هنرمند نقاشی که از بازیگری فرار کرد


مارکو گریگوریان (معروف به گریگوری مارک) - Marcos Grigorian




***********

هنرمند نقاشی که از بازیگری فرار کرد

پنجم شهریور، سالروز درگذشت مارکو گریگوریان، هنرمند نوگرای ایرانی – ارمنی است، کسی که او را جزو اولین نقاشانی می‌دانند که در ایران به استفاده از هنر مفهومی روی آورد. زندگینامه مارکو گریگوریان و اثارش ...

........


پنجم شهریورماه، سال‌ روز درگذشت مارکو گریگوریان، هنرمند نوگرای ایرانی – ارمنی است، کسی که او را جزو اولین نقاشانی می‌دانند که در ایران به استفاده از «هنر مفهومی» روی آورد.

مارکو گریگوریان، معروف به «گریگوری مارک»، نقاش و هنرمند ایرانی – ارمنی در سال ۱۳۰۴ (۱۹۲۵ میلادی) در کروپوتکین روسیه و در خانواده‌ای ارمنی به دنیا آمد. خانواده‌ی او در همان سال از روسیه به ایران مهاجرت کردند و در شهر تبریز ساکن شدند. این آخرین مهاجرت این خانواده نبود و آن‌ها پس از مرگ مادر مارکو برای زندگی و تحصیل به شهرهای تهران، آبادان و اصفهان رفتند و مارکو در مدرسه‌ کانانیان واقع در جلفای اصفهان دیپلم خود را دریافت کرد.

گریگوریان پس از دریافت دیپلم به تهران بازگشت و همزمان با تحصیل در کالج آمریکایی این شهر، دوره‌ی آموزش نقاشی را در مدرسه‌ی کمال‌الملک آغاز کرد. با این حال او برای آشنایی بیشتر با این هنر، تکمیل تحصیلات خود و استفاده از تجربه‌ی استادان اروپایی در 25 سالگی به ایتالیا سفر کرد. او با ثبت‌نام در آکادمی هنرهای زیبای رم، تحت آموزش پروفسور روبرتو ملی قرار گرفت.




این هنرمند در مدت حضورش در ایتالیا با سبک هنری «اکسپرسیونیسم» آشنا شد و با آموخته‌های خود در این حوزه به ایران بازگشت.عنوان «هنرمندان اکسپرسیونیسم» برای نقاشانی به کار برده می‌شد که برای بیان اعتراض خود در نقاشی‌هایشان از رنگ‌های تند، شکل‌های معوج و ضربات مکرر قلم‌مو استفاده می‌کردند.

گریگوریان با ورودش به ایران، گالری «استتیک» را در تهران تاسیس کرد که این مرکز تبدیل به مکانی برای تجمع هنرمندان سبک مدرن شد. او برای گسترش این سبک در ایران، کلاس‌های آموزشی را در این گالری به راه انداخت و به تعلیم جوانانی پرداخت که شیفته‌ی هنر مدرن شده بودند. حسین زنده‌رودی و فرامرز پیلارام معروف‌ترین شاگردان گریگوریان در این سال‌ها بودند که بعدها خود به نقاشان صاحب سبکی تبدیل شدند.



از دیگر فعالیت‌های گریگوریان در حوزه‌ی هنر سنتی، پژوهش‌های او در زمینه‌ی نقاشی‌های قهوه‌خانه‌ای و حمایت از هنرمندان این سبک از جمله محمد مدبر و حسین قوللرآغاسی بود. او آثار این هنرمندان را از شهرهای مختلف جمع‌آوری کرد و در نمایشگاهی به نمایش گذاشت که به شدت از آن استقبال شد. گریگوریان درباره‌ی هنر این هنرمندان گفته بود:«من آنها را از اعماق خاک گرفته‌ام. تاریخ کشف نکرده‌ام، آنها زنده‌اند و در همین شهر ما، کمی آن طرف‌تر از خانه‌ی شما زندگی می‌کنند. ببینید چطور نقاشان پرمایه و بزرگ در قعر گمنامی می‌پوسند و آثار پراکنده‌ی آنان به تدریج نابود می‌گردد و نقاشان مقلد، عرصه برای ابراز وجود می‌یابند». او همچنین مقالاتی را در این زمینه منتشر کرد.




گریگوریان در سال ۱۳۳۷ اولین دوسالانه‌ی تهران را تحت نظارت اداره‌ی کل هنرهای زیبا برگزار کرد. این کار باعث معرفی و نمایش آثار نقاشان نوگرا به جامعه‌ی هنری ایران شد. این دوسالانه تا پنج دوره به فعالیت خود ادامه داد.

سرپرستی گروه گرافیک در اداره‌ی کل هنرهای زیبا، نماینده‌ی ایران در دوسالانه‌ی ونیز، تدریس در دانشگاه، برگزاری کنفرانس‌های مختلف در زمینه‌ی هنرهای سنتی و مدرن و مشارکت در هیئت داوران این دوسالانه از دیگر فعالیت‌های این هنرمند بود.

دانشکده‌ی هنرهای زیبای تهران در سال ۱۳۴۹ گریگوریان را که به آمریکا مهاجرت کرده بود، برای تدریس دعوت کرد. او در سال ۱۳۵۴ گروه نقاشان آزاد را همراه با فرامرز پیلارام، عبدالرضا دریابیگی، مسعود عربشاهی، سیراک ملکونیان، مرتضی ممیز و غلامحسین نامی بنیان گذاشت. او سه سال بعد از ایران رفت. مارکو درباره‌ی دلیل رفتنش گفته بود:« رفتن من به آمریکا دلیلی جز دوری از کار حرفه‌ای سینمایی که داشت مرا آلوده می‌کرد، و نیز ادامه کار اصلی‌ام نقاشی، نداشت.»

طی این سال‌ها مارکو نمایشگاه‌هایی را در ایروان، قبرس، آلمان، گرجستان و اردن برگزار کرد. آثار او در موزه‌های هنرهای مدرن نیویورک، موزه‌ی هنرهای معاصر تهران و کرمان، موزه‌ی ملی ارمنستان، موزه‌ی سردارآباد ارمنستان، موزه‌ی هنرهای مدرن ارمنستان، موزه‌ی پاراجانف ارمنستان و مجموعه‌های شخصی گوناگونی نگهداری می‌شود.

او با نام هنری "گریگوری مارک" در هشت فیلم ایرانی با نام‌های «حرفه‌ای»، «مردی در طوفان»، «شهر بزرگ»، «آخرین گذرگاه»، «طلای سفید»، «کلید»، «گرگ صحرا» و «آرامش قبل از طوفان» بازی کرد.

مرگ سابرینا، تنها دختر مارکو بر اثر حمله‌ی قلبی در سال ۱۹۸۶ تاثیر عمیقی بر روحیه‌ی او گذاشت. این هنرمند پس از این اتفاق در سال ۱۹۸۹ میلادی به کشور خود، ارمنستان رفت و مجموعه‌ی آثار خود را با عنوان «مجموعه‌ی مارکو و سابرینا گریگوریان» در موزه‌ی خاورمیانه در ایروان – که خود آن را تاسیس کرده بود – به نمایش گذاشت و تمام آن‌ها را به مردم کشورش تقدیم کرد. این مجموعه شامل عکس‌های خانوادگی، کتاب‌های هنری و کارهای شخصی او بود.

او در سال‌های زندگی در ارمنستان کارهای کاهگلی، مجسمه‌سازی و قالیبافی را هم دنبال می‌کرد. قالی‌هایی که با تشویق او توسط قالیبافان معاصر ارمنی بافته شدند، از بهترین‌های این هنر هستند. آخرین نمایشگاه مارکو در سال ۲۰۰۴ و با عرضه‌ی سه نسل از نقاشی ایران در موزه‌ی ملی ارمنستان برپا شد. او در سال‌های آخر عمرش بیشتر به کشیدن پرتره می‌پرداخت.

مارکو گریگوریان، نقاش نوگرای ایرانی سرانجام در پنجم شهریورماه سال ۱۳۸۶ درگذشت و در قطعه‌ی هنرمندان ارمنستان به خاک سپرده شد. 

***********

ماركو گريگوريان

نام اصلي: گريگوري مارك
فيلم شناسی :   بازيگر  (۸)


 فيلم شناسی :   بازيگر  
بازيگر  : (۸)مورد 
(۱۳۵۰)(۱۳۴۰)(۱۳۳۰)
۱ -  حرفه اي (۱۳۵۵) 
۲ -  مردي در طوفان (۱۳۵۱) 
۳ -  شهر بزرگ (۱۳۴۴) 
۴ -  آخرين گذرگاه (۱۳۴۱) 
۵ -  طلاي سفيد (۱۳۴۱) 
۶ -  كليد (۱۳۴۱) 
۷ -  گرگ صحرا (۱۳۴۰) 
۸ -  آرامش قبل از طوفان (۱۳۳۹) 

*******************


























***********


مارکو گرگوريان 

مارکو گرگوريان سال 1304 در کروپوتکين روسيه به دنيا آمد و 15 سال بعد همراه خانواده‌اش به ايران مهاجرت کرد، در شهر تبريز ساکن شد، بعدها به جلفاي اصفهان رفت، آنجا درس خواند و سال 1322 تحصيل هنر را در هنرستان کمال الملک آغاز کرد. سپس به ايتاليا رفت و سال 1333، عشق به ايران او را به کشور بازگرداند.

پس از بازگشت درتهران و در  ضلع جنوب شرقي ميدان فردوسي يک گالري تاسيس کرد به نام استاتيک. اين گالري مرکزي بود براي آموزش هنر و خيلي زود تبديل شد به پاتوقي براي هنرمندان نوگرا. گالري استاتيک جنب و جوشي خاص ميان هنرمندان پديد آورد.


راه‌اندازی نخستين" بي‌ينال" نقاشی ايران :

مارکو گرگوریان در سال 1337 طرح راه اندازي نخستين بي ينال نقاشي تهران را به اداره هنرهاي زيبا که بعدها شد وزارت فرهنگ و هنر پيشنهاد داد، آنها هم پذيرفتند و بي‌ينال به همت خودش برگزار شد.

 مارکو در مدت اقامت در ايتاليا يک بار عضو هيات انتخاب بي‌ينال ونيز بود و يک بار هم عضو هيات داوری. او با خود فکر کرده بود ايران هم قابليت شرکت در اين بي‌ينال را دارد. به همين دليل نخستين بي‌ينال نقاشي را راه اندازي کرد تا برندگانش به بي‌ينال ونيز فرستاده شوند. 45 هنرمند نوگرا، در آن بي‌ينال شرکت داشتند.

در آن بی ینال اثر خود مارکو  به عنوان اثر برگزيده، انتخاب شد اما چون دبير بی ینال بود جايزه را نپذيرفت.


"غلامحسین نامي" در باره گرگوریان و "بازار سيد اسماعيل " مي گويد: 
"يادم هست هر از گاهي با هم مي رفتيم به بازار سيد اسماعيل که خرت و پرت فروشي بود. بار اول که با هم رفتيم ديدم مارکو با بسياري از رهگذران و فروشندگان رابطه‌اي دوستانه دارد و گرم مي‌گيرد تا آنجا که فروشندگان موقع نهار او را به قهوه خانه بردند و مهمانش کردند. او با مردمي که خيلي‌ها حاضر نيستند طرفشان بروند، عجين بود. مظاهر اين نزديکي در آثارش به صورت کلاژ نان سنگک و ظرف ديزي بروز يافته‌اند. او به نحوي اين اشيا را کنار هم مي‌گذاشت که اثري پر محتوا به دست مي‌آمد، اثري که هويت و سنت ايراني در آن هويدا بود."



گروه آزاد نقاشان و مجسمه سازان ايران :

نامي به " گروه آزاد نقاشان و مجسمه سازان ايران" اشاره مي کند و می گوید:

"اين گروه در سال 1353 با حضور 7 هنرمند تشکيل شد. من، مارکو، مرتضي مميز، سيراک ملکونيان، مسعود عربشاهي، دريابيگي و فرامرز پيلارام که عضو اين گروه بوديم، تصميم داشتيم با ارائه آثاري که مدرنيسم واقعي را به تصوير کشد با جرياني که هر اثر فاقد ارزشي را به هنر مدرن ربط مي داد، مقابله کنيم و در برابر آن بايستيم."

 **********

آثار نقاشی مارکو گرگوریان

اولين نقاشي‌هايي که گرگوریان ارائه داد، اکسپرسيونيستي بود. طرح‌ها قدرت داشت و حول موضوع انسان  مي گشت. نگاه مارکو به انسان خيلي تلخ بود.اما گرگوريان بعد از نقاشي هاي اکسپرسيونيستي ِ خود به استفاده از موادي چون خاک، شن، ماسه و کاه روي مي آورد. نامی به اين آثار اشاره می‌کند:"ريتم، حرکت و فضاهاي هندسي از مشخصات آثار او است. عشق به مسايل اجتماعي و رفتارهاي بومي او را به سمت استفاده از فرم‌هاي عاميانه کشاند. مارکو در ايران به پاپ آرت نگاه مي‌کند و به دليل علاقه به مردم کوچه و بازار مضاميني را در آثارش ارائه مي کند که به ريزه کاري‌هايي از اين قشر برمي‌گردد."


آثار مفهومی گرگوریان :

نامي علاوه بر نقاشي ها به آثار مفهومي گرگوريان هم اشاره می کند:

"درست دو، سه سال بعد از نقطه اوج هنرهاي مفهومي در غرب ما به فکر راه اندازي نمايشگاه کانسپچوآل آرت در تهران افتاديم. اين نمايشگاه توسط گروه آزاد برگزار شد که تاثير بسياري هم داشت و از جمله هنرمنداني که بهترين کارها را ارائه داد مارکو بود. در يکي از نمايشگاه ها اثري درخشان عرضه کرد، يک صندلي شکسته و کهنه را با طناب به نرده بست و در اتاقک پارچه‌ای سياه گذاشت. پشت صندلي بوم سپيدی قرار داشت که با استفاده از دستگاه نمايش اسلايد، تصوير خود مارکو روی آن افتاده بود. به اثر که نگاه مي کردی انگار مارکو روی صندلی به بند کشيده شده، نشسته بود."

برگزاري بي ينال که سبب به رسميت شناختن جنبش هنر نوي ايران شد، از دستآوردهای مارکو گریگوریان بود که در تاريخ هنر معاصر ایران  هرگز فراموش نخواهد شد.








***********************

پوستر فیلمهای ماركو گريگوريان

























نظرات

پست‌های پرطرفدار