خانم « شهرزاد » اولین زن کارگردان سینمای ایران ( قسمت دوم )


خانم « شهرزاد » اولین زن کارگردان سینمای ایران ( قسمت دوم )

نوشتاری از : منوچهر احمدی (بازیگر و فیلمساز) 

...............................................


روابط عاشقانه در سینما بر مبنای مطرح شدن بیشتر و هیاهوی روزنامه هاست
کیمیایی در نیمه راه شهرزاد رو رها کرد و با زنده یاد « خانم گیتی » نرد عشق باخت . اورا هم زمانی که با سرطان دست وپنجه نرم میکرد رها کرد وبا خانم گوگوش..
خانم شهرزاد در این موقعیت نه می توانست ونه می خواست که به گذشته برگرده.
روزنامه ها و دست اندر کاران سینما هنوز اورا به چشم همان رقاصه کاباره ها می دیدند..او -حرف ها ومصاحبه هایش را جدی نمی گرفتند. در این فاصله در چند فیلم خوب بازی کرد ؛ تنگنا ؛ ی امیر نادری ..فرار از تله از زنده یاد « جلال مقدم »..و..
خانم شهرزاد در خود یک چیز هایی رو پیدا کرده بود واحساس می کرد که در گذشته نمی دانست.دیگر نمی خواست بازیگر باشه احساس می کرد که می تواندو توانایی ان را دارد که نقش آفرین باشه..بنویسد..وبسازد.
در آن زمان برای مجوز کارگردانی؛ بایستی یک فیلم کوتاه بسازی..خانم پوری بنایی به کمک ایشان رفت ؛ هم برای ساختن فیلم از نقطه نظر مادی و هم در فیلم ایشان بازی کرد..
فیلم رفت فرهنگ وهنر وشهرزاد با ساختن این فیلم کوتاه توانست اجازه کارگردانی بگیره .فیلم کوتاه خوب خوش ساختی بود؛؛ آرزوهای بزرگ مریم ؛
مشگل اصلی زمانی شروع شدکه ایشان سناریویی در دست داشت ؛؛ مریم ومانی ؛؛ وبه دنبال تهیه کننده می گشت
شادروان « باربد طاهری » سازمان ودفتری داشت ومشغول تهیه سریال ؛؛ عیاران ؛؛
همیشه دوست داشت که کارهای بهتری از آنچه نمایش داده می شد ارایه بده..اولین کاری هم که در سینمای ایران کرد.. تهیه وفیلم برداری ؛؛ رگبار ؛؛ ساخته استاد « بهرام بیضایی » بود..
از او خواستم که دفتری در اختیار من بگذارد وکمک های دیگر که من بتوانم فیلم های متفاوت تهیه کنم..
بزرگواری کرد وپذیرفت .. همکاری من با ساختن فیلم ؛؛ میراث ؛؛ با کارگردانی عبدااله غیابی شروع شد.
با بازی خانم پوری بنایی- منوچهر فرید - عنایت بخشی - منوچهر احمدی ..
در همین محدوده زمانی بود که خانم شهر زاد در به در دنبال تهیه کننده می گشت.. روزی به دفتر من آمد وخواست که کمک کنم که بتواند فیلمش را بسازه...سناریو را با هم خواندیم..
با شناخت قبلی که از ایشان داشتم؛ می دانستم که می تواند ؛ واحتمال اینکه فیلم خوب ومتفاوتی از کار در بیاید ...بود..اما او با دومشگل بزرگ رو برو بود ؛ یکی اینکه فیلمی که ساخته می شد هنری بود ..ومشگل بزرگتراینکه هیچ کس اورا جدی نمی گرفت و به چشم آنها ؛؛خانم شهرزاد ؛؛ همان شهرزاد رقاصه کاباره ها بود .
با گفتن اینکه ؛ نهایت تلاش خود را می کنم ؛ خوشحا ل و با امید رفت؛ قرار بعدی رو گذاشتیم بعد از گفتگوی من وباربد ..با باربد جلسه ای گذاشتیم ..فیلم کوتاه ؛مریم ومانی ؛ رو دید وخلاصه قصه مریم ومانی رو خواند.
نگاه دوگانه ای داشت؛ هم اینکه خانم شهرزاد می تواند فیلمی متفاوت ؛؛ هنری ؛؛ بسازد..وتردید از اینکه با شخصیت دو گانه خانم شهرزاد ؛فیلم به سر انجامی نرسد سرمایه سوخت شود واین ریسک بزرگی بود
می گفت شنیده ام که ؛؛دیوانه گی های لحظه ای دارد ؛؛
این شایعات رو کیمیایی بیشتر از آنچه بوددر جامعه سینما یی وهنری به گونه ای مطرح می کرد تا دامن خود ورها کردن خانم شهرزاد وتجدید فراشش را پاک وموجه جلوه بده..
البه خانم شهرزاد نا آرامی هایی داشت ؛ ومن به شخصه در طول ساختن فیلم لایه های شخصیت ایشان را بیشتر دیدم ؛ که به تعویض چند فیلم بردار منجر شد.. وسکانس های پایانی فیلم راهم آخر خود باربد گرفت.
در نهایت باربد راضی به دادن نگاتیو- هزینه لابراتوار- خرج صحنه شد وگروه فیلم بردار شد ..خانم پوری بنایی بزرگواری کرد که دستمزدش را پس از اکران وفروش فیلم بگیره..ومن هزینه هنرپیشه های دیگرش رو تقبل کردم
به اضافه بازی خودم و وتهیه کننه گی رو ؛ که خود به تنهایی کار راحتی نبود. از تهیه صحنه ها غذا وعیره..
با همه ی سختی ها که مهم ترینش بودجه کم وخواسته کارگردان که منطقی بود ودست بسته من.. وجنک اعصاب خرد کننده..بین خانم شهر زاد وگروه فیلم بردار..و..
در ساختن یک فیلم بایستی بین کارگردان وفیلم بردار یک هماهنگی نسبی وجود داشته باشه..
تعویض فیلم بر داران به این دلیل بود که ؛ که آنها این کار گردان از راه رسیده را تحویل نمی گرفتند ؛؛ زن وکارگردانی ؟؟ ..وانهم ؛؛ شهرزاد ؟؟ ؛؛ رقاصه دیروز کاباره ها ..از دید آنها به شوخی بیشتر می مانست..
اورا زیاد جدی نمی گرفتند. وتحمیل نظرشان در مورد مکان وزاویه دوربین ...و غیره.
وشهر زاد می دانست چه می خواهد ؛به خودش اطمینان کامل داشت.وحاظر نبود نظر تحمیلی آنها را قبول کنه..
در نهایت فیلم برداری تمام شد وکارهای فنی بعد از آن ؛؛ مونتاژ- موزیک -میکس ....وکپی آماده نمایش..
که در هرکدام از این گذر گاه ها..خیلی آزارش دادند..و تلاش من برای به پایان رساندنش.....
نکته مهمی که دیگران نمی خواستند بدانند ویا از فهم آن عاجز بودند ؛ اینکه این خانم از یک برش زمانی کوتاه ؛؛ چه راهی طولانی رو طی کرده؛؛ وتوانسته خودش رو از آن ؛؛ ظلم آباد ؛؛.جایگاه نفرین شده...به اینجا برسونه ؛که بتونه فیلم بسازه- از ادبیات حرف بزنه - شعر بگه. و می خواهد کتاب شعرش رو جاپ کنه..
وبا آدم هایی که محیط پروش وشکل گیری آنها دهه ها از او جلو ترند ؛به نقطه ای برسه که بتواند ؛ از « بورخس » حرف بزنه .ودیدگاه خودش رو مطرح کنه
.زنی که از ۳-۴ سالگی در قهوه خانه محقر پدرش کار میکرد ودر ۵-۶ سالگی به او به تکرار تجاوز میشه
زنی که در جای..جای بدنش ضربه ی چاقوی دیو صفتانی بود که ؛ مردانگیشان را به این طرز نامردی نشان میدادند...چگونه می توان ویا ممکنه که یکباره همه ی آن سالهای جهنمی و تحقیر شدگی رو فراموش کنه؟؟
وبین دو دگرگونی عظیم دست وپا نزنه ؟؟ گاه گدار ی فریاد نزنه ..وعصیان نکنه ؟؟

******************


نوشتاری از : منوچهر احمدی (بازیگر و فیلمساز)

منبع : از صفحه فیس بوک آقای منوچهر احمدی

نظرات

پست‌های پرطرفدار