعه قند را در روی پارچه سپیدی روی سر عروس می سائید و معتقدند این عمل زندگی آینده همسران را شیرین و شادکام می نماید.
۲۸ – عروس تور بلندی به سر و گل زیبایی از پارچه موهایش را زینت میداد و گل قشنگی نیز بدست دارد.
۲۹ – رسم است که عاقد سه مرتبه خطبه عقد را قرائت می کند آنوقت عروس ” بله ” می گوید ولی در مراسم عقد تختی این سنت بهم خورد زیرا مادر داماد که بی نهایت به پسرش است خواهش کرده بود برای شگون به نیت پنج تن آل عبا (ع) خطبه عقد پنج بار قرائت، آنگاه عروس بله بگوید و این عمل انجام شد و پس از اینکه پنج مرتبه خطبه عقد خوانده شد عروس گفت ” بله ” یعنی حاضرم همسر جهان پهلوان تختی شوم ……
۳۰ – حالت حاضرین در اتاق عقد بسیار جالب بود در حالیکه آقا خطبه را قرائت می کرد بیشتر کسانی که در آن اتاق بودند اشک شوق در چشمانشان حلقه زده بود و خواهر عروس کاملاً اشک می ریخت.
۳۱ – اول قرار بود مهر عروس یک میلیون ریال ” صدهزارتومان ” باشد ولی پدر عروس که داماد خود را بسیار دوست دارد آنرا به ۵۰ هزار تومان تقلیل داد و گفت توافق و سعادت آنها بزرگترین مهریه می باشد و اگر برای حرف مردم نبود آنرا به یک شاخ نبات تبدیل می کردم.
۳۲ – علاوه بر پانصد هزار ریال مهریه یک جلد کلام الله مجید و آینه شمعدان را نیز پشت قبالهً عروس نوشتند که بر ذمه داماد باشد.
۳۳ – بمحض آنکه مراسم قرائت خطبه تمام شد داماد را در میان هلهله و شادی حاضرین به اتاق عقد آورده و در کنار عروس نشاندند.
۳۴ – مادر داماد اول از همه جلو آمد و چندین سکه بزرگ طلا کف دست عروس خود گذارد، آنگاه هر دو را بوسید و از خداوند بزرگ طلب سعادت و سلامت برای آنها نمود.
۳۵ – تختی علاوه بر حلقه، انگشتری نیز بدست عروس کرد و عروس هم حلقه ای بدست داماد کرد.
۳۶ – پدر عروس آقای توکلی و خانم توکلی جلو آمده و عروس و داماد را بوسیدند. پدر عروس علاوه بر سکه طلا یک جلد کلام الله مجید به تختی داد، تختی پدر همسر خود را صمیمانه بوسید، برادران عروس آقایان دکتر مهرداد توکلی و اکبر توکلی نیز خواهر و خواهر شوهر خود را بوسیدند.
۳۷ – روی هم رفته در حدود چهل سبد گل برای عروس آوردند که بزرگترین آن از طرف هیئت تحریریه مجلهً روشنفکر بود.
۳۸ -ویگن خواننده معروف که از دوستان بسیار نزدیک داماد بود با اعضای ارکستر خود در مجلس عروسی حاضر شد و پس از آنکه مراسم عقد پایان یافت مجلس را با صدای گرم خود گرمتر کرد.
۳۹ – از دستگاه بسیار بزرگ و عریض و طویل تربیت بدنی تنها خادم دبیر فدراسیون کشتی در مجلس عقد قهرمان ارزنده ای چون تختی که محبوب عام و خاص بود،شرکت نموده بود.
۴۰ – آخرین مهمان این مراسم ” کارو ” شاعر معروف بود که با سبد گل بسیار زیبایی که روی آن نوشته بود :
” تقدیم به انسان واقعی تختی و همسرش ” در مجلس حضور یافت و تبریک گفت.


*************

زنده یاد ویگن در مراسم ازدواج جهان پهلوان تختی


زنده یاد ویگن در مراسم ازدواج جهان پهلوان تختی


مراسم ازدواج تختي

غلامرضا تختي و فاطمه توكلي يا شهلا توكلي به رغم اختلاف طبقاتي كه با هم داشتند سر سفره عقد مي‌نشينند. مراسم از ساعت سه بعد از ظهر در خانه‌اي واقع در محله نمازي برگزار مي‌شود. غلامرضا تختي با كت و شلوار تيره با يك پاپيون كه مدام اذيتش مي‌كرد به استقبال عروس مي‌ رود كه با حضور خبرنگاران و عكاسان ورزشي متعددي همراه بود. مراسم ساعت ۴ با قرائت خطبه عقد آغاز مي‌شود. خطبه عقد غلامرضا تختي با آنچه كه در عرف رايج است كمي متفاوت مي‌شود. مادر تختي از عاقد مي‌خواهد به جاي اينكه سه بار عقد را بخواند به نيت پنج تن آل‌عبا عقد را ۵ بار بخواند كه با گريه حاضران همراه مي‌شود و فاطمه توكلي در پنجمين بار بله را به داماد مي‌گويد. مهريه اين عروس و داماد در ابتدا قرار بود يك ميليون ريال باشد كه پدر عروس به دليل علاقه زيادي كه به داماد خود داشت اين رقم را ۵۰۰ هزار ريال اعلام مي‌كند و مي‌گويد: «توافق و سعادت اين زوج بهترين مهريه بين آنها است.» در مراسم عروسي تختي  ۴۰  سبد گل براي عروس فرستاده شد كه بزرگترين آن را هيات تحريره مجله روشنفكر فرستاد البته يك سبد گل ويژه هم از سوي دانشجويان سال دوم دانشكده تكنولوژي دانشگاه اميركبير براي عروس فرستاده ‌شد كه فاطمه توكلي در همان دانشكده درس مي‌خواند. از ميهمانان ورزشي مراسم عروسي تختي مي‌توان به سيد محمد حقيقت دبير فدراسيون كشتي ، عباس زندی ، امامعلی حبیبی ،
منصور مهدی‌ زاده ، محمد علی فردین و ...آن زمان اشاره داشت و كارو شاعر آن دوره هم يكي از ميهمانان تختي است كه با يك سبد گل آخرين ميهمان اين مراسم به شمار مي‌رود. كارو روي سبد گل خود كارتي با اين عبارت نوشته بود: «تقديم به تختي انسان واقعي و همسرش».


""""
روزي كه پهلوان تختي ازدست رفت ـ جزئیات پوشش خبر و اصرار من به چاپ عکس جسد در صفحه اول به رغم روش روزنامه اطلاعات
پليس تهران 18دي ماه 1346 خبري را در اختيار خبرنگاراني كه اخبار جنايي شهر را پوشش مي دادند قرار داد كه حاكي از آن بود كه غلامرضا تختي پهلوان معروف كُشتي كه شهرت به پيروي از خط دكتر مصدق و مخالفت با روش حكومت كردن شاه را داشت در هتل اتلانتیک [تهران]، اطاق شماره 23 خودكشي كرده و در این اطاق یک وصیت نامه که 16 دیماه 1346 تنظیم شده و یک یادداشت به دست آمده که به بازپرس داده شده است. موضوع خودکشی نیز حدود ساعت 11 بامداد به گَرِ ِکانی دادستان تهران اعلام و جسد جهت تعیین علت مرگ به پزشکی قانونی منتقل شده است. پلیس گفته بود که علت خودکشی مشکلات خانوادگی بوده و انگیزه دیگری وجود نداشته است. 
     من كه در آن زمان در تحريريه روزنامه اطلاعات، يکي از دبيران اخبار بودم و دبیر صفحه حوادث این روزنامه از «خليل بهرامي» خبرنگار مربوط (فعلا ساکن قُهرود کاشان و صاحب یک کارخانه کارتُن سازی) خواستم که به هتل برود و از کارکنان هتل قضیه را بپرسد و از آنجا به خانه محل سکونت تختی در شمیران برود و در آنجا هم تحقیق کند و دستآورد خودرا تلفنی خبر دهد زیرا که دیر است و روزنامه باید به موقع بزیر چاپ برود. از فیروز مجللی که سابقه ورزشی نویسی داشت، با تختی آشنا بود و خبرنگار میز اخبار فرهنگی خواستم تا در پوشش خبر کمک کند. میز عکس هم مامور آوردن عکسی از تختی، زن و فرزندش (کودک) و عکسی از اطاق و تختخواب هتل و ....
    کارکنان هتل گفته بودند که تختی 16 دیماه ـ شب هنگام به هتل آمد و در برابر تعجب ما گفت که چون دیر است و خانه اش در شمیران، می خواهد که شب را در اینجا بگذراند. روز بعد (17 دیماه)، وی پس از صرف ناشتایی در رستوران هتل به اطاق خود بازگشت و ما تعجب کردیم که چرا آن طور که گفته بود به خانه نرفت. وی چند ساعت بعد یک کاغذ سفید خواست تا چیزی را در آن یادداشت کند، و یکی دو بار هم تلفنی با خارج از هتل تماس گرفت. روز بعد (18 دیماه) نگهبان هتل که اطراف ساختمان و محوطه را هم سرکشی می کند خبرداد که باد یک چرخ اتومبیل تختی خالی شده است. خواستیم اورا آگاه کنیم که کلید را بدهد تا چرخ اتومبیل را عوض کنیم که چِفت اطاق را از داخل انداخته بود و در باز نمی شد و به دق الباب و تلفن هم جواب نمی داد. نگران شدیم و در را به هر ترتیب که شده بود باز کردیم و با جسد او رو به رو شدیم و دو نوشته در کنار او و به کلانتری پلیس خبر دادیم، نخست ماموران پلیس و سپس بازپرس دادسرا آمدند، هرچه را که در اطاق بود بردند، جسد را به پزشگی قانونی منتقل کردند و از ما نیز چگونگی آمدن و رفتن و رفتارش را تحقیق کردند.
    بهرامی گفت که تختی در یک نامه، از این ساعت و آن ساعت کردن قصد خود به خودکشی و اینکه باید بمیرد نوشته بود و احساس خودرا که چگونه خواهد مُرد و جسدش چه خواهد شد، خودکشی و پایان دادن به عُمر سخت است ولی چاره نیست شرح داده بود و نسبت به سرنوشت تنها فرزندش ابراز دلتنگی و نگرانی کرده بود. همه این مطالب را روی همان کاغذی نوشته بود که از هتل گرفته بود. در وصیت نامه نوشته شده بود که خانه ملکی او در نارمک و اتومبیل بنز را فروخته (با ذکر نام خریدار) و بیش از مَهریه به زنش ـ شهلا چیزی داده نشود. در زیر وصیت نامه که در محضر تنظیم شده بود، خودش با دست خودش خطاب به دادستان تهران نوشته بود که از کسی شکایت و گلایه ندارد، خودش تصمیم گرفته و احدّی دخالت ندارد.
     از بهرامی خواستم که کُپی هر دو نوشته را از پلیس بگیرد و بیاورد تا در روزنامه کلیشه کنیم. پلیس پیش از دادن کاغذها به بازپرس از آنها برای خودش و نگهداری در سابقه کُپی گرفته بود.
     فیروز مجللی (متوفّی در واشنگتن) خبر آورد که زن تختی دانشجو بوده و در خیابان امیر آباد زندگی می کردند که به شمیران اثاثه کشی کردند و خانواده تختی در آنجا با مادر و خواهرش همخانه شده و احتمالا مشکل خانوادگی از همین جا آغاز گردیده است. تختی شب پیش از خودکشی به شهلا تلفن کرده و گفته بود که دیگر به خانه باز نخواهد گشت و اورا نخواهد دید و سفارش فرزندش را کرده بود. مجللی اشاره کرد که شنیده است که تفاوت طرز تفکّر و سطح زندگانی عروس و مادر ـ خواهر شوهر هم ممکن است در کار بوده زیرا که مادر تختی قبلا ساکن خانی آباد (جنوب وقت تهران) بود. ولی اطمینان کامل ندارد، فقط شنیده است.
    خبر خودکشی تختی، در صفحات اول و 17 شماره هجدهم دی و در صفحات اول و 18 شماره نوزدهم دیماه 1346 روزنامه اطلاعات چاپ شد با عکس های او و شهلا و فتوکپی وصیت نامه و پی نوشت. روز نوزدهم اصرار کردم که عکس جسد تختی در صفحه اول روزنامه چاپ شود و این کار به رغم روش روزنامه اطلاعات که عکس جسد در صفحه اول چاپ نمی کرد و آماده شدن برای تحمّل هرگونه اعتراض چاپ شد. عکس در اطاق تشریح پزشگی قانونی گرفته شده بود. 
    احتمالا چاپ عکس جسد در صفحه اول که سابقه نداشت ـ به رغم نارضايي باطني دولت وقت، هزاران تن دیگررا گریان کرد و به ابن بابویه کشاند. هزاران تن تهرانی جنازه پهلوان متوفّی را از مسجد ارگِ تهران تا ابن بابويه (شهر ري) تشييع كرده بودند. 
     تختي، نخستين كشتي گير ايراني كه بر كرسي قهرماني جهان ايستاد، تا روزي كه خودرا از مسابقه ها كنار كشيد برنده چهار مدال طلا و شش مدال نقره شده بود.
    

*************
























































نظرات

پست‌های پرطرفدار