سید "جواد ذبیحی" مداح خوش صوت ماه رمضان سالهای پیش از انقلاب



*********************************
سید جواد ذبیحی - Seyed Javad Zabihi

حاج سید جواد ذبیحی درکه‌ای موذن و خواننده دعاهای مذهبی و آوازهای اصیل ایرانی بود.
پدرش سید اسدالله ذبیحی درکه‌ای، مداحی از ساکنان روستای درکه واقع در شمال تهران بود. سیدجواد ذبیحی نیز از جوانی فینه عربی به سر می‌گذاشت و در مجالس مذهبی تهران و شهرستان‌ها شرکت می‌کرد. با وجود آنکه تحصیلات رسمی نداشت تمام ردیف‌های آوازی را به خوبی می‌شناخت. او از سال ۱۳۳۶ با همکاری داوود پیرنیا و هنرمندانی چون حسن کسایی، رضا ورزنده، جلیل شهناز، احمد عبادی، مرتضی محجوبی، علی تجویدی، پرویز یاحقی، حسین تهرانی، مهدی خالدی و فرهنگ شریف، وارد عرصه موسیقی غیر مذهبی شد و آوازهای زیبایی را به همراه ساز ایشان به یادگار گذاشت. او به همراه ساز آواز نمی‌خواند. بلکه در ابتدا ایشان دقایقی بداهه‌نوازی می‌کردند و سپس ذبیحی یک آواز کامل را بدون ساز می‌خواند و در انتها بار دیگر هنرمندان به اجرای موسیقی سازی می‌پرداختند. در سال ۱۳۴۷ مجموعه ای از اشعار منتخب توسط وی که در مناجات های خود در رادیو ایران می خواند در ۱۶۵ صفحه با مقدمه محیط طباطبائی و توسط انتشارات عطایی به چاپ رسید.عنوان آن نغمه های آسمانی است.
ذبیحی همچون خواجه عبدالله انصاری بر خواندن مناجات‌های فارسی که برای عموم قابل فهم و اثر گذار است تاکید داشت.
ذبیحی در مجالس مذهبی دربار دعوت می‌شد عده‌ای به وی لقب «بلبل شاه» داده بودند به همین روی مورد توجه انقلابیون نبود اما همواره افراد مذهبی هوادار سلطنت پهلوی دوستدار صدایش بودند.

پس از انقلاب :
پیشینه وی و حضور در دربار موجب شد تا پس از انقلاب ۱۳۵۷ مورد غضب انقلابیون قرار گیرد. آنان که به آرشیو رادیو دسترسی داشتند نمونه‌های منحصر به فردی از صدای او را از بین بردند. به همین دلیل امروز به جز آثار بی‌کیفیت ضبط شده از روی رادیو و چند کاست موجود نزد شاگردان و دوستداران ذبیحی، اثر باکیفیتی از او در میان نیست. مسعود بهنود در مورد آن دوران گفته‌ است: «در ماه‌ها و روزها و حتی سال اول بعد از انقلاب، فضای تند تخریب و خشونت انقلابی حتی در حوزه صدا و موسیقی نیز حاکم شده بود. از جمله آنکه فردی در رادیو به مسئولیت رسیده بود که معتقد بود که هرآنچه یادآور گذشته‌ است باید پاک کرد و پخش نکرد. حتی اذان موذن زاده اردبیلی حدود یک سالی از رادیو پخش نمی‌شد.» با این وجود امروزه گه‌ گاه رادیو در شب‌های ماه رمضان بخشی از مناجات‌های او را پخش می‌کند.
پس از انقلاب برای مدتی زندانی شد و پس از آزادی چند نفری به درب منزل وی رفتند و به بهانه اجرای مراسم نیایش او را با خود بردند و به طرزی فجیع به قتل رساندند. عصر آن روز، روزنامه اطلاعات به نقل از گروه شاهین گزارشی را چاپ کرد که قتل سید جواد ذبیحی را به دلیل مداحی و مناجات‌خوانی او در رادیوی وابسته به رژیم گذشته به گردن گرفتند. گرچه به گفته مسعود بهارلو در نشریه خیمه دادگاه انقلاب از حکم اعدامش بی اطلاع بود.
بعدها صادق خلخالی در کتاب خاطرات خود که در سال ۱۳۷۹ منتشر شد، نام سیدجواد ذبیحی را در فهرست کسانی قرار داد که حکم اعدامشان را صادر کرده است .

**************************************

قتل فجیع سید "جواد ذبیحی" مداح خوش صوت ماه رمضان سالهای پیش از انقلاب  


سید جواد ذبيحی مداحی بود با شال سبز سيدی بر كمر و نوار سبز رنگی به دور كلاه زرشكی رنگی كه به رسم همه مداحان پیش از جمهوری اسلامی بر سر می‌گذاشت. خوش پوش بود و خوش صدا، چند موئی هم از ابروهايش بر می‌داشت تا كمان آنها بیشترشود! اهل هر حرفه‌ای بود و از جمله مداحی قدرت شاه. مثل خيلی از مداحان جمهوری اسلامی كه اكنون مدح قدرت ولایت آقای خامنه ای را می‌گویند.

سالهای طولانی، کمی پائین تر از چهار راه سرچشمه تهران، و در كمر كش كوچه يخچال می‌نشست. كوچه‌ای كه درانتهای آن سرهنگ امير رحيمی می‌نشست.

در ابتدای همین کوچه پدر به سايه خزيده "ناصر فخرآرائی” ضارب شاه در ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ هم می نشست. می بینید برخی خیابان ها و کوچه ها و محلات، چه خاطرات شخصی و چه خاطرات تاریخی را در سینه خود حبس کرده اند؟

سرهنگ امير رحيمی که در زمان شاه بدلیل گرایش های ملی مغضوب شده و از ارتش کنارش گذاشته بودند، پس از انقلاب به ارتش فراخوانده شد و با درجه سرتيپی كه آيت الله خمينی به او داد، مدتی فرمانده دژبان ارتش در تهران شد. ارتش از هم پاشيده و سربازان و درجه داران از پادگان‌ها گريخته را به خدمت برگرداند، اما خیلی زود، به جرم گرايشی كه به نهضت آزادی ايران داشت دوباره به خانه بازگردانده شد. درباره ناصر فخرآرائی که به او "ناصر فنر" می گفتند هم برایتان نوشته ام. شاه روز ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ از این ترور که مقابل دانشکده حقوق دانشگاه تهران انجام شد، جان سالم بدر برد، و در همان محل ترور، یک درجه دار ارتش ناصر را پیش از آنکه دستگیر شود، با چند گلوله کلت ارتشی از پشت سر هدف گرفت و کشت تا اسرار آن ترور را با خود به زیر خاک ببرد.

ذبيحی، در سال ۵۷ از بيم انقلاب و قتلش توسط روحانیون و مذهبیونی که در دوران شاه در حاشیه بودند و تشنه به خون امثال او  و حالا حاکم و مسلسل بدست، لباس را از تن در آورده و از اين و آن آيت الله تامين جانی گرفت، اما تيم‌های ترور وابسته به كميته‌های انقلاب که رهبری آن با آیت الله مهدوی کنی رئیس سکته کرده مجلس خبرگان، امانش ندادند. اعضای آن تیم های ترور، بعدها معلم و سر تیم ترور لباس شخصی های امروز شدند. همان‌ها كه بعدها معروف شدند به عوامل خودسر امنيتی، ذبيحی را ربودند و در بيابان‌های اطراف تهران بطرز فجيعی كشتند و عکس بالا که پس از دستگیری ذبیهی است را همراه با عكس جنازه او در حاليكه آلت تناسلی اش را بريده و در دهانش گذاشته بودند برای مطبوعات وقت (از جمله کیهان) فرستادند. ذبیحی اینگونه کشته شد، به جرمی که بمراتب کمتر از فساد و جنایاتی بود که ارسال کنندگان آن عکس، بعدها خود در جمهوری اسلامی مرتکب شدند و می شوند.

او را كشتند اما با مناجاتی كه از او باقی مانده بود چه می‌توانستند بكنند؟ در اولين ماه رمضان پس از انقلاب نمی دانستند جای خالی مناجات دلنشین ذبیحی برای سحری و افطار را چگونه پر كنند و اگر نبود شجريان و صوت قرآنی او، در اين جايگزينی درمانده بودند. بگذریم که بعدها که شجریان هم در حمایت از جنبش سبز مردم شعر "تفنگت را زمین بگذار" را خطاب به نیروهای سرکوب خواند و صدای او نیز ممنوع شد. حتی شاید پیش از آن، همان زمان که در خرابه های ارگ بم، به زاری و فریاد شعر اخوان را بانگ برداشت:

خانه ام آتش گرفته!

ای فریاد،

ای فریاد!

۳۵ رمضان رفت و صدای ذبيحی ديگر از راديو پخش نشد، بخت و اقبالی كه نصيب موذن زاده اردبيلی شد و اذان‌ بی‌نظير، با طنین خوش ایرانی او را به مناسبت و ‌بی‌مناسبت پخش كرده و می‌كنند. ظهرهای جمعه پیش از انقلاب، بانگ اذان موذن زاده اردبیلی از رسیدن روز تعطیل به نیمه خبر می داد.

ذبيحی هركه بود و هرچه كرد، صدايش يعنی شب‌های قدر در ماه رمضان.

شب‌های قدر، مناجات سيد جواد ذبيحی بسيار بيش از مناجاتی كه اكنون در جمهوری اسلامی خيلی غليظ تر، عربی تر و كشدار تر پخش می‌شود به جان و دل مردم می‌نشست. درست مثل اذان ظهرهای جمعه كه با صدای موذن زاده اردبيلی پخش می‌شد. آمدند آش را خوشمزه كنند، آنقدر نمك زدند كه از شوری نمی توان خورد! نه تنها این، بلکه مردم بالا آورده اند!

سيد جواد ذبيحی، هم خوش صدا بود و هم خوش چهره. مناسباتی هم به فراخور صدا و چهره اش با اهل قدرت در زمان شاه داشت. همان مناسباتی كه خيلی از مداحان و روحانيون قم و مشهد و اصفهان آن زمان هم می‌خواستند داشته باشند و دلشان برای آن لک زده بود، اما شرايط و موقعيت ذبيحی را نداشتند. همچنان كه زبان و كلام آرام و نصيحت گونه شیخ خوش صحبتی بنام "راشد" را نداشتند.

آنچه كه گفتند ذبيحی بود و بايد به جرم آن كشته می‌شد و فتوايش را هم صادر كردند، اكنون، در جمهوری اسلامی شمار در شمار است!

بقول غلامحسين ساعدی: "وای بر مغلوب!"

از ذبيحی مناجات ماه‌های رمضان او برجای مانده واذانی كه بعد از موذن زاده اردبيلی دلنشين ترين اذان است. چرا که این هر دو اذان و مناجات را به زبان قرآنی، اما نه عربی، بلکه ایرانی خواندند.

درست خلاف ربنائی که از پس از ممنوع شدن پخش ربنای شجریان از رادیو و تلویزیون، مداحش به تقلید از عرب ها می خواند. اما این ربنا نه ایرانی است و نه به دل مردم می نشیند. لابد از قاریان بیت رهبری است. حکومت هنوز نفهمیده که مردم ایران، قرآن و ربنا و مناجات را هم به ایرانی می خواهند نه به عربی، حتی اگر کلامش عربی باشد!

بمناسبت ماه رمضان، لحظاتی با صدای ذبيحی بمانید. نماز و روزه و طاعات همگی قبول!



منبع : پیک نت ۱۷ تیر ۱۳۹۳

**************************

دانلود آثار جاودانه سيد جواد ذبيحي

 


براي دانلود چند اثر تصويري از سيد جواد ذبيحي از سايت آپارات روي لينك زير كليك نمائيد:




 

 

1- بخش اول : 

الف - چند آواز 
1- مناجات شور                                                                            دانلود
2- چراغ حق ( بيات ترك )                                            دانلود
3- مدح علي شور                                                    دانلود
4- مناجات ( سه گاه مثنوي )                                     دانلود

ب -  اذان
1- اذان سيدجواد ذبيحي از سايت شميم                                          دانلود اذان
2- اذان سيدجواد ذبيحي  ( همراه با تصوير از سايت آپارات )             دانلود اذان
ج - مناجات ها
1- دعاي سحري  از سايت صداي كودكي من                                 دانلود
2- ربنا  مرحوم ذبيحي   از سايت تبيان                                           دانلود
3- ربنا  مرحوم ذبيحي   ( همراه با تصوير از سايت آپارات )               دانلود



2- بخش دوم : 

1- دستگاه سه گاه                             دانلود از يوتيوب2- آواز بيات زند                                   دانلود از يوتيوب
3- آواز بيات ترك                                  دانلود از يوتيوب



***

3- بخش سوم :
مناجات فارسی به روایت سید جواد ذبیحی – بخش اول

خواندن مناجات با زبان فارسی و لحن موسیقی ایرانی، هنری بود که تا همین بیست سی سال پیش، جریان مسلط موسیقی مذهبی ما بود. پیشینه آن به درستی بر ما روشن نیست ولی دست کم  می توان خوشبین بود که حدود هزار سال پیش همزمان با جریان ملی گرایی ایرانیان، این هنر ایرانی-اسلامی کم کم شکل گرفته باشد. خلق آثاری چون شاهنامه فردوسی و مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری حکایت از یک رویکرد هویتی ایرانیان دارد که در کنار دیانت اسلام ، خواهان حفظ علایق فرهنگ ملی هم بودند.
اما چهره نام آشنای مناجات خوانی فارسی در دوره معاصر کسی نیست جز زنده یاد سید جواد ذبیحی که مجموعه آثارش می تواند به منزله یک دوره آموزشی برای خوانندگان جوان آواز ایرانی باشد. صدا و لحن ذبیحی با نمونه های مشابه دیگر خوانندگان آواز اصیل ایرانی، تفاوت های چشمگیری دارد. اول اینکه موسیقی او همانند موسیقی های بومی ایران، کاملاً کارکردی است و به هیچ روی قابل مقایسه با انواع صرفاً هنری یا تفننی و تفریحی نیست. دوم آنکه وی بر خلاف جریان مسلط آواز معاصر ایران، بسیار شفاف می خواند. چنانکه اگر یک زبان آموز فارسی –شهروند خارجی- بخواهد از طریق آواز ایرانی هم زبان فارسی اش را تقویت کند، بهترین گزینه، آوازهای سید جواد ذبیحی است.














نمونه های قابل دانلود را به اندازه های کوچک تقسیم کردم تا پیاده سازی آن برای همه ممکن باشد. کلیت مناجات در دستگاه شور شکل گرفته است. منتهی در قسمت های پنجم و ششم، ذبیحی آشکارا سر از ابوعطا در می آورد و باز به شور بر می گردد. دو بخش دوازده و سیزده نیز در فضای دشتی سیر می کنند.
بخش دوم:

مناجات فارسی به روایت سید جواد ذبیحی–بخش دوم

در بخش نخست از مجموعه مناجات های فارسی به روایت سید جواد ذبیحی، نمونه هایی از اجرای وی را در دستگاه شور و آواز دشتی شنیدید. اینک در بخش دوم، اجرای دیگری از مناجات اش را در دستگاه شور و آواز ابوعطا می شنوید. نکته قابل توجه در آثار ذبیحی، عنایت او به وجه کارکردی موسیقی آوازی در مناجات خوانی است. بدین معنی که وی، پیش از آنکه به ارائه موسیقی آوازی و قالب های از پیش تعیین شده توجهی داشته باشد، به کلام آن و نحوه بیانش می اندیشد. در نتیجه وقتی برای مثال با درآمد شور وارد می شود، هیچ الزامی ندارد که گوشه به گوشه دستگاه شور را دنبال کند. به همین دلیل ملاحظه می کنیم، در همین نمونه های پیش رو، بعد از درآمد شور اشاره ای به گوشه دلکش می کند و سپس سر از ابوعطا در می آورد. خلاصه کلام اینکه ذبیحی در این گونه اجراها به دنبال ارائه الگوهای آوازی ردیف نیست و آزادانه در موسیقی دستگاهی می چرخد و آنچه را که برای بیان کلام آوازی اش لازم می داند، به کار می گیرد. در قسمت هشتم اگر خوب دقت کنید، ذبیحی از تحریرهای عربی هم برای زینت بخشیدن به آوازش استفاده می کند. ولی کلیت کار وی از چارچوب موسیقی دستگاهی خارج نمی شود.










بخش سوم:

مناجات فارسی به روایت سید جواد ذبیحی – بخش سوم
تا کنون در دو بخش مجموعه ای از مناجات های فارسی با صدای زنده یاد سید جواد ذبیحی را شنیدید. نمونه های پیشین همگی در دستگاه شور، آواز ابوعطا و بخش کمی هم در آواز دشتی بودند. اینک در بخش سوم، اجرای دیگری از مناجات او را در دستگاه همایون می شنوید.



اگر به ابتدای مناجات دقت کنید، ذبیحی عبارت بسم الله الرحمن الرحیم را کاملاً در دستگاه سه گاه می خواند ولی بلافاصله عبارات بعدی را در دستگاه همایون ادا می کند و این یک نکته فراموش شده ای در موسیقی آوازی معاصر است که متأسفانه کسی بدان توجه ندارد. حتی بزرگان آوازی ما هم بی توجه به این موضوع،  مشغول تولید انبوه شده اند! آنچه ذبیحی در این آواز ارائه می دهد، جلوه ای از دستگاه همایون قدیم است که به راحتی قابلیت دورگردانی (مدولاسیون) به دستگاه سه گاه را دارد. این ویژگی در درآمد همایون جدید وجود ندارد و اگر کسی چنین تلاشی بکند، نهایتاً از سه گاه ترکی سر در می آورد.



گر چه ذبیحی در این آواز بازگشتی به سه گاه ندارد ولی فرودهایش کاملاً بر اساس همایون قدیم شکل می گیرد و خواننده متبحر اگر اراده کند، براحتی می تواند سری به سه گاه بزند. زنده یاد علی تجویدی این ویژگی را به صورت عملی در یکی از آثار مشترکش با خانم حمیرا به نمایش گذاشته است. علاقه مندان برای اطلاعات بیشتر می توانند به نوشته یادمان استاد تجویدی مراجعه کنند.



به نظر من نمونه آوازهای مرحوم ذبیحی الگوهای بسیار جالبی برای علاقه مندان آواز ایرانی هستند. بویژه آنان که دنبال شیوه های متعدد اند و شیوه مسلط استاد شجریان برایشان کافی نیست. ضمن اینکه آواز همایون ذبیحی در صد سال اخیر یکی از نادر آوازهای همایون قدیم به شمار می رود. اگر به کارنامه آوازی بزرگانی چون شجریان ، ناظری و زنده یاد بسطامی دقت کنید، فقط همایون جدید را خواهید شنید. بنابراین آواز  ذبیحی می تواند دریچه ای به روی علاقه مندان بگشاید تا غیر از نمونه های رایج، صداها و جلوه های آوازی دیگری را هم بشنوند. البته اگر شما از دنباله روان پر و پا قرص موسیقی دستگاهی هستید، می توانید هنگام شنیدن آواز همایون ذبیحی، از تحریرهای عربی او صرف نظر کنید و نشنیده بگیرید. آن زنده یاد برای زینت بخشیدن به آوازش ابایی نداشت که از عناصر غیر ایرانی هم بهره بگیرد.
بخش چهارم:


سید جواد ذبیحی کیست
یکه تاز مناجات خوانی در رادیو ایران
راه اندازی ایستگاه رادیو ایران در اردیبهشت 1319 خورشیدی (1940 میلادی)، موسیقی ایرانی و از جمله نوع مذهبی اش را در مسیر متفاوتی قرار داد. اتفاق مهم این بود که پای برخی از مجریان موسیقی مذهبی به رادیو کشانده شد. در نتیجه صدای شان به گوش میلیون ها ایرانی رسید و خود به خود علاقه مندان زیادی پیدا کرد. نخستین چهره مشهور، فردی به نام سید جواد ذبیحی بود. او مناجات خوانی را از کودکی نزد پدرش در محافل مذهبی آغاز کرد و چون در جوانی، شهرت صدایش به رادیو رسید، این امکان را یافت تا هنرش را به جمعیت قابل توجهی از ایرانیان ارائه دهد. وی در ماه های رمضان، از سال 1328 خورشیدی تا وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 پیوسته در رادیو می خواند.
پدرش سید اسدالله ذبیحی درکه‌ای، مداحی از ساکنان روستای درکه واقع در شمال تهران بود. او به واسطه ازدواج با یک زن مشهدی -علاوه بر مادر سیدجواد- در این شهر اقامت داشت و به همین دلیل سیدجواد ذبیحی، همواره در میان دوستدارانش به هنرمند مشهدی معروف بود. سیدجواد ذبیحی مرد خوش‌ لباسی بود که فینه عربی به سر می‌گذاشت و مجالس بزرگ مذهبی در تهران و شهرستان‌ها  را اداره می‌کرد. سواد زیادی نداشت، اما تمام ردیف‌های آوازی را به خوبی می‌شناخت. او پس از ورود به رادیو، علاوه بر اجرای موسیقی صرفاً مذهبی، از سال ۱۳۳۶ با همکاری زنده یاد داوود پیرنیا و هنرمندانی چون حسن کسایی، رضا ورزنده، جلیل شهناز، احمد عبادی، مرتضی محجوبی، علی تجویدی، پرویز یاحقی، حسین تهرانی، مهدی خالدی و فرهنگ شریف، آوازهای زیبایی را به همراه ساز ایشان به یادگار گذاشت. نکته این که وی معمولاً به همراه ساز این هنرمندان آواز نمی خواند. بلکه در ابتدا ایشان دقایقی بداهه نوازی می کردند و سپس ذبیحی یک آواز کامل را بدون ساز می خواند* و در انتها بار دیگر هنرمندان به اجرای موسیقی سازی می پرداختند.
مجموعه برنامه "برگ سبز" را داوود پیرنیا به نام ذبیحی کلید زد. نخستین برنامه، با شعری از هاتف اصفهانی با ترجیع بند "یکی هست و هیچ نیست جز او، وحده لا اله الا هو" در مثنوی سه گاه همراه با دکلمه آقای پیمان اجرا شد. رنگ سبز در فرهنگ ایرانی، نماد سیادت محسوب می شود و سید بودن ذبیحی، دلیل این نامگذاری بوده است. پیرنیا اعتقاد داشت: "این از آن برگ سبزهایی است که هیچ گاه زرد نمی شود".
29 سال حضور مداوم ذبیحی در رادیو ایران، کارنامه پرباری را برای موسیقی مذهبی این دیار به همراه داشت که امروزه بخش اندکی از آن موجود است. از اجرای برنامه گل‌ها و مناجات‌های او در رادیو و مجالس دیگر مذهبی چیزی حدود 60 اثر باقی مانده است. شاید در آرشیو محرمانه رادیو هنوز هم نمونه های غبار گرفته ای باشد. در این صورت، فقط گذر زمان کارگشا خواهد بود.
شیوه آوازخوانی و مناجات خوانی ذبیحی آشکارا متفاوت بود. وقتی قرار بود در برنامه گل ها به همراه سایر هنرمندان، آواز بخواند، کاملاً در چارچوب ردیف آوازی حرکت می کرد و از انواع تحریرها بهره می جست. اما در مناجات خوانی، رویه دیگری در پیش می گرفت. حذف بیشتر تحریرها و تأکید بر شفاف خوانی در مناجات ها، بی آن که از جذابیت صدایش بکاهد، این بهانه را از برخی مذهبیون سلب می کرد تا او را به صوت غنا متهم نکنند. گفتنی است، یکی از دلایل مذهبی های مخالف موسیقی، همین تحریرهای زیبای موسیقی ایرانی است که از نظر ایشان مصداق صوت حرام اند!  
آثار سید جواد ذبیحی از منظر پاسداشت زبان فارسی نیز اهمیت زیادی دارند. او با آن که به مناجات های عربی وقوف کامل داشت، ولی بیشتر انرژی خود را معطوف به مناجات خوانی به زبان فارسی کرده بود. در واقع می توان گفت ذبیحی دنباله رو تفکر خواجه عبدا... انصاری بود که هزار سال پیش با سرودن دوبیتی های زیبای فارسی، سیر مناجات خوانی را از عربی به فارسی برگرداند. مرحوم ذبیحی نیز همانند خواجه عبدا... نیک دریافته بود که واژگان مناجات های عربی برای عموم قابل فهم نیست و در نتیجه فایده ای معنوی به همراه ندارد. در حالی که خواندن و شنیدن مناجات های فارسی چون برای مخاطب ایرانی کاملاً مفهوم است، خود به خود در تزکیه نفس ایشان، نقش پر رنگ تری بازی می کند.







































*****************************














نظرات

پست‌های پرطرفدار