«پرویز فنی‌ زاده»؛ یکی از بهترین بازیگران مرد تاریخ سینمای ایران - بخش اول


«پرویز فنی‌ زاده»؛ یکی از بهترین بازیگران مرد تاریخ سینمای ایران - بخش اول

*******


 اگر پرويز فني‌زاده در همه‌ي عمر هنري‌اش تنها ايفاگرِ نقش "مش‌قاسم" در مجموعه‌ي تلويزيوني "دايي‌جان ناپلئون" بود، كافي بود تا نامش را به عنوان يكي از بهترين و بزرگترين بازيگران سينماي ايران به خاطر بسپاريم. افسوس كه با خودش مهربان نبود و همچون آقاي "حكمتي" در فيلم "رگبار"، رگباري بود كه بر سينماي ايران باريد و متاسفانه خيلي زود از ميان ما رفت.
اين مصحح و حروف‌چينِ سابق روزنامه‌ي "اطلاعات"، هفتم بهمن ماه سال ۱۳۱۶ در تهران به دنيا آمد. از سال ۱۳۳۵ با حضور در گروه تئاتري آماتوري به نام "گل سرخ"، فعاليت بازيگري خود را آغاز كرد. دو سال بعد به تحصيل در هنرستان هنرهاي دراماتيك پرداخت و از سال ۱۳۴۰ با حضور در گروه تئاتري پاسارگاد و استعفا از روزنامه‌ي "اطلاعات"، به صورت حرفه‌اي به بازيگري پرداخت.
طي بيست سال فعاليت هنري، در بيست‌وچهار نمايش، چهارده فيلم سينمايي، يك فيلم نيمه‌بلند و سه مجموعه‌ي تلويزيوني حضور يافت. در دوران فعاليت‌هاي نمايشي‌اش، بيشتر با گروه خليل موحد ديلمقاني به نام "ميترا" همكاري كرد، اگرچه با ساير گروه‌هاي تئاتري نيز به صورت پراكنده، همكاري داشت. عمده‌ي نمايش‌هايي كه بازي كرد، آثاري از غلامحسين ساعدي بودند. نمايش‌هايي همچون: زاويه، ديكته، مرده‌هاي بي‌كفن و دفن، چوب بدستهاي ورزيل، باغ‌وحش شيشه‌اي، حسن‌كچل، آي باكلاه آي بي‌كلاه، خبرچين، پرواربندان، سرباز لاف‌زن، يك نوكر و دو ارباب و... آثاري كه متاسفانه جز عكس‌هايي پراكنده، هيچ نشاني از آنها باقي نمانده است.
اگر گفته‌ي "هگل" فيلسوف نامدار آلماني، درباره‌ي بازيگري را بپذيريم كه "بازيگر با تمام وجود، با چهره، قيافه و با صداي خود هنرآفريني مي‌كند، وظيفه‌ي او اين است كه خويشتن را با نقشي كه برعهده دارد يكي سازد..."، آنگاه بايد از پرويز فني‌زاده به عنوان بازيگري كامل ياد كنيم.
مهمترين ويژگي فني‌زاده در بازيگري، استحاله‌ي كامل در نقش بود. به طوري كه به سختي مي‌شد ردي از شخصيت خودِ او در نقش پيدا كرد و يكسره تبديل به كاراكتري مي‌شد كه مي‌خواست ايفا كند. كمتر پيش آمده بازي‌هايش را به واسطه‌ي نام خودش به ياد بياوريم. هميشه پيش از نام خودش، اسامي نقش‌ها به ذهن آمده، همچون: آقاي حكمتي، مش‌قاسم، محمد، عباس چاخان، مليجك و...
در سال ۱۳۴۴، فني‌زاده براي نخستين بار جلوي دوربين سينما قرار گرفت. "خشت و آينه" ساخته‌ي ابراهيم گلستان شروع فعاليت سينمايي او و تني چند از بزرگان تئاتر ايران بود؛ نام‌هايي چون جمشيد مشايخي، محمدعلي كشاورز، منوچهر فريد و... فني‌زاده در اين فيلم ايفاگر نقش كوتاهي بود به نام پرويز! او جوان روشنفكر و هنردوستِ اخته‌ايست كه به همراه تني چند از دوستانش هر روز عصر در كافه‌اي گرد هم مي‌آيند و با هم به بحث مي‌پردازند. دلمشغولي او حل كردن جدول است. در بيشتر لحظاتي كه او را مي‌بينيم، ساكت و آرام در كنار جلال مقدم نشسته، به سيگار كشيدن مشغول است و اصرار عجيبي دارد كه دود سيگار را به صورت حلقه حلقه بيرون دهد! كم حرف مي‌زند و در تنها زماني كه لب به سخن باز مي‌كند، چيزي جز ياوه‌گويي ندارد، چراكه معتقد است "حرف آدم درست مثل چاه‌س. حرف بزني، چاه واز كردي بيفتي توش." اما اين نقش كوتاه، مجالي براي بروز استعداد فني‌زاده نبود. نمايش فيلم تحت تاثير هياهوي نمايش "گنج قارون" (سيامك ياسمي) قرار مي‌گيرد و در زمان خودش ديده نمي‌شود. گذر زمان باعث مي‌شود تا به فيلم توجه دوباره‌اي شود، در عين حال، بيشترين ستايش‌ها نثار گلستان و خودِ فيلم مي‌شود و كمتر به بازي‌هاي بازيگران توجه مي‌شود.
در آن دوره بازيگران تئاتر، حضور در سينما را با توجه به كيفيت فيلم‌ها، براي خود كسر شأن به حساب مي‌آوردند. از طرفي حضور مداوم آنان در آثار سينمايي، باعث اخراج‌شان از اداره‌ي تئاتر مي‌گرديد. به همين دليل، دومين حضور فني‌زاده بر پرده‌ي سينما، چهار سال طول مي‌كشد. در سال ۱۳۴۸، داريوش مهرجويي براساس يكي از داستان‌هاي "عزاداران بيل" نوشته غلامحسين ساعدي، فيلم "گاو" را با حضور جمعي از بازيگران تئاتر مي‌سازد. فيلمي كه به همراه "قيصر" ساخته‌ي مسعود كيميايي، از بنيان‌هاي موج نوي سينماي ايران مي‌شوند. فيلم مورد ستايش‌هاي بسيار قرار مي‌گيرد و اكثريت نگاه‌ها به آن مثبت است. با اين حال در ميان بازيگران، بيشتر از هر كس "عزت‌الله انتظامي" به واسطه‌ي نقش پررنگش ديده مي‌شود و سايرين جز "علي نصيريان"، كمتر ديده مي‌شوند. بازي فني‌زاده نيز كه نقش كوتاهي در فيلم دارد، به چشم نمي‌آيد.
فني‌زاده در سال ۱۳۵۱، باز در نقشي كوتاه و مكمل در فيلم "غريبه" به كارگرداني شاپور قريب حضور پيدا كرد. او در اين فيلم به نقش "عباس" معروف به عباس چاخان ظاهر شد. "عباس چاخان" دوست صميمي "قاسم سياه" (با بازي بهروز وثوقي) بود كه هميشه در حال خيال بافي و لاف‌زني از رابطه‌هاي عاشقانه‌اي بود كه هيچگاه اتفاق نيفتاده بود؛ چرا كه معتقد بود "زندگي چاخان‌ئه"! با همه‌ي تلاش فني‌زاده جهت جلوه‌ي اين نقش، به دليل حضور پررنگ نقش قاسم سياه، بازي او نيز تحت تاثير حضور وثوقي قرار گرفت. اما سرانجام، اتفاق مهم براي او در همين سال افتاد: بازي در نقش اصلي فيلم "رگبار" اولين ساخته‌ي بلند بهرام بيضايي. آقاي "حكمتي" او را به شهرت ‌رساند و موفق به دريافت جايزه‌ي بهترين بازيگر مرد از پنجمين دوره‌ي جشنواره‌ي سپاس گرديد.
آقاي حكمتي، معلمي‌ست كه به منطقه‌اي فقير نشين وارد مي‌شود. او تلاش مي‌كند تا با حضور خود بتواند اثري بر محيط پيرامونش بگذارد. سعي مي‌كند تا سالن نمايش مدرسه را راه‌اندازي كند و در اجراي اين امر، تنها شاگردانش به او كمك مي‌كنند و سايرين از همراهي خودداري مي‌كنند. اما به هنگام بهره‌برداري از سالن، سروكله‌ي سهم‌خواهان اين موفقيت پيدا مي‌شود. در نهايت، حكمتي بايد برود. حكمتي، معلمي‌ست كه به گفته‌ي خودش در او هيچ عنصر قهرماني نيست. مثل هر انسان ديگري داراي نقاط ضعف و قوتي‌ست كه خود به خوبي از آن آگاه است و فني‌زاده به خوبي اين وجوه شخصيتي او را به ما نمايش مي‌دهد. سكانس مربوط به درگيري و كتك خوردن او از آقا رحيم (با بازي منوچهر فريد)، يكي از به‌ياد ماندني‌ترين لحظات فيلم و بازي فني‌زاده است.
به نظر مي‌رسيد موفقيت حضور در "رگبار" سرآغاز موفقيت‌هاي بعدي باشد، اما اين تازه شروع مشكلات در مسير حرفه‌اي فني‌زاده است.


............


آقاي حكمتي، معلمي‌ست كه به منطقه‌ اي فقير نشين وارد مي‌شود. او تلاش مي‌كند تا با حضور خود بتواند اثري بر محيط پيرامونش بگذارد. سعي مي‌كند تا سالن نمايش مدرسه را راه‌اندازي كند و در اجراي اين امر، تنها شاگردانش به او كمك مي‌كنند و سايرين از همراهي خودداري مي‌كنند. اما به هنگام بهره‌برداري از سالن، سروكله‌ي سهم‌خواهان اين موفقيت پيدا مي‌شود.

نظرات

پست‌های پرطرفدار