«پرویز فنی‌ زاده»؛ یکی از بهترین بازیگران مرد تاریخ سینمای ایران - بخش دوم


«پرویز فنی‌ زاده»؛ یکی از بهترین بازیگران مرد تاریخ سینمای ایران - بخش دوم

****************

پس از بازي در فيلم «رگبار»، پرويز فني‌زاده با اداره‌ي تئاتر دچار اختلافاتي مي‌شود و در نهايت از آن مركز اخراج مي‌شود. خودش در مورد اين مشكل در مصاحبه‌اي گفته است: «بعد از رگبار مدتي بيكار شدم، چون حرفي زده بودم كه مركز تئاتر را خوش نيامده بود، گفته بودم در مركز تئاتر در حال پوسيدن‌ام، كه عار نيست و راست گفته بودم. اما به هر حال خوشايندشان نبود و به بيكاري منجر شد. من در مقام بازيگر نمي‌توانم خودم توليد كننده باشم و به كارگرداني نياز دارم كه مرا به كار وا دارد.» همين امر، باعث شد تا او در فيلم‌هايي حضور پيدا كند كه تنها دليل آن را بايد كسب درآمد دانست.
و اين‌گونه بود كه در سال ۱۳۵۲، شاهد يكي از عجيب‌ترين حضورهاي پرويز فني‌زاده مقابل دوربين سينما بوديم؛ ايفاي نقش كوتاهي به عنوان پزشك يك تيمارستان در فيلم بد و مبتذل «قربون هر چي خوشگله» به كارگرداني نظام فاطمي. فيلمي كه در ميان آثار سازنده‌اش هم، جزو ضعيف‌ترين‌ها به شمار مي‌آيد و در گيشه نيز موفق نبود.

در همين سال او در فيلم «تنگسير» به كارگرداني امير نادري نيز حضور پيدا مي‌كند. نقش او، "اسماعيل" شاگرد يك مشروب‌فروشي‌ست كه صاحب آن به "زارمحمد"، هنگامي كه ماموران در جستجوي اوهستند، در گوشه‌اي از مشروب‌فروشي پناه داده است. اسماعيل، زاده‌ي دلوار است و حاضر مي‌شود پيغامي براي زارمحمد ببرد اما به هنگام بازگشت به دليل قانون حكومت نظامي، جان خود را از دست مي‌‌دهد. هرچند نقش كوتاه است، ولي فني‌زاده اين بار از اين نقش كوتاه، حضوري به‌ يادماندني مي‌سازد. سكانس مواجهه‌ي او با زارمحمد، يكي از زيباترين سكانس‌هاي فيلم و بازي اوست. بيشتر حضور او در اين سكانس، در نماهاي بالاتنه خلاصه شده و فني‌زاده با علم بر اين موضوع، همه‌ي بازيش را در صورت و نگاهش آورده است. بازي او به قدري خوب است كه حتي نقش‌آفريني بهروز وثوقي را نيز تحت تاثير قرار مي‌هد. فني‌زاده در بيشتر فيلم‌هايش، به جاي خودش صحبت كرده است و در "تنگسير"، برخلاف ساير گويندگان كه لهجه‌ي جنوبي را خيلي ابتدايي و با تغيير "اَ" يا "اُ" بيان مي‌كنند، به خوبي با اين لهجه صحبت كرده.

سال ۱۳۵۴، سال نمايش مجموعه‌ي تلويزيوني "دايي‌جان ناپلئون" به كارگرداني ناصر تقوايي از تلويزيون بود. سريالي كه نه تنها نقطه‌ي عطفي در تاريخ مجموعه‌هاي تلويزيوني ايران به شمار مي‌آيد، بلكه براي تمامي بازيگران آن نيز يك اتفاق مهم است. اين سريال كه با اقتباس از رمان معروف "ايرج پزشكزاد" ساخته شده بود، يكي از بهترين تركيب‌هاي بازيگران را دارد. نقش‌ها، حتي نقش‌هاي كوچك، همگي با دقت و وسواس انتخاب شده بودند. در اين ميان دو سه نقش، از جمله دايي‌جان، مش‌قاسم و اسدالله‌ ميرزا بيشتر از ساير نقش‌ها به چشم آمدند. جالب است كه انتخاب‌هاي اوليه براي اين سه نقش كسان ديگري بودند: علي نصيريان براي دايي‌جان، عزت‌الله انتظامي براي مش‌قاسم و داوود رشيدي براي اسدالله ميرزا.

گويا بايد اين مهم را به فال نيك گرفت كه در نهايت انتخاب‌ها، كسان ديگري شدند. مخصوصا مشكل بتوان به جاي دايي‌جان و مش‌قاسم، بازيگران ديگري جز غلامحسين نقشينه و پرويز فني‌زاده را تصور كرد. نقش مش‌قاسم داراي دو ويژگي مهم است. او پيرمردِ خدمتكارِ ساده‌دل و مهرباني‌ست كه در خلوت خود و در مواجهه با سعيد (سعيد كنگراني)، آدمي‌ست مهربان و دلسوز. ولي زماني كه به دايي‌جان مي‌رسد و يا در جمع قرار مي‌گيرد، گويي خود باور دارد كه يك قهرمان ملي‌ست و از رشادت‌ها و نبردهايي كه در كنار آقا بوده، با چنان آب‌وتابي سخن مي‌گويد كه آقا را نيز وادار مي‌كند تا ب‍‍پذيرد در تمامي اين نبردهاي خيالي، او نيز در كنارش حضور داشته است! استادي فني‌زاده در ايفاي اين نقش‌ و تضادهاي رفتاري مش‌قاسم، آن‌چنان است كه اغراق نيست اگر بگوييم اين كاراكتر، شاه‌نقش كارنامه‌ي او و يكي از ماندگارترين شخصيت‌هاي خلق شده در تاريخ سينما و تلويزيون ايران است.

در همين سال شاهد يكي ديگر از بازي‌هاي به يادماندني او هستيم؛ بازي به نقش كوتاه ولي مهم "محمد" در فيلم "گوزنها" ساخته‌ي مسعود كيميايي. محمد، يكي از نقش‌هاي فرعي "گوزنها" است، ولي ويژگي‌هاي خودِ نقش و از طرفي حضور فني‌زاده و بازي او، اين نقش كوتاه را جلوه‌اي دو چندان مي‌بخشد. ظاهرا محمد، قاچاقچي ترياك است كه ماموران در جستجوي اوهستند. ولي به نظر مي‌رسد قاچاقچي بودن، بيشتر بهانه‌ايست براي فرار از دست مميزي. به نظر مي‌رسد او يك مبارز سياسي‌ست. مخصوصا شمايلش با آن عينك، و پاسخ ندادنش به قدرت، زماني كه از او سئوال مي‌كند "جرم تو چيه؟"، اين ظن را بيشتر تقويت مي‌كند. از طرفي اين‌گونه به نظر مي‌رسد كه او باعث به دام افتادن قدرت مي‌شود. فني‌زاده ويژگي‌هايي را به نقش اضافه مي‌كند كه اين تزلزل اراده در محمد را تقويت مي‌كنند. نوع راه رفتنش را به خاطر بياوريم با آن لنگيدن به خصوص و يا نگاه‌هاي هراسانش را وقتي وارد اتاق سيد مي‌شود. حضور او در "گوزنها" اثباتي‌ست بر اين مدعا كه نقش كوچك و بزرگ نداريم، بلكه بازيگر كوچك و بزرگ داريم.

در سال بعد، باز شاهد پخش مجموعه‌ي تلويزيوني ديگري با بازي خوب فني‌زاده بوديم: "سلطان صاحبقران" به كارگرداني علي حاتمي. او در اين سريال ايفاگر نقش "مليجك" بود. شخصي كه خوب مي‌دانيم در تاريخ كه بوده و همين شايد باعث مي‌شد تا هر كسي حاضر به بازي در اين نقش نشود. با اين‌حال فني‌زاده اين نقش را پذيرفت و در خصوص آن گفت: « نقش مليجك در "سلطان صاحبقران" اين خطر را براي من داشت كه به دليل برخي شايعات در مورد او با نوعي برداشت و نگرش ناخوشايند مواجه شوم.»

در سال ۱۳۵۶ كامران قدكچيان بر اساس فيلمنامه‌اي از فريدون گله، فيلم "جمعه" را مي‌سازد. پرويز فني‌زاده در اين فيلم در نقش مرد متاهلي به نام منصور ظاهر مي‌شود. "جمعه" يك فيلم تلف شده است. از آن دست فيلمنامه‌هاست كه ظاهرا گله به قصد پول نوشته و مقداري هم عناصر مد روز به آن اضافه شده است. فيلم ايرادهاي بي‌شماري در فيلمنامه و روابط بين شخصيت‌هايش دارد و آدم‌هايش كاملا تك بعدي هستند. قدكچيان هم نتوانسته چيز بيشتري به اين فيلمنامه عليل اضافه كند. بازي‌هاي بازيگران عموما ضعيف و پر از اغراق هستند. در اين بين بازي فني‌زاده نيز چنگي به دل نمي‌زند و در حركاتش به نظر مي‌رسد تحت تاثير نقش مش‌قاسم است.

فني‌زاده در كارنامه‌ي كم‌حجم خود، در چند فيلم ديگر نيز بازي كرد: "شام آخر" به كارگرداني شهيار قنبري و فيلم نيمه‌بلند "بوف‌كور" به كارگرداني كيومرث درمبخش در سال ۱۳۵۴، "باغ بلور" به كارگرداني ناصر محمدي، "سرخ‌پوست‌ها" به كارگرداني غلامحسين لطفي و "قدغن" به كارگرداني عليرضا داوودنژاد در سال ۱۳۵۷ كه عليرغم ارزش‌ها و نواقص اين آثار، امتيازي براي فني‌زاده در بازيگري به حساب نمي‌آيند.

همچنين در سال ۱۳۵۶، در فيلم "تپه ۳۰۳" به كارگرداني امان منطقي نيز حضور يافت. فيلمي كه ادعاي پرخرج‌ترين اثر جنگي تاريخ سينماي ايران را داشت و جمعي از بازيگران سرشناس در آن حضور داشتند. ولي هيچگاه به نمايش عمومي درنيامد و از چند و چون آن اطلاعي در دست نيست و با توجه به پيشينه‌ي سازنده‌اش، بعيد به نظر مي‌رسد اثر قابل توجهي باشد.

ولي " آقا، دروغ چرا؟ تا قبر آ... آ... آ... آ..."، در نهايت فيلم "اعدامي" به كارگرداني محمدباقر خسروي در سال ۱۳۵۸، نقطه‌ي پايان ناتمامي بود بر يك عمر فعاليت هنري پرويز فني‌زاده. فني‌زاده در اوايل فيلمبرداري اين فيلم درگذشت و ادامه‌ي نقش او، به "رضا كرم‌رضايي" سپرده شد. حتي در همين حضور كوتاه و ناتمام هم مي‌توان تفاوت بازي او با كرم‌رضايي را در ايفاي يك نقش واحد ديد. نقشي كه فني‌زاده از آن يك عاقل ديوانه‌نما ترسيم كرده بود ولي كرم‌رضايي يكسر آن را ديوانه خلق كرد.
پرويز فني‌زاده در روز پنجم اسفند سال ۱۳۵۸ براثر كزاز درگذشت و در بهشت‌زهرا به خاك سپرده شد. يادش براي هميشه گرامي.

************


"سلطان صاحبقران" به كارگرداني علي حاتمي. او در اين سريال ايفاگر نقش "مليجك" بود. شخصي كه خوب مي‌دانيم در تاريخ كه بوده و همين شايد باعث مي‌شد تا هر كسي حاضر به بازي در اين نقش نشود. با اين‌حال فني‌زاده اين نقش را پذيرفت و در خصوص آن گفت: « نقش مليجك در "سلطان صاحبقران" اين خطر را براي من داشت كه به دليل برخي شايعات در مورد او با نوعي برداشت و نگرش ناخوشايند مواجه شوم.»






نظرات

پست‌های پرطرفدار