سید محمد رضا عالی پیام (هالو) : اندر افاضات شیخ هالو عالی پیام - الهی تا همیشه عزیز همه باشی




***********

سید محمدرضا عالی پیام (زاده ۲۰ خرداد ۱۳۳۶ در تهران)، ملقب به هالو شاعر معترض، زندانی سیاسی، وبلاگ نویس، عضو کانون فیلمنامه نویسان سینمای ایران و مدیر مسئول موسسه تبلیغاتی دایره مینا، بازیگر، تهیه کننده و کارگردان ایرانی می‌باشد.

فعالیت ها :
محمدرضا عالی پیام عضو کانون فیلمنامه نویسان سینمای ایران، عضو شورای مرکزی و دبیر انجمن تهیه کنندگان مستقل سینمای ایران، انجمن صنفی شرکت‌های تبلیغاتی و عضو دایمی آکادمی داوری خانه سینما، عضو چند انجمن ادبی هنری تهران مدیر عامل موسسه مینا فیلم و با حفظ سمت، مدیر مسئول موسسه تبلیغاتی دایره مینا است.
افاضات هالو نام کتاب اشعار طنز و سیاسی او می‌باشد.

سینما :
او فارغ التحصیل از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. وی فعالیت سینمایی را با بازی در فیلم «جنگ اطهر» به کارگردانی محمدعلی نجفی آغاز کرد.

بازیگری در فیلم جنگ اطهر (۱۳۵۸) و فیلم توهم (۱۳۶۴)، طراح صحنه و لباس فیلم توهم (۱۳۶۴)، کارگردانی دو فیلم: خسته نباشید (۱۳۷۱) و مشت بر پوست (موشو) (۱۳۸۱)، مجری طرح فیلم پرواز از اردوگاه (۱۳۷۲)، سناریو و فیلمنامه نویسی سه فیلم: مشت بر پوست (موشو) (۱۳۸۱) و پرواز از اردوگاه (۱۳۷۲) و خسته نباشید (۱۳۷۱)، تهیه کننده سه فیلم: مشت بر پوست (موشو) (۱۳۸۱)، راز خنجر (۱۳۶۹)، دلم برای پسرم تنگ شده (۱۳۶۸)، و سرمایه گذار دو فیلم: مشت بر پوست (موشو) (۱۳۸۱) و بایسیکل‌ران (فیلم) (۱۳۶۴) ساخته محسن مخملباف، از جمله فعالیت‌های او در سینما می‌باشد.

بازداشت :
محمدرضا عالی پیام، روز ۲۸ مرداد ۱۳۹۱ توسط پلیس امنیت بازداشت و ۳۱ مرداد ۱۳۹۱ پس از آنکه توسط "قناعت کار" دادیاری شعبه سوم دادسرای شهید مقدس اوین به اتهام تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی تفهیم اتهام شد، به بند ۳۵۰ زندانیان سیاسی و امنیتی زندان اوین منتقل شد. وی در ۱۹ شهریور ۱۳۹۱ با وثیقه صد میلیون تومانی از بند ۳۵۰ زندان اوین آزاد شد.

**********

سيد محمدرضا عالی پيام



 زندگينامه

محمدرضا عالي پيام متولد ۱۳۳۶، فارغ التحصيل از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران است. وي فعاليت سينمايي را با بازي در فيلم «جنگ اطهر» به كارگرداني محمدعلي نجفي آغاز كرد.


فيلم شناسی :   كارگردان (۲) / نويسنده (۳) / بازيگر (۲) / تهيه كننده (۳) / مجري طرح (۱) / سرمايه گذار (۲) / طراح صحنه و لباس  (۱)

  **********

كارگردان  : (۲) مورد
(۱۳۸۰)(۱۳۷۰)
۱ -  مشت بر پوست (موشو) (۱۳۸۱)
۲ -  خسته نباشيد (۱۳۷۱)

***********
نويسنده  : (۳) مورد
(۱۳۸۰)(۱۳۷۰)
۱ -  مشت بر پوست (موشو) (۱۳۸۱)
۲ -  پرواز از اردوگاه (۱۳۷۲)
۳ -  خسته نباشيد (۱۳۷۱)

**********
بازيگر  : (۲) مورد
(۱۳۶۰)(۱۳۵۰)
۱ -  توهم (۱۳۶۴)
۲ -  جنگ اطهر (۱۳۵۸)

***********
تهيه كننده  : (۳) مورد
(۱۳۸۰)(۱۳۶۰)
۱ -  مشت بر پوست (موشو) (۱۳۸۱)
۲ -  راز خنجر (۱۳۶۹)
۳ -  دلم براي پسرم تنگ شده (۱۳۶۸)

***********
مجري طرح  : (۱) مورد
(۱۳۷۰)
۱ -  پرواز از اردوگاه (۱۳۷۲)

**********
سرمايه گذار  : (۲) مورد
(۱۳۸۰)(۱۳۶۰)
۱ -  مشت بر پوست (موشو) (۱۳۸۱)
۲ -  باي سيكل ران (۱۳۶۴)

**********
طراح صحنه و لباس  : (۱)مورد
(۱۳۶۰)
۱ -  توهم (۱۳۶۴)


**********



اندر افاضات شیخ هالو عالی پیام - الهی تا همیشه عزیز همه باشی

آن شیخ الشیوخ الکبیر، آن میخ دائم الگیر، آن داننده نیمه پنهان، آن بازجوینده اسرار نهان، آن هالوی عصر کیهان ،آن آخذ الاعتراف، آن مآخذ الکاف والگاف، آن میوه دل اولیای پرشیان، ‏آن گوشه جگرمیرزای اصفهان، آن راننده بی فرمان، آن کاشف ‏الجواسیس، آن صاحب کرامات محمودی ، آن سوخته ذغال ‏اشتیاق، آن دوخته منقل احتراق، آن آکل ماست و خیار، آن میانه روی چپ کردار، آن دائما ‏در حال نقادی، آن تشخیص دهنده مرسدس بنز از گاری، شیخنا و استادنا و وتدنا سید محمد رضا عالی پیام صاحب کرامات خاص بود، و در سرازیری دنده اش خلاص بود و کثیرالحمام و ‏دائم الوسواس بود. ‏

نقل است چون زاده شد هیچ نگریست و جیغ نزد، تا ناف وی ببریدند و وی را قنداق همی ‏کردند. به سه روز بود که صوتی از وی صادر شد که " ناناش ناش" و این صوت چنان ‏غریب بود که هیچ کس از آن هیچ ندانست. و هرکس طفل را بدید، طفل همان اصوات بر وی ‏گفته که " ناناش ناش". پس پدر و مادرش ده حکیم آوردند تا آن اصوات را شنوند و اسرار آن ‏گویند، و هیچ کس آن اسرار ندانست. تا شیخ میرزا افشوالله را از علمای حروفیه بیاوردند ‏که راز گوید. پس طفل را بیاوردند و طفل چون شیخ بدید بگفت " ناناش ناش" و شیخ میرزا افشوالله از هیبت آن کلام به دست و پای بمرد و وحشت بر وی مستولی شد و بگفت: " نامم افشوالله و نام خانوادگی ام گلکار و شغلم طنازی بود." و همین بگفت و از در برفت و به یک ‏ماه از نظر نهان بود و آواره بیابان بود تا خویشان میرزا افشین وی را یافته سر آن کلام پرسیدند ‏که طفل چه گفت. قطب الدین گفت " ناناش ناش" از اسرار حروفیه بود و آن باشد که "نا" ‏یعنی نامت چیست؟ و " نا" ی دویم یعنی نام خانوادگی ات چیست؟ و " ش" یعنی شغلت چه ‏باشد؟ و این طفل چون به بزرگی رسد ریش داشته باشد و همگان نه و بازجوی شود و احوال مردمان پرسد و اسرار آنان به الطنز در وب خویش ‏بنگارد. و شیخ میرزا افشوالله چون این بگفت سر به بیابان گذاشته و توبه همی کرد تا بمرد

رضی الله عنه

توسط:افشین گلکار

 
**********

     سید محمدرضا عالی پیام بیست خرداد ... در تهران چشم به جهان گشود
    تئاتر را از دبیرستان به طور حرفه ای آغاز کرد و در همان دوران یک فیلم بلند داستانی و چند فیلم کوتاه مستند به طریقه ۸ میلیمتری ساخت
    در دوران دانشجویی (قبل از انقلاب) فیلم داستانی "بالنده تر بر آرم" را به طریقه ۳۵ میلیمتری کاگردانی کرد و در فیلم سینمایی "جنگ اطهر با فرامرز قریبیان بازی نمود و در ساخت فیلم سینمایی "لیله القدر" دستیار کارگردان بود.
    بعد از انقلاب سریال مستند : غازیان افغان: را در ۶  قسمت کارگردانی نمود و در سریال "سربداران" ضمن این که طراحی و اجرای دکور و صحنه برخی از سکانس های فیلم را به عهده داشت، در نقش موذن مسجد جامع سبزوار و یار شیخ حسن جوری بازی کرد. پس از آن تهیه کنندگی فیلم سینمایی "دلم برای پسرم تنگ شده "را  عهده دار شد. در فیلم سینمایی" توهم " ضمن طراحی و اجرای صحنه و لباس، بازی نقش اول را عهده دار شد. سپس تهیه کنندگی را به طور جدی دنبال کرد و تا کنون فیلم های زیر را در کار نامه دارد:

    بای سیکل ران به کارگردانی مخمل باف: تهیه کننده:عالی پیام-(نجفی:واگذار کرد به بنیاد!)
    پرواز از اردوگاه: فیلمنامه نویس، مجری طرح، تهیه کننده
    راز خنجر (سنفونی صحرا): تهیه کننده
    خسته نباشید: نویسنده و کارگردان و تهیه کننده (توقیف شده)
    مشت بر پوست اثر مرادی کرمانی: نویسنده و کارگردان و تهیه کننده (توقیف شده)
    علاوه بر فیلم های فوق بیش از هشتاد فیلم مستند و تبلیغاتی و اموزشی در کارنامه دارد و فعلا نیز ممنوع الفعالیت است


***********

















*************************














نظرات

پست‌های پرطرفدار