ملكوت (۱۳۵۵خ - ۱۹۷۶م) - كارگردان : خسرو هريتاش - نويسنده : خسرو هريتاش


The Divine One (Malakout) (1976 - 1355) - Director : Khosrow Haritash
Author (Writer) : Khosrow Haritash, Bahram Sadeghi (story)






**************************

ملكوت (۱۳۵۵خ - ۱۹۷۶م) - كارگردان : خسرو هريتاش - نويسنده : خسرو هريتاش


ملكوت (۱۳۵۵)

كارگردان :
 خسرو هريتاش

 نويسنده :
 خسرو هريتاش

خلاصه داستان :
مودت در يك مهماني، كه در باغش برگزار كرده، مسموم مي شود. دوستانش او را براي معالجه به مطب دكتر حاتم مي برند. دكتر در گفت وگو با منشي جوان مودت خود را از شايعاتي ، كه درباره اش بر سر زبان ها است ، تبرئه مي كند. دكتر حاتم از بيماريش م.ل مي گويد كه در طبقه ي دوم محل سكونت او بستري است و اصرار دارد كه تنها عضو باقي مانده ي بدنش قطع شود. دكتر حاتم و منشي جوان به زير زمين مطب- كه محل زندگي شكو ، نو كر سياه و دو رگه ي م.ل است- مي روند. منشي در تابوتي ، كه م. ل همراه خود آورده ، با جسد موميايي پسر جوان م.ل روبه رو مي شود. پسر جوان م.ل مريد دكتر اتم بوده و توسط پدر كشته شده است ، و م.ل از بابت فاصله اي كه دكتر حاتم بين او وفرزندش به وجود آورده درصدد گرفتن انتقام از اوست . شكو اوقاتش را با ساغر ، همسر جوان دكتر حاتم، مي گذراند. دكت حاتم- كه همه ي شاگردان و همسرانش را به قتل رسانده - ساغر را به جرم خيانت خفه مي كند . م.ل ، قبل از آن كه دست راست خود را قطع كند، خاطراتش را مي نويسد. او به دكتر حاتم پيشنهاد مي كند كه آمپولي به او تزريق كند تا حيات شادي آور برايش به ارمغان بياورد . دكتر حاتم ، كه اهالي شهر را با تزريق آمپول مسموم كرده تا وجود آلوده ي آن ها را از روي زمين پاك كند، م.ل را با تزريقآمپول مسموم مي كند ، و سپسبه شهري ديگر مي رود تا از نو نقشه ي خود را در مورد اهالي آنجا نيز عملي كند.


***********

ليست كامل عوامل فيلم ملكوت (۱۳۵۵)

گروه كارگرداني
۱- خسرو هريتاش .... كارگردان
۲- حسين زندباف .... دستيار كارگردان

گروه فيلمنامه
۱- خسرو هريتاش .... نويسنده

گروه بازيگران
نام ... نقش
۱- بهروز وثوقي ....
۲- عزت اله انتظامي ....
۳- ژاله سام ....
۴- جمشيد گرگين ....
۵- پري اميرحمزه ....
۶- كامران نوزاد ....
۷- صابر آتشين ....
۸- هدايت اله نويد ....
۹- فريد كتابي ....
۱۰- عصمت تابش ....
۱۱- عرش پورزارعي ....
۱۲- تقي سپيدنامه ....
۱۳- مهرداد حاج رسولي ....
۱۴- محمد حاج حسيني ....
۱۵- سعيد پناهنده ....
۱۶- مسعود مكاتيان ....

گروه تهيه و توليد
۱- بهمن فرمان آرا .... تهيه كننده
۲- محمدعلي نقي كني .... مدير توليد
۳- علي كنگراني .... مدير توليد

گروه فيلمبرداري
۱- هوشنگ بهارلو .... مدير فيلمبرداري
۲- احمد ابراهيمي .... فيلمبردار
۳- احمد ابراهيمي .... نورپرداز
۴- مصطفي لاجوردي .... نورپرداز
۵- محمد بخش .... دستيار فيلمبردار
۶- امير عرب الباجي .... دستيار فيلمبردار
۷- حسين قديمي .... دستيار نورپردازي
۸- محمد مجيدي .... دستيار نورپردازي
۹- فرهاد فرهادي .... عكس

گروه تدوين
۱- خسرو هريتاش .... تدوين

گروه صحنه و لباس
۱- داريوش رادپور .... طراح صحنه
۲- ملك جهان خزاعي .... طراح لباس
۳- حسن كريميان .... مسئول لباس
۴- سامي تحصني .... ساخت دكور

گروه موسيقي
۱- كامبيز روشن روان .... آهنگساز

گروه صدا
۱- روبيك گريگور يانس .... صدابردار
۲- روبيك گريگور يانس .... ميكس
۳- علي كسمايي .... سرپرست گويندگان
۴- اسحاق خانزادي .... افكت

گروه چهره پردازي
۱- عبداله اسكندري .... چهره پرداز


مشخصات ديگر فيلم

مدت فيلم .... هشتاد و نه (۸۹) دقیقه
كشور .... ايران
زبان .... فارسي
رنگ .... سياه و سفيد
صدا .... منو - منولوگ (گفتگوی تنهایی)


***************************
































******************************

The Divine One (Malakout) (1976 - 1355) - Director : Khosrow Haritash
Author (Writer) : Khosrow Haritash, Bahram Sadeghi (story)


ملكوت (۱۳۵۵خ - ۱۹۷۶م) - كارگردان : خسرو هريتاش - نويسنده : خسرو هريتاش


ملكوت، فیلمی در پردۀ ابهام
(عباس بهارلو، «فارابی»، شماره ۶۴)

همان‌ قدر كه «ملكوتِ» بهرام صادقي (۱۳۶۳ ــ ۱۳۱۵) داستانِ مشهور و در دورۀ خود پرمخاطب بود، فيلم «ملكوت»، كه براساس همين داستان توسط خسرو هريتاش (۱۳۵۹ ــ ۱۳۱۱) ساخته شده، مهجور و كم‌تر ديده ‌شده‌ است. صادقي «ملكوت» را نخستين‌بار در سوم دي ۱۳۴۰ در «كيهان هفته» منتشر كرد، و هريتاش فيلمش را اول‌بار در پنجمين جشنوارۀ فيلم تهران (سيزده آذر ۱۳۵۵) نمايش داد. «ملكوت» تنها داستان بلند صادقي و آخرين فيلمِ سينمايي هريتاش است. صادقي و هريتاش، هر دو در ميان‌سالي (۴۸ سالگي) چشم از جهان فروبستند.
دنياي شخصي و ادبي بهرام صادقي بيش‌وكم از يك جنس است. او داستان‌هايش را بر همان سبك و سياقي كه زندگي مي‌كرد مي‌نوشت. پرسش‌هاي هميشگي‌اش براي يافتن معناي زندگي «براي چه؟» و «به‌چه منظور؟» بود. «من دايم در روح خودم بين اين‌دو جنبه سرگردانم. يك جنبه اين اميد كه شايد بشود خوبي را، عدالت را، برقرار كرد. شايد بشود جامعه‌اي ساخت كه بتوان در آن زندگي كرد؛ اما با اين همه زندگي پوچ است، بي‌هدف است و شايد بشود همين بي‌هدفي و همين پوچي را عمل كرد؛ اما قطب ديگر نيز جاذبه‌اش را دارد. اين مسئلۀ من است و مسئله‌اي است كه در اغلب قهرمانان من هم ديده مي‌شود.» هريتاش دست‌كم با ساختن فيلم‌هاي «آدمك» (۱۳۵۰) و «سريدار» (۱۳۵۵) نشان داده بود كه با اين دنيا بيگانه نيست؛ با وجود اين، «ملكوت» به چند دليل اقتباس مناسب و وفادارانه‌اي از داستان بلند صادقي نيست. ايرادهايي از چند زاويه به فيلم وارد است.
«ملكوتِ» صادقي روايت خطي و متعارفي ندارد، و به‌شيوۀ داستان‌هاي مدرن با تلفيق جريان سيال ذهن و سوم شخص روايت مي‌شود؛ جهانِ داستان آميخته به ديدگاه‌هاي كلي، ذهني و روان‌شناختي است؛ قابليت بصري اندكي دارد و فضاسازي‌هاي ذهني آن براي عينيت‌يافتن در «واقعيتِ بصري» يا سينمايي محدوديت‌هاي فراواني دارد. دل‌مشغولي اصلي صادقي ور رفتن با ساختارِ داستان بود. به صناعت ادبي توجه بيش‌تري داشت تا موضوع و مضمون. از اين بابت در ميان آثار او «ملكوت» دشوارترين متن براي اقتباس سينمايي است. به‌تعبير دكتر ساعدي در داستان‌هاي صادقي حادثه اتفاق نمي‌افتد، و كش‌مكشِ بين آدم‌ها پوچ و بي‌معني است؛ اما فضاسازي اهميت درجۀ اول دارد.
هريتاش به‌خوبي متوجه اين محدوديت‌ها بود. «بعضي نوشته‌ها هستند كه جنبۀ تصويري قوي‌ای دارند؛ يعني با سينما نزديكي نشان مي‌دهند؛ اما پاره‌اي ديگر هستند كه بسيار دور از سينما هستند. وظيفۀ فيلم‌ساز اين است كه كتاب را به سينما ــ يعني كلام را به تصوير ــ ترجمه كند. اين تغيير و تبديل خواه‌ناخواه حذف و اضافاتي مي‌طلبد كه فيلم‌ساز باتوجه به روح نوشته مي‌بايد اعمال كند.»
يكي از شگردهاي مكررِ هريتاش براي ورود به دنياي ذهني آدم‌ها ــ آن لحظه‌هايي كه در متن صادقي با شگرد جريانِ سيال ذهن توضيح داده مي‌شود ــ استفاده از «نريشن» (گفتار روي تصوير) است. آن‌چه در فصل‌هايي از فيلم به صورت تك‌گويي دروني يا صداي ذهنِ آدم‌ها مي‌شنويم (مثل صحنه‌هايي كه م. ل خاطراتش را مرور مي‌كند و مي‌نويسد، يا در صحنۀ پاياني كه دكتر حاتم، موقع خروج از شهر فرياد مي‌زند: «زمين محل زندگي گناه‌كاران است و شكايت زمين را به آسمان‌ها و ملكوت خواهد برد» شايد از حيث ادبي توجيه‌پذير باشند، اما در تصويرِ سينمايي، اغلب، به‌صورت «صداي مزاحم» در فضايِ طبيعي فيلم طنين مي‌اندازند. جريان سيال ذهن يا تك‌گويي دروني كه در رمان و نمايش‌نامه و حتي شعر نيز كاربرد دارد، اگرچه خطاب به شخص خاصي نيست، در حقيقت نوعي مخاطب قراردادن بيننده يا شنوندۀ مفروضي است كه راوي قصد گفت‌وگو با وي را دارد. درواقع م. ل يا دكتر حاتم در راويت‌ها يا تك‌گويي‌هاشان صدايِ فكر خود را به‌گوش مخاطبان مي‌رسانند، يا به‌صداي بلند مي‌انديشند، تا آن‌چه را در متنِ روايت تاريك و مبهم مانده است به‌نحوي روشن سازند. اين چيزي است كه البته در روايت هريتاش اتفاق نمي‌افتد؛ اگر چه او در جاهايي ــ به‌خلاف صادقي ــ كوشش كرده است متن كتاب را ساده‌تر كند، و براي رفتار آدم‌ها توجيه بياورد. «من تعمداً آن‌را پيچيده نساختم و تا آن‌جا كه مقدور بود سعي كردم گره‌هاي قصه را باز كنم. فرضاً در كتاب مي‌خوانيم كه پدر م. ل در يك روز خودكشي مي‌كند، و چرا معلوم نيست؛ اما من در فيلم يك فصل كلي تدارك ديدم تا علل خودكشي او را براي تماشاگر تشريح كنم.»
جهانِ صادقي در «ملكوت»، متأثر از فضاسازي‌هاي كافكايي، جهاني تيره و توأم با بدگماني، وهم‌ناك، دل‌مرده، بي‌هوده و در حال زوال و فروپاشي است، و از همان آغاز با عبارتي مخاطب كتاب را دعوت به هم‌راهي مي‌كند، كه هريتاش مخالف آن است. «در ساعت يازده شب چهارشنبه آن هفته جن در آقاي مودت حلول كرد.» از نظر هريتاش اين وجه اصلي از داستان «ملكوت» خرافات و موهومات است. «حلول جن در آقاي مودت را كه در ابتداي كتاب آمده است حذف كرده‌ام، چون در درجۀ اول با طرز فكر من، كه مخالف با خرافات و جن و پري هستم، مطابقت نداشت. جن درواقع همان مرض سرطان است كه در وجود آقاي مودت رخنه كرده است.» اين حذف و اضافات اتفاقاً همان چيزهايي است كه به فيلم لطمه زده، و مانع ارتباط مخاطب با فيلم شده است.؛ به‌طوري كه هريتاش را به اين فكر انداخت كه براي نمايش عمومي فيلم بااستفاده از «بروشور يا از طريق رسانه‌هاي گروهي» آمادگي بدهد، و «ذهن تماشاچي را روشن» سازد. اتفاقي كه البته رخ نداد، و «ملكوت» و هريتاش (هر دو) در تاريخ سينماي ايران در پردۀ ابهام باقي ماندند.

نظرات

پست‌های پرطرفدار