بهروز وثوقی چگونه طلاق گوگوش را گرفت و با او ازدواج کرد؟


بهروز وثوقی چگونه طلاق گوگوش را گرفت و با او ازدواج کرد؟

دوستانی که از دور و نزذیک مرا می شناسند و اطلاع دارند که من بیش از پنجاه سال در مطبوعات قبل و بعد از انقلاب حضور فعال ، در سمت های مختلف داشته ، و به همین لحاظ خاطرات زیادی از افراد مختلف دارم مرتب سئوالاتی در خصوص شخصیت های مختلف سیاسی و اجتماعی و هنری و ادبی رژیم گذشته مطرح می کنند و اصرار دارند من خاطراتم را بنویسم .
حقیقت این است که چند بار خواسته ام این کار را بکنم ، اما وقتی به گذشته رجوع می کنم و خاطراتی را به یاد می آورم می بینم قادر به نوشتن بعضی مطالب که باعث هتک حرمت اشخاص و بی آبرویی آنها می شود نیستم ، از طرف دیگر این نکته را در نظر می گیرم که زمان و مکان در بوجود آوردن بعضی مسایل در زندگی همه کس نقش اساسی دارد ، و اکنون که ما در آن زمان نیستیم نوشتن این مطالب چه فایده ای جز خراب کردن تصویر ذهنی اشخاص از این چهره ها دارد؟
هفته گذشته یک مداح جمهوری اسلامی در مصاحبه ای تلویزیونی خواستار بازگشت بهروز وثوقی هنرپیشه فیلم های فارسی زمان شاه به کشور شد ، من نوشتم که سعید راد و ایرج قادری و ناصر ملک مطیعی و مرتضی عقیلی و خیلی از هنرپیشه های زن مانند فروزان ، شورانگیز طباطبائی ، پوری بنایی و و و در جمهوری اسلامی ماندند ویا بعد از مدت ها اقامت ، و رانندگی تاکسی و ساندویچ فروشی در آمریکا به ایران باز گشتند و کسی معترض آنها نشد و حتی سعید راد متحول شده و تریپ حزب اللهی می زند ! مشکل بهروز رفت و آمد با دربار بوده که آنهم مشکلی نیست و ممکن است در بازگشت چند سوال از وی بشود و پرونده مختومه گردد . به دنبال این اظهار نظر چند تلویزیون فارسی زبان ماهواره ای و چند برنامه ساز با من تماس گرفتند که بیا و خاطرات پنجاه سال کار در مطبوعات گذشته را بگو !
یکی هم امروز به خاطر سابقه دوستی طولانی که با من دارد با اصرار خواستار بازگویی خاطره من از طلاق پر رمز و راز گوگوش و بهروز شده است !
هرچه کردم همه ماجرا را بنویسم دیدم صلاح نیست ، پس به همین مختصر رضایت بدهید :
فائقه آتشین یا همان " گوگوش " ، خواننده مشهور و هنرمندی است که علاوه بر صدای خوب در اجرا هم همیشه یک سر و گردن از سایر خوانندگان جلو بوده و بسیاری از خوانندگان بعد از او سعی کردند با تقلید از گوگوش محبوبیتی برای خود دست و پا کنند .
" گوگوش " یک اسم پسرانه ارمنی است ، و پدر گوگوش ( صابر آتشین ) که از آذری های مهاجر ( باکویی ) بود تعریف می کرد چون من و مادرش فرزند پسر دوست داشتیم او را در منزل گوگوش صدا می زدیم و این اسم روی او ماند !
صابر آتشین در کافه های شاه آباد و لاله زار آن زمان نمایش های فکاهی بازی می کرد و گوگوش خردسال را از چهار پنج سالگی با خود روی صحنه می آورد و گوگوش روی دستان پدرش پشتک و وارو می زد و حرکات ژیمناستیک جالبی انجام می داد !
بعد شروع به خواندن اشعار و ترانه های خوانندگان معروف آن زمان در کنار نمایشات کمدی پدرش کرد و از این طریق به رادیو و برنامه کودک راه یافت .



همچنین چون پدرش ( صابر آتشین ) در فیلم های سینمایی نقش های کوچکی برعهده می گرفت ، گوگوش هم وارد سینما شد و با هنرمندی تمام نقش هایی را که به سن کودکی او می خورد بازی می کرد .
خلاصه اینکه گوگوش از معدود هنرمندانی است که از خردسالی روی سن و به قول امروزی ها استیج بزرگ شده است !
گوگوش قبل از انقلاب اسلامی علاوه بر خوانندگی در فیلم های سینمایی زیادی هم بازی کرده است . وی در میان هنرمندان زن تابوشکن بود ، و برای اولین بار در سینمای قبل از انقلاب ، در فیلمی که بهمن فرمان آرا تهیه کرد کاملا لخت شد . همبازی او در این فیلم پسر جوان خوش سیمایی به نام سعید کنگرانی بود .
گوگوش در زندگی شخصی ازدواج های ناموفقی داشت و تا آنجا که من اطلاع دارم شش بار ازدواج رسمی کرد .
ازدواج اول او با یک خواننده جوان کافه های ساز و ضربی لاله زار و شاه آباد بود ، بعد با محمود قربانی که تازه تحصیلات خود در آمریکا را به پایان رسانده و در بازگشت به ایران به اتفاق برادرش احمد ، کاباره میامی را در خیابان پهلوی تاسیس کرده بود ازدواج کرد که حاصل آن تنها فرزند گوگوش ، کامبیز ، بود .
محمود قربانی جوان تحصیلکرده و موفق و ثروتمند و با نفوذی بود و زندگی این دو به خوبی پیش می رفت ، اما به دلایلی که در اینجا مایل به گفتن آن نیستم گوگوش از قربانی به زور و با اعمال فشار طلاق گرفت .
هم محمود قربانی و هم گوگوش با هم قرار گذاشتند که در مورد علت جدایی خود از یکدیگر ، مطلبی را فاش نکنند . 
اما بعدها گوگوش و نزدیکانش جسته و گریخته مطالبی را در مورد اختلافات مالی گوگوش با همسرش فاش ساختند و گفتند گوگوش در زندگی استقلال عمل نداشته و مجبور بوده فقط در کاباره احمد و محمود قربانی برنامه اجرا کند و درآمدش را هم به شوهرش بدهد !
در این ایام بهروز وثوقی دوبلور فیلم های سینمایی با کمک مالی پوری بنایی چند نقش سینمایی را خریده و با بازی در آنها اسم و رسمی پیدا کرده بود .
در این اوضاع و احوال که گـــــــوگـــــــوش می خواست طلاق بگیرد و خود را از دست محمـــــود قربانی رها کند د نبال شخصی می گشت تا از او در برابر شوهرش حمایت کند !
گوگوش دوست صمیمی پوری بنایی بود و این دوستی را خود پوری بنایی اینگونه یاد می کند :
" در حین فیلمبرداری در فیلم عروس فرنگی با گــوگــوش آشنا شدم ، کنار استخر ، از آن روز با هم دوست های صمیمی شدیم . بطوری که تمام سیسمونی کامبیز را من برای گوگوش خریدم.»
گوگوش به واسطه دوستی با پوری بنایی در مراسم ازدواج با محمـــــــــــــــود قربانی ) با بهروز وثوقی هم آشنا شدو بعد از این آشنایی ترتباط بهروز و پوری متزلزل گردید ! بطوری که بسیاری از نزدیکان بهروز و پوری که در جریان مسایل خصوصی آنها بودند ، گوگوش را عامل جدایی بهروز و پوری می دانستند !
بهروز در دهه پنجاه به اوج شهرتش رسیده بود و با والاحضرت اشرف پهلوی هم دوستی صمیمانه ای داشت و مدت ها در کاخ اشرف پهلوی زندگی می کرد ، و من خود بارها بهروز را به اتفاق والاحضرت اشرف در ویلای اشرافی و مجلل نور ( مازندران ) دیده بودم . پس نزدیکی به بهروز چاره ی مشکل بود البته گوگوش در مصاحبه ای عنوان کرده که رابطه ی پوری بنایی و بهروز چند سال پیش از رابطه وی با بهروز به پایان رسیده بوده است اما در واقع اینگونه نبود چـرا که اگر هم بهروز و پوری بنایی با هم مختصر مشکلی داشتند اما کمــاکان با هم در ارتباط بودند ، فیلم ممل آمریــــــــــکایی این موقعیت را به گوگوش داد که با بهروز عجین تر شود بهـروز در خاطراتش می گوید : « ...روحیه گوگوش اصلا خوب نبود...درگیر طلاق گرفتن بود و شوهرش رضایت نمی داد . جراید هم مرتب می نوشتند که آنــــــــها دارند ازهم جدا می شوند ..گوگوش ناچار دست به دامن نخست وزیر شد .تا این که بلاخره با وساطت امیرعباس هـــویدا، قضیه فیصلــــه پیداکرد ...البته شوهرش فکر می کرد من باعث جدایی شان هستم .در صورتــــــــــــــــی که همه می دانستند دلیل جدایی گوگوش اختلافات مالی باشوهرش است » .
اما سوال اینجاست که چه کسی با نخست وزیر وقت هویدا صحبت کرد تا وارد یک مساله خانوادگی شود ؟ آیا این امر به دلیل این نبود که از طرف دربار به هویدا چنین مساله ای گفته شد ؟ آیـــــا بجز بهروز وثوقی کسی دیگری از هنرمندان به دربار رفت و آمد داشت؟
اگر هم بپذیریم که دلیل جدایی گوگوش از محمود قربانی شخص بهــــروز وثوقی نبود اما قطعاً بهروز وثوقی این امر را تسهیل کرده است .
شبیه همین اتفاق چند سال بعد در زندگی گوگوش و بهروز افتاد و شایع شد که بهروز وثوقی اموال گوگوش ، از جمله سینما پاسیفیک ، را بالا کشیده است .


البته بعد از انقلاب این سینما مصادره شد و در دست بهروز هم نماند . 
بعد از طلاق بهروز و گوگوش که هم زن و شوهر و هم زوج هنری محبوبی بودند شایعات زننده ای بر سر زبان ها افتاد و گفته شد که بهروز به خاطر ارتباط گوگوش با پسر والاحضرت اشرف از وی جدا شده است . 
متقابلا طرفداران و نزدیکان گوگوش می گفتند والاحضرت اشرف امر کرده اند بهروز گوگوش را طلاق بدهد . 
به خاطر شایعات زننده ای که در افواه عمومی منتشر شده و تعریض به دربار و والاحصرت اشرف و شهرام پهلوی نیا تلقی می شد ، اداره مطبوعات وزارت اطلاعات ( آقای عطاالله تدین ) تلفنی به سردبیران جراید دستور داد تا از پر و بال دادن به موضوع طلاق این دو هنرمند خودداری شود . 
گوگوش و بهروز وثوقی هم ساعاتی پس از طلاق آب شده و به زمین فرو رفته بودند و دست هیچ خبرنگاری به آنها نمی رسید !
من بعد از ظهر همان روز طلاق و جدایی گوگوش و بهروز ، بطور اتفاقی به دفتر کار منوچهر صادقپور تهیه کننده و کارگردان و بازیگر فیلم های فارسی در خیابان کوشک ( منشعب از خیابان فردوسی ) رفتم که ملاحظه کردم بهروز وثوقی با قیافه ای دژم و گرفته و بسیار ناراحت کنار صادقپور نشسته است . من هم نشستم و بهروز وثوقی همه چیز را برای من و صادقپور تعریف کرد . مطالبی که در آن زمان قابل چاپ در نشریات نبود و امروز هم به دلیل حفظ حرمت این دو هنرمند قابل بیان نیست .
گوگوش پس از پیروزی انقلاب اسلامی مورد توجه یک خاندان بزرگ و پرقدرت انقلاب قرار گرفت و این بندگان خدا درست و یا نادرست تصور می کردند که گوگوش آن ترانه معروف ( آقا خوبم آقا خوبم ! ) را برای یک آقایی خوانده و از این طریق مراتب ارادت خود را ثابت کرده است !
چند هفته پس از رفتن شاه از ایران و آمدن اسلامیون که دادگاه انقلاب هنرمندان اعم از بازیگر و خواننده و رقاصه و موزیسین را احضار و بازجویی می کرد ، یک جوانی که در روزنامه اطلاعات و در مجله اطلاعات هفتگی خبرنگار غیر موظف و حق التحریری بود و بعد از پیروزی انقلاب به واسطه آنکه پدرش معمم بود خود را با فرصت طلبی وارد تشکیلات انقلابی ها کرده بود سراسیمه سراغ من آمد و تلفن خصوصی گوگوش را از من خواست و گفت برای فلان اشخاص می خواهم که خیلی مشتاق ملاقات با گوگوش هستند !
گوگوش به واسطه این ملاقات دچار جهش عقیدتی شد و مقنعه بر سر گذاشت و با یک کاسب ( حاجی بازاری ) پول و پله دار ازدواج کرد و ارتباطاتی هم با بعضی از مابهتران بهم زد .
یک روز در پشت چراغ قرمز خیابان حجاب گوگوش را دیدم و گفت که با یک حاج آقای متمول بازار ازدواج کرده و در خیابان جردن ( آفریقا ) روزگار می گذراند و برای ورزش و شنا روزها به باشگاه حجاب می آید !
در جریان قتل های زنجیره ای که مشکلات تبلیغاتی زیادی علیه جمهوری اسلامی در داخل و خارج درست کرده بود ناگهان جنجال رفتن گوگوش به آمریکا و شروع دوباره خوانندگی وی تمام توجهات از قتل های زنجیره ای را متوجه هنرنمایی گوگوش کرد !
در واقع امداد گوگوشی از غیب رسید !
گفته شد گوگوش پس طلاق گرفتن از حاجی بازاری با حاج مسعود کیمیایی ازدواج زده و حاج مسعود هم که ارتباطات قوی با حاج سعید داشته ، ترتیب گوگوش را برای عزیمت به آمریکا ( سال 1379 ) داد و خوانندگی مجدد گوگوش موجب شد کلیه کانال های تلویزیونی توجه خود از رویدادهای ایران را رها کرده و به حاجیه خانم گوگوش بپردازند !
وی هم اکنون از سرمایه گذاران و دست اندرکاران فعال شبکه تلویزیونی " من و تو " میباشد که از شبکه های تلویزیونی تاثیر گذار و موفق فارسی زبان می باشد .



نویسنده : دکتر اسکندر دلدم

منبع : صفحه فیس بوک دکتر اسکندر دلدم

نظرات

پست‌های پرطرفدار