مريم و مانی (۱۳۵۷) - كارگردان : كبري امین سعيدي - نويسنده : كبري امین سعيدي (م.شهرزاد)


كبري امین سعيدي (م.شهرزاد - Kobra Amin Saeedi (M.Shahrzad

مريم و مانی (۱۳۵۷) - كارگردان : كبري امین سعيدي - نويسنده : كبري امین سعيدي (م.شهرزاد)






Maryam o Mani (1979) - Directed By : Kobra Amin Saeedi (M.Shahrzad)

Director: Shahrzad (as Kobra Saeedi)

Writer: Shahrzad (as Kobra Saeedi)


***********************************************


مريم و مانی (۱۳۵۷) - كارگردان : كبري امین سعيدي - نويسنده : كبري امین سعيدي (م.شهرزاد)

مريم و مانی (۱۳۵۷) - نويسنده و كارگردان : كبري امین سعيدي (م.شهرزاد)

 مريم و مانی (۱۳۵۷)

 كارگردان :
 كبري امین سعيدي (م.شهرزاد)

 نويسنده :
 كبري امین سعيدي (م.شهرزاد)

 نوع فيلم : اجتماعي

خلاصه داستان :
مريم تكفل خانواده اي پرجمعيت را به عهده دارد. خانه مسكوني اين خانواده به علت تأخير در پرداخت اقساط بانك در شرف حراج است. مريم كه از فقر به تنگ آمده، در فرصتي كه پيدا مي كند، مبلغ هنگفتي پول از ماني تحصيلدار يك شركت سرقت كرده و با اين پول كليه ي گرفتاري هاي خانواده را مرتفع مي كند. عروسي به پا مي كند؛ اقساط و بدهي هاي معوقه ي بانك را پرداخته و زندگي از هم پاشيده اش را سامان مي دهد. در مقابل زندگي ماني كه حرفه اش نقاشي است و روحيه اي صادق و مهربان دارد از هم مي پاشد. ماني پيش از گرفتار شدن تصويري خيالي از مريم نقاشي مي كند و چون در بازجويي ها نمي تواند بيگناهي اش را به ثبوت برساند، راهي زندان مي شود. مادر مريم، تصويري را كه ماني از مريم نقاشي كرده تكثير مي كند و در محله مي چسباند و موجبات سرزنش وجدان و رسوايي مريم را فراهم مي كند.

.......................................................

ليست كامل عوامل فيلم مريم و ماني (۱۳۵۷)

گروه كارگرداني
۱-  كبري امین سعيدي (م.شهرزاد) .... كارگردان
۲- محمد حيدري .... دستيار كارگردان
۳- روحي ساوجي .... منشي صحنه

گروه فيلمنامه
۱-  كبري امین سعيدي (م.شهرزاد) .... نويسنده


گروه بازيگران

نام ... نقش
۱- پوري بنايي .... مريم
۲- منوچهر احمدي .... ماني
۳- آنيك شفرازيان .... خاتون
۴- عبدالصمد صمدي ....
۵- دلبر مردوخي ....
۶- ايرج سمندي ....
۷- محمد زواره ....
۸- روحي ساوجي ....
۹- قاسمي ....
۱۰- حسين خاني بيك ....
۱۱- هوشنگ كلهر ....
۱۲- گلشن ....
۱۳- سينا ....
۱۴- آذر ....
۱۵- جلال پيشواييان ....
۱۶- شيرين ....
۱۷- شهروز رضايي ....
۱۸- ليلي ....
۱۹- محمد سخن سنج ....
۲۰- سيما گرجي ....
۲۱- فريده ورجاور ....
۲۲- رضا طاهري ....
۲۳- محسن مهدوي .... آقاي سينا

گروه تهيه و توليد

۱- باربد طاهری  .... تهيه كننده
۲- جواد بنايي .... تهيه كننده
۳- داوود زاهد .... تهيه كننده

گروه فيلمبرداري
۱- جمشيد فرحي .... فيلمبردار
۲- داوود عرب .... دستيار فيلمبردار
۳- هوشنگ كلهر .... عكس

گروه تدوين
۱- مهدي اميرقاسم خاني .... تدوين

گروه موسيقي
۱- فريبرز لاچيني .... آهنگساز
۲- روبيك منصوري .... تنظيم موسيقي

گروه صدا
۱- روبيك منصوري .... ميكس
۲- منوچهر اسماعيلي .... سرپرست گويندگان
۳- روبيك منصوري .... افكت
۴- واروژ .... افكت

گروه چهره پردازي
۱- ايرج سمندي .... چهره پرداز

گروه تداركات
۱- منوچهر احمدي .... مدير تداركات
۲- محمد سخن سنج .... تداركات

گروه لابراتوار
۱- نريمان پيرام .... برش نگاتيو

ساير عوامل
۱- علي چوپانكار .... گروه فني
۲- احمد دلشاديان .... گروه فني
۳- شهروز رضايي .... گروه فني

مشخصات ديگر فيلم

مدت فيلم .... هشتاد و هشت (۸۸) دقیقه
كشور .... ايران
زبان .... فارسي
رنگ .... سياه و سفيد
صدا .... منو


*************************



خاطرات آقای منوچهر احمدی بازیگر سرشناس ایران : خانم «شهرزاد» اولین کارگردان زن ایران بود


 قدم های اولیه «خانم شهرزاد»از رقص وآواز در کاباره ها..وآشنائیش با آدم هائی که....

قبل از انقلاب دو نوع فیلم ساخته می شد،فیلم های آبگوشتی..وفیلم های هنری
در فیلم های آبگوشتی، سکانس های رقص وآواز ...تضمین کننده گیشه بود.....إإ
«خانم شهزاد»قبل از فیلم «قیصر» در بسیاری از فیلم های فارسی رقصیده بود
اما:بازی در فیلم «قیصر»وآشنائی ونزدیکی بیشترش با«مسعود کیمیائی»زندگی
اورا تغئیر داد.....کار در کاباره را کنار گذاشت،وهمیشه با کیمیائی ومحفل دوستان او 
به آشنائیش باروشنفکران جوانی که پاتوق اصلیشان «کانون پرورش فکری کودکان » با
آدمهائی چون «احمد رضا احمدی» «محمد علی سپانلو»«عباس کیا رستمی» و....و
و آشنائیش با کتاب...وخواندن و ..خواندن......چون تشنه از کویر گذشته ای به چشمه آب
زندگی کردن با«کیمیائی» وسرعت فراگیریش ...منجر به آسیستان اول کارگردان در فیلم
«داش آکل» ....جدا از نقشی که در فیلم داشت شد إ إ
وچون من نیز نقشی در فیلم مذکور داشتم....آشنائی بیشتری با او پیدا کردم
در فرصت هائی که پیش می آمد،و با هم گفتگو می کردیم.....از تعداد کتاب هائی که
در همین زمان کوتاه خوانده بود ،در هر زمینه ای ..تاریخ ..ادبیات و شعر ، تعجب کردم
واحساس کردم که چه روح حساسی ،در این جسم و روان خرد شده در آن محیط
نفرین شده ای که در آن،فقط « زنده » بوده نهفته....وهمین شناخت باعث همکاری
ما در آینده شد.

روابط عاشقانه درسینما بیشتر بر مبنای مطرح شدن،ودامن زدن وهیاهوی روزنامهاست کیمیائی در نیمه راه «خانم شهرزاد » رارها کرد، وبا « خانم گیتی» نرد عشق باخت إإ ا ورا
نیز زمانی که در اثر سرطان،بامرگ دست به گریبان بودرهاکرد..وبا خانم« گوگوش»....این به آنچه مورد نظرم هست ربطی ندارد....فقط برای یاد آوری زمانه ورابطه ها بود«خانم شهرزاد»در این در این موقعیت، نه می توانست ونه می خواست که به گذشته برگردد
ومردم وزمانه هم هنوزاورا به چشم همان رقاصه کاباره ها می دیدند، واو..و حرفها ومصاحبه هایش را جدی نمیگرفتند
در این فاصله درچند فیلم خوب نقش هائی رابازی کرد«تنگنا» از «امیر نادری»ب رای نمونه
خانم شهرزاد» در خود یک چیزهائی را پیدا کرده ،واحساس میکرد...که در گذشته نمیدانست
دیگر نمی خواست فقط بازیگر نقش باشد....احساس میکرد میتواند، وتوانائی آن را دارد که نقش آفرین باشد
بنویسد..وبسازد
در آنزمان برای اجازه کارگردانی بایستی یک فیلم کوتاه بسازی وبه « فرهنگ وهنر » به فرستی تا آنها 
به ارزیابی فیلم به پردازند،که این شخص استحقاق فیلم سازی دارد..یا نه «خانم پوری بنائی» هم کمک کرد برای ساختن این فیلم کوتاه وهم در آن بازی کرد...شهرزادبا ساختن این فیلم توانست اجازه کارگردانی را بگیرد، فیلم بسیار خوب وخوش ساختی شد به نام « آرزوهای مریم »..مشگل اصلی زمانی شروع شدکه ایشان، سناریوئی در دست داشت...وبه دنبال تهیه کننده می گشت به نام.........« مریم ومانی » و ... 

شادروان «باربد طاهری» سازمان ودفتری داشت و مشغول تهیه « سریال عیاران »
همیشه دوست داشت که کارهای بهتری از آنچه نمایش داده می شد، ارائه دهد.اولین کاری هم که در سینمای ایران کرد،امکان تهیه وساختن« فیلم« رگبار»ساخته ی
استاد بزرگ تئاتر وسینمای ایران « بهرام بیضائی» بود،وخود«باربد» هم فیلم بردارش بود
از او خواستم دفتری در ساختمانش در اختیار من بگذارد وکمک های دیگر ،که من بتوانم فیلم های هنری تهیه کنم.......بزرگواری کرد وپذیرفت، همکاریمان با ساختن فیلم«میراث»ساخته ی
« عبد الله غیابی »با بازی« خانم پوری بنائی» وخودم وآقایان«منوچهر فرید-وعنایت بخشی» شروع شد..........در این همین محدوده زمانی بودکه «خانم شهرزاد»در به در به دنبال تهیه کننده می گشت
روزی به دفتر من آمد....وسناریو «مریم ومانی » را به من داد،وخواست کمک کنم که بتواند این فیلم را بسازد
با شناخت قبلی که از او داشتم، میدانستم که میتواند،این قصه را فیلم کند، واحتما ل اینکه فیلم متفاوت خوبی هم ازکار در بیاید، بود 
اما .....ایشان با دومشگل بزرگ روبرو بود....یکی اینکه فیلمی که ساخته می شد هنری بود، وپاسخ گوی گیشه نبود
وفاجعه دیگراینکه هیچ تهیه کننده اورا جدی نمی گرفت...و به چشمم آنها، «خانم شهرزاد» همان شهرزاد رقاص کاباره ها بود إإ؟؟
با « گفتن اینکه نهایت تلاشم را خواهم کرد» خوشحال وبا امید رفت،قراربعدی را گذاشتیم ..موکول به گفتگوی من با «باربد» و ....


 با « باربد» جلسه ای گذاشتم ،فیلم کوتاه «آرزوهای مریم» را دید...وخلاصه قصه«مریم ومانی» را خواند
نگاه دوگانه ای داشت إ هم باور داشت که او میتواند به هرحال کار متفاوتی ارائه دهد «فیلمی هنری»... وتردید از اینکه
با شخصیت دوگانه ای « خانم شهزاد» فیلم به سرانجامی نرسد،سرمایه سوخت شود ..واین ریسگ بزرگی است
می گفت شنیده ام که دیوانه گی های لحظه ای دارد.....که این شایعه ها را« کیمیائی»بیشتر از آنچه بود،در جامعه
آن روز سینمائی و هنری به گونه ای مطرح میکرد،تا دامن خویش از رهاکردن او...وتجدیدفراشش را موجه تر جلوه دهد
البته« خانم شهرزاد» نا آرامی ها را داشت إإومن در طول فیلم برداری بیشترآن را دیدم،که به تعویض چند فیلم بردار در طی ساختن
فیلم منجر شد إإ....... در نهایت « باربد» راضی به دادن نگاتیو.. هزینه لابراتوار وخرج صحنه...وبه نوعی شریک در ساختن
فیلم شدم.....خانم « پوری بنائی»که پیشتر کمک کرده بود تا فیلم کوتاهش ساخته شود. بزرگواری کردوحاظر شد که
دست مزدش را پس از اکران وفروش فیلم بگیرد ... هزینه فیلم برداروگروه فنی..وهنرپیشه های دیگرش را من تقبل کردم
به اضافه بازی خودم.وتهیه کننده گیش.....که خود کار جدائی بود،سخت وزمان بر..از قبیل تهیه صحنه ها....غذا..وغیره
با همه ی سختی ها:که مهم ترینش بودجه مالی کم فیلم ،وخواسته های کارگردان«که منطقی بود»ودست بسته من...و....
وجنگ اعصاب های خرد کننده..........در ساختن فیلم بایستی یک هم آهنگی نسبی بین کارگردان وفیلم بردار وجود داشته باشد
تعویض فیلمبرداران، بیشتر به این دلیل بود که آنها این کارگردان از راه رسید ه، آنهم زن إإ « با آن گذشته اش» را نمی توانستند جدی بگیرند.......زن وکارگرانی؟؟......آنهم شهرزادإإإ....رقاصه ی دیروز کاباره ها ......و
وتحمیل نظرشان،در مورد زاویه دوربین و...و..وکارگردان که میدانست چه می خواهد،وبه خودش اطمینان داشت چه می سازد
در نهایت فیلم برداری تمام شدإ وکارهای فنی بعد از آن.....مونتاژ....موزیک....میگس..........وکپی آماده برای نمایش إإإإإ
نکته ی مهمی که دیگران ،نمی خواستند ویا نمی توانستند به فهمند...این بو دکه در نطر نمی گرفتند این خانم ،در یک برش
زمانی کوتاه...چه راه طولانی ای را طی کرده...وتوانسته خودش را ،از آن ظلم آباد وجایگاه نفرین شده......به اینجا برساند
که بتواند ..فیلم بسازد ...از ادبیات حرف بزند...شعر بگوید..می خواهد کتاب شعرش را چاپ کند إإ وبا آدمهائی که ده ها سال از نقطه نطر تحصیلات ومحیط تربیتی از او جلوتر بودند، به نقطه ای برسد که بتواند در مورد« بورخس » بحث کند إإ
زنی که در جای ..جای بدنش آثار ضربه های چاقوی« دیو سیرت کسانی »بودکه مردانگیشان را،اینگونه نشان میدادند إإ؟؟
زنی که از ۳ - ۴ سالگی در قهوه خانه ی محقر پدرش کار میکند......ودر ۵ - ۶ سالگیش به اوتجاوز می شود........إ إ
چگونه میتواندویا ممکن هست،که به یکباره همه ی آن سالهای جهنمی ،ومورد ظلم وتحقیر شدگی را فراموش کند ؟؟؟؟
وبه یکباره صد وهشتاد درجه تغئیر شخصیت بدهد ؟؟؟.....وادامه ی این تراژدی

......

فلیم برای اجازه اکران رفت وتوقیف شددر سال ۱۳۵۶........ودر سال ۱۳۵۸
در سالهائی که هنوز اوایل بستن زنجیر ها وقفل ها بود،واجازه ای درکار نبود
فیلم به نمایش گذاشته شد..وچون در آن زمان در ایران نبودم،قضاوتی هم نمیتوانم بکنم
میتوان گفت در هیاهوی آن روزگار،کسی به فکر نوشتن ونقد یک فیلم آنهم از خانمی
با آن گذشته....درحین شکستن وبستن کاباره ومیخانه ها...و....و آغاز نابودی وسوزاندن اصل
ونگاتیوهای فیلم های فارسی............. إإإ
نبود تمام آنچه که دراین چند نوشته ی پیاپی در مورد «خانم شهرزاد»به عنوان اولین کارگردان زن ایران نوشتم
یک احساس وظیفه میکردم از حق. وبی عدالتی کامل که در مورد این خانم، در تمامی این سالها شده بود،ومیشود
وبا دلایل ومدارکی که خود نیز در گیر ودر بطن حوادث مربوط به ساختن فیلم ایشان بود م، حقیقتی را گفته باشم
تا به امروز در هیچ نشریه سینمائی.........وکارنامه هائی که از سینمای ایران ارائه داده ومیدهند، از خانم کارگردانی به نام شهرزاد نامی برده نشده...........و نمی شود إإإ؟؟ واگر هم برده شده.......رقاصه ی کابارها
وفیلم های فارسی بوده
از بزرگداشت های سینمائی گرفته ...تا مصاحبه های سینمائی
همیشه از کسی نام برده شده ومیشود،.. زمانیکه « خانم شهرزاد» فیلم کامل سینمائی ساختند،ایشان در دبیرستان درس می خواندند
شخصی که لزومی نمی بینم از او نام ببرم....ویا ارزیابی در مورد ساخته هایش کرده باشم.................اگر هیچکس نداند
خود می داندکه او نخستین نبوده إإإ وای کاش یکبار......فقط یک بار در یکی از مصاحبه ها ویا نوشته هایش،
از این خانم مظلوم به مفهوم واقعی کلمه، در این بی عدالتخانه زمانه.........................یادی میکرد
وبه گمان من اعتراف به حقیقت، نه تنها اورا از جایگاهی که در آن قرار گرفته ویا داده شده ،پائین نمی آورد
بلکه بزرگواری ایشان را بیشتر ودر خور احترام والاتر ی قرار میداد
بگذریم.....از انچه سینما وسینما ئیان در حق او کردند...............شهرزاد هم با خیل دیگر اندیشان به زندان افتاد
گوئی در موقع گرفتن فیلم از اعتراض اولیه خانم ها، به اعتراض« یا روسری-یا توسری» به اضافه گناهان نا بخشوده اش إإ
چند سال بعد ،ویران ونیمه دیوانه رهایش کردند
در نوشته ی دیگری به نوشتن وشاعری او...و کتاب هایش..ونشریه و نویسنده بزرگواری که در خارج از ایران برای نخستین بار
اورا به نحو در خور ستایشی معرفی کرد........قصه ی پر غصه شهرزاد را .......و

 چه بسا انسان ها بزرگ با استعاد هائی درخشان به دلایلی خارج از اراده وخواست آنان ،دراین بی عدالت خانه ی جهان..زمانه آنها را ظالمانه ترد ویا به عمد فراموش می کند إإ
...

خانم شهرزاد هنرمندی بود به مفهوم واقعی کلمه ، واگرمحیط شکل گیری ومحیط تربیتس کمی ...فقط کمی بهتر ویا معمولی بود ،با اطمینان میتوان گفت امروز یکی از مفاخرادبیات...شعر و...سینمای شناخته شده ایران بود....وشاید هم فراتر إإ ؟؟
من در مقطعی در زندگی کوتاه فعالیت هنریش ، همراه وهمگام او در ساختن فیلم « مریم ومانی » که نویسنده و کارگردانش...با بازی من وخانم « پوری بنائی » بود و توانائیش را در نوشتن ..رمان ...شعر....وخواندن کتاب در هر زمینه ای....وتشنه ی دانستنش، هر روز شاهد بودم.

****************



روايت «ابراهيم گلستان» از «شهرزاد»، و حال «مهدي اخوان ثالث» از شنيدن شعرش


اما حرف‌هايمان در حد شعر بيشتر به‌ هم مي‌خورد. در حد شعر، نه شاعرها. . . روز رسيدنش به هديه کتابي به من بخشيد که يک جنگ از شعرهاي نو فارسي بود . . . يک چند روز بعد ازم پرسيد آن را چگونه مي‌بينم. . . گفتم در اين جنگ از آنهايي که شعرشان بي‌پاست برگزيده‌هايي هست. . . بعد رفتم آن جلد لاغر آکنده از بيان زندۀ بيدادگر را که سالها پيش با عنوان «با تشنگي پير مي‌شويم» در آمد، در آوردم. از آن برايش تکه‌ها خواندم. شعر کار خود را کرد. خود را مي‌گرفت نگريد، که عاقبت نتوانست. افتاد به هق‌هق. بلند شد رفت. بعد که آمد گفت: اين از کجا آمد، کيست؟ گفتم: همين ديگر. بي‌خبر هستيم. به‌خود گفتم، و همچنان هميشه مي‌گويم، در دالان تنگ هياهوي پرت غافل مي‌شويم از دنيايي که در همسايگي زندگي دارد. گفت: مثل رگ بريده خون زنده ازش مي‌ريخت. گفتم: همين ديگر. گفت اسمش هم به گوش من نخورده بود، اسمش چيست؟ گفتم: همين ديگر. اشکال از اسم و آشنايي با اسم مي‌آيد. از روي اسم چه مي‌فهميم؟ اسمش بنا به آنچه معروف است «شهرزاد» است. گفت: نشنيده بودم من. گفتم: شايد هم ديگر خودش نمانده باشد که باز بگويد تا بعد اسمش را در آينده ياد بگيريم. به هر صورت، اول شاعر نبود، مي‌رقصيد. نگاهم کرد. شايد از فکرش گذشت که دستش مي‌اندازم، که دور باد از من در حرمت دوست. گفت: ما تمام مي‌رقصيم. گفتم: بعضي بسيار بد جفتک مي‌اندازند. و بعد رفتيم توي آفتاب نشستيم.. کتابش را برداشت شروع کرد به خواندن

  .........

شعر «پرنده‌ی مهاجر» از کتاب «با تشنگی پیر می شویمَ» : كبري امین سعيدي (م.شهرزاد) :

تلنگری بر آب زدم
سازی که زمین آنرا می‌شنود
آسمان آنرا می‌شنود
تلنگری بر گیجگاه عشق
رعدی سخت درمی‌گیرد
پرنده مهاجر تنم بال می‌گشاید و می‌خواند
زندگی اینگونه است
تلنگری بر دهان کاملترین انسان
پایان آرامش
و یا آغاز

نویسنده : منوچهر احمدی


***************************

سپاس فراوان از سرور ارجمند جناب آقای منوچهر احمدی و آقای امید خاکپور نیا برای دراختیار گذاشتن مطالب و تنها نسخه موجود از فیلم (مریم و مانی).

تهیه ٬ تنظیم و آپلود فیلم : پرهام شریعتی (شازده)


***********************************************


مريم و مانی (۱۳۵۷) - كارگردان : كبري امین سعيدي - نويسنده : كبري امین سعيدي (م.شهرزاد)

Maryam o Mani (1979) - Director : Kobra Amin Saeedi (M.Shahrzad) - Writer (Author) : Kobra Amin Saeedi (M.Shahrzad)




نظرات

پست‌های پرطرفدار