نوش افرين از خوانندگي تا سينما








**********

نوش‌آفرین

فاطمه عبدی گلنگشی: نوش‌آفرین (زاده ۱۳۳۵) خواننده و بازیگر ایرانی است. وی در حال حاضر ساکن آمریکا است.

زندگی :
نوش‌آفرین با نام اصلی فاطمه عبدی سال ۱۳۳۵ در تهران زاده شد. در دوره کودکی پدر و مادرش از یکدیگر جدا شدند. او فرزند نخست خانواده بوده و چهار خواهر و دو برادر وی حاصل ازدواج مجدد پدر هستند. خانواده‌اش از اوایل دوران کودکی او به تهران مهاجرت و در خیابان سلسبیل سکنی گزیدند. او در مدرسه ترانه می‌خواند و مورد تشویق دیگران قرار می‌گرفت. در سال ۱۳۵۱ و در سن شانزده سالگی و هنگامی که در دبیرستان کیوان واقع در خیابان مرتضوی تهران مشغول به تحصیل بود و همزمان در یک شرکت مشغول به کار بود، در پی خواندن یک آگهی از جانب استودیو پیام مبنی بر نیاز به یک چهره جدید جوان جهت ایفای نقش در یک فیلم سینمایی به دفتر این استودیو مراجعه کرد. نام آن فیلم شورش بود و قرار بود رضا میرلوحی آن را کارگردانی کند. در بین تعداد زیاد دختران جوان متقاضی بدلیل شباهت ظاهری نوش‌آفرین با خانم آفرین که پیش از این هنرپیشه سینما بود و در آن زمان به دلیل ازدواج از هنرپیشگی دست کشیده بود، مورد توجه فیلمبردار فیلم ايرج صادق‌پور که اتفاقاً همسر آفرین بود، قرار گرفته و به رضا میرلوحی معرفی شد. نوش آفرین به دلیل شرایط سخت استودیو از جمله تعهد با سفته صد هزار تومانی از شرکت در فیلم شورش منصرف شد. در همان سن به کمک فریدون خشنود خوانندگی را آغاز کرد.

پس از مدتی توسط یدالله شیراندامی هنرپیشه معروف آن زمان که از دوستان پدرش بود، برای بازی در فیلم قصه ماهان معرفی شد. شروع فعالیت هنری نوش‌آفرین با توجه به معیارهای آن زمان جامعه ایران بعدها برایش دردسرساز شد. در زمان شروع فعالیت هنریش، اغلب چهره های جدید سینمایی در فیلم‌ها نقش‌هابی سكسی ایفا می کردند و او هم از این قاعده مستثنی نبود. بهرحال نوش‌آفرین با یک مدیر تهیه بنام مظاهری قرارداد بازی در پنج فیلم را امضا کرد که در تمامی آن‌ها علاوه بر نقش اول زن بودن، گریزی از برهنه شدن وجود نداشت. فیلم اول او قصه ماهان به کارگردانی جواد طاهری فیلمی با مایه های عرفانی در مورد تناسخ بود که صحنه های عشق بازی و برهنه آن ایجاد جنجال زیادی کرد. این فیلم در دسته‌بندی معمول تجاری آن زمان قرار نمی‌گیرد و موسیقی متن آن به هنرمندی مرتضی حنانه از تاثیرگذاری خاصی برخوردار است. دومین فیلمش دشمن نام داشت که در رده فیلم‌های تجاری خوش ساخت قرارگرفت. خسرو پرویزی کارگردان این فیلم چون تحصیلکرده بود، فیلم‌هایی می‌ساخت که هر چند تجاری بودند ولی در مقایسه با فیلم‌های تجاری آن زمان از ساخت بهتری برخوردار بودند. نوش‌آفرین در این سال‌ها کنار هنرپیشگانی نظیر سعید راد ایفای نقش کرد که بعدها با او ازدواج کرد. نوش‌آفرین پس از هفده سال زندگی با سعید راد، ایران را به قصد هندوستان ترک کرد و از سعید راد جدا شد، و پس از مدتی راهی آمریکا شد.

بازیگری :

قصه ماهان (۱۳۵۲)
فرزند شمشیر (۱۳۵۲)
رو سیاه (۱۳۵۲)
دشمن (۱۳۵۲)
ماشین مشتی ممدلی (۱۳۵۳)
سازش (۱۳۵۳)
پری خوشگله (۱۳۵۳)
الکی خوش (۱۳۵۳)
آب توبه (۱۳۵۳)
فرار از حجله (۱۳۵۴)
قاصدک (۱۳۵۵)
پاداش یک مرد (۱۳۵۵)
سکوت بزرگ (۱۳۵۶)
خاکستری (۱۳۵۶)


آلبوم‌ها :

فریاد
ندای نیاکان
کوچه رنگی (۱۳۸۷)
عطش (شهریور ۱۳۸۵)
خاطره ها
اکسیژن
نازنین عاشق (۱۳۷۶)
دختر شاه پریون (۱۳۷۲)
سبزه به ناز می آید (۱۳۷۸)
هفت دریا (۱۳۸۰)
شب تو شب من (۱۳۸۲)

خوانندگی فیلم :
قاصدک (۱۳۵۵)
خاکستری (۱۳۵۶)

***************




فاطمه عبدی گلنگشی در فروردین 1335 (مارچ 1956) در روستای گلنگش از توابع شهرستان رودبار گیلان متولد شد.
پدر و مادر وی در زمانی که او کودکی بیش نبود از یکدیگر جدا شدند.وی فرزند نخست خانواده بوده وچهار خواهر و دو برادر وی حاصل ازدواج مجدد پدر هستند.خانواده اش از اوایل دوران کودکی اوبه تهران مهاجرت نمودند و در خیابان سلسبیل سکنی گزیدند.از دوران نوجوانی وی در رویاهایش به خوانندگی عشق میورزید.

نوش آفرین آینده با این رویای آواز خوانی بزرگ میشد .بگفته خودش در مصاحبه تلویزیونی با شبکه طپش در برنامه آنکات ، آنزمانها در مدرسه میخواند و مورد تشویق دیگران قرار میگرفت.وی در سال 1351 ودر سن 16 سالگی در حالیکه در دبیرستان کیوان واقع در خیابان مرتضوی تهران مشغول به تحصیل بوده و همزمان در یک شرکت مشغول بکار بود ، در پی خواندن یک آگهی از جانب استودیو پیام مبنی بر نیازبه یک چهره جدید جوان جهت ایفای نقش در یک فیلم سینمایی به دفتر این استودیو مراجعه کرد.فیلم مذکور شورش نام داشته و بنا بود زنده ياد رضا میر لوحی آنرا کارگردانی کند.در بین تعداد زیاد دختران جوان متقاضی بدلیل شباهت ظاهری نوش آفرین آینده با خانم آفرین که پیش از این هنرپیشه سینما بود و در آنزمان بدلیل ازدواج از هنرپیشگی دست کشیده بود مورد توجه فیلمبردار فیلم مورد نظر مرحوم ايرج صادقپور که اتفاقا همسر آفرین بود قرار گرفته و به میر لوحی معرفی شد. عکس فوق اولین عکسی است که از او بعنوان یک چهره جدید سینمایی گرفته شده است.

نوش آفرین بدلیل شرایط سخت استودیو از جمله تعهد با سفته صد هزار تومانی از شرکت در فیلم شورش منصرف شد.وی بعد از مدتی توسط مرحوم ید الله شیر اندامی هنرپیشه معروف آنزمان که از دوستان پدرش بود جهت بازی در فیلم قصه ماهان معرفی شد.شروع فعالیت هنری نوش آفرین با توجه به معیارهای آنزمان جامعه ایران بعدها برایش دردسرساز شد.در زمان شروع فعالیت هنری وی، اغلب چهره های جدید سینمایی در فیلمها رلهای ***ی ایفا میکردند و او هم از این قاعده مستثنی نبود.البته تعریف هنرپیشه ***ی درسینمای آن سالها با چیزی که امروز در سینمای جهان عنوان میشود تفاوت زیادی داشت. بهر حال نوش آفرین با یک مدیر تهیه بنام آقای مظاهری قرارداد بازی در 5 فیلم را امضا کرد که در تمامی آنها گریزی از برهنه شدن وجود نداشت لازم بذکر است که او در تمامی این فیلمها نقش اول زن را بر عهده داشت. فیلم اول او قصه ماهان بکارگردانی جواد طاهری فیلمی با مایه های عرفانی در مورد تناسخ بود که صحنه های عشق بازی و برهنه آن ایجاد جنجال زیادی کرد.این فیلم در دسته بندی معمول تجاری آنزمان قرار نمیگیرد و موسیقی متن آن به هنرمندی استاد مرحوم مرتضی حنانه از تاثیرگذاری خاصی برخوردار است.متاسفانه تضاد میان فرهنگ عامه مردم در آن سالها با چیزی که توسط سینما به آنها عرضه میشد همخوانی نداشت و سن کم نوش آفرین در اولین فیلمهایش جلب توجه بیشتری را در زمینه نمایش این تضاد فراهم نمود.او از اولین مصاحبه هایش نارضایتی خود ازایفای این رلها را عنوان نمود که در آینده به بعضی از این مصاحبه ها خواهیم پرداخت .عکسهای گرفته شده از صحنه های برهنه فیلمها بعدها برای نوش آفرین خواننده جنجالهای زیادی درست کرد که در جای خود به این موضوع اشاره میشود.دومین فیلم نوش آفرین دشمن نام داشت که در رده فیلمهای تجاری خوش ساخت قرارگرفت .خسرو پرویزی کارگردان این فیلم چون تحصیلکرده بود ، فیلمهایی میساخت که هر چند تجاری بودند ولی در مقایسه با فیلمهای تجاری آنزمان از ساخت بهتری بر خوردار بودند.

هفته نامه جوانان در مهر 1352 مصاحبه اي با نوش آفرين ترتيب داد كه متن كامل آن در طول دو پست خدمتتان عرضه ميشود:


هفته گذشته نوش آفرین نوستاره جوان سینما طی یک مصاحبه با خبرنگار جوانان فاش کرد که باین علت وارد سینما شده و هم اکنون قصد ورود به عالم موسیقی را دارد که مادرش با دیدن قیافه او ،بسویش باز گردد و آرزوئی که سالها در دل دارد بر آورده شود.نوش آفرین که در یک صحنه فیلمبرداری فیلم تازه اش پاداش دچار سوختگی دست شده بود ابتدا درباره این حادثه گفت :قرار بود در صحنه ای ازفیلم با ریختن ظرف نفت روی لباسم به قصد خود کشی خود را آتش بزنم اما بدبختانه این ماجرا با غفلتی که شد نزدیک بود حقیقتا بسوزم ودر لحظه حادثه هم از ناحیه شکم و پهلو و پشت و دست راست دچار سوختگی شدید شدم و مرا به بیمارستان سینا بردند. 


چگونه به سینما راه یافتم؟ 


از نوش آفرین سئوال شد که چگونه به سینما راه یافته است وی در پاسخ گفت:من علاقه زیادی به خوانندگی داشتم ولی خانواده ام عقیده داشتند که خواننده شدن توام با ماهها یا سالها انتظار و شانس میباشد وبهمین جهت وقتی در مجله و روزنامه ها خواندم که برای فیلم شورش چهره جدید میخواهند من هم مراجعه کردم در حالیکه سال پنجم متوسطه بودم وقتی که به استودیو رفتم فهمیدم که شرایط بسیار سختی گذاشته اند که از جمله تعهد با یک سفته صد هزار تومانی است .بدین جهت خود را کنار کشیدم و بعد توسط یکی از دوستان پدرم که هنرپیشه معروفی است برای بازی در فیلم قصه ماهان انتخاب شدم و اخیرا هم فیلم روسیاه را پایان داده ودر پاداش مشغول بازی هستم.



این هنرپیشه معروف همان کسی نیست که شایع است با شما روابط عاشقانه دارد و حتی یکشب در شومینه وقتی باهم نشسته بودید همسرش وا رد شده و جنجالی بپا میشود؟



این همان هنرپیشه است ولی نه به آن صورت که شما فکر میکنید چون این هنرپیشه با پدرم دوستی پرسابقه ای دارد و هم او بود که مرا در سینما همراهی و حمایت کرد و از اینها بگذریم من چون به خوانندگی رو ی آورده بودم ویکشب اولین ترانه ام ضبط شده بود و همه راضی بودند من بطور ناگهانی از آهنگسازم و آن هنرپیشه دعوت کردم که اقلا یک شام باهم بخوریم و در بین راه به ساغر هم برخوردیم و چهار نفره در شومینه نشسته بودیم که یک نفر آدم بدخواه بلند میشود ومیرود به خانم این هنرپیشه تلفن میکند که چه نشسته ای که شوهرت اینجا با نوش آفرین به عشقبازی مشغول است . واین خانم میگوید که شوهرش در این ساعت مشغول بازی در فیلمی میباشد ولی به او میگویند که میتوانی همین الان حرکت کرده وبیائی این منظره را از نزدیک ببینی .اول من برایتان یک مسئله را روشن کنم و آنهم اینست که از بخت بد این هنرپیشه قرار بود همان شب در فیلمی بازی کند که فیلمبرداری بهم میخورد و درمیان راه من آنقدر ذوق زده ضبط صدایم بودم که حتی به فکرم نرسید تلفن به همسر او بزنم و بهمین جهت جنجالی بپا شد و ما باهم بیرون آمدیم و خوشبختانه به این خانم همه چیز ثابت شد و الان ما دوستان بسیار صمیمی هستیم و من اغلب در منزل آنها هستم.

توضیحات:در مجله مذکور در قسمت اول مصاحبه نام فیلم پاداش به اشتباه شورش چاپ شده که در اینجا اصلاح شده است.شومینه نام یک کافه تریا در تهران بوده است.ساغر نام یک هنرپیشه قدیمی سینما است.هنرپیشه مورد اشاره ، یدالله شیراندامی بوده ا ست.


خب از این مسئله میگذریم میخواستم بپرسم شما از چه موقع خواننده شدید؟

همانطور که گفتم من قبل از هنر پیشگی علاقمند خوانندگی بودم وبرای دست یافتن به این آرزو به هنرپیشگی روی آوردم و در اولین فرصت با بابک بیات همکاری خود راشروع کردم و اولین آهنگم قصه من میباشد که البته ضبط شده است و چون با استودیو کاسپین قرارداد دارم باید از این پس نیز با آهنگسازان همین استودیو همکاری نمایم و این را هم اضافه کنم که صدایم بسیار به صدای گوگوش شبیه است و خودم نیز از علاقه مندان او هستم .

راستی چرا با این سن کم در فیلمها اینقدر لخت میشوی؟ واقعا بقولی رکورد شکسته ای؟

من خودم به این لخت شدنها راضی نیستم ولی کدام چهره جدیدرا سراغ دارید که بتواند دستور کارگردان فیلم را اطاعت نکند ولی از همه اینها گذشته چهره من بخاطر معصومیت و غمگینی زیاد به نقشهای ***ی نمیخورد و حالا چطور فیلمسازان این مسئله را قبول ندارند من خود نیز در عجبم. 

از غمگین بودن و معصومیت گفتی باید بپرسم که چرا اینقدر افسرده هستی و گاهی در چشمانت غم بزرگی دیده میشود؟

شاید ندانید که من وقتی بچه کوچولویی بودم مادرم از پدرم جدا شده و دیگر از او خبری نداریم مادرم نامش ایران است و اسم اصلی من هم فتانه عبدی است و من درست تمام سالهای عمرم را دنبال او گشته ام و تنها آرزویم اینست که روزی مادرم را بیابم شاید هم او با خواندن این مطلب عشق مادریش گل کند و حتی برای لحظه ای هم که شده برای دیدن من بیاید و این آرزوی 17 ساله مرا برآورده سازد .شاید باور نکنید من گاهی ساعتها در گوشه ای مینشینم و به او فکر میکنم و اینکه آیا روزی او را خواهم یافت ، کجا هست و چه میکند.آرزوی من برای خواننده شدن این بود که روزی در تلویزیون و رادیو آواز بخوانم و بعد از مردم علاقمندم بخواهم که مرا در یافتن مادرم یاری دهند و من شهرت را فقط برای یافتن او میخواهم . حالا از همه مردم برای یافتن او استمداد میکنم.

در این میان کدام زمینه را مقصودم بازیگری و خوانندگی میباشد دنبال خواهی نمود؟

من میخواهم بکلی دور سینما را خط بکشم وفقط خواننده باشم چون ستاره بودن برای ما با این نقشهای ***ی تا حد زیادی غیر قابل تحمل است و حالا مجبورم تا زمانی که قرارداد دارم به آنها گردن نهم.

توضیحات:
همکاری نوش آفرین با زنده یاد بابک بیات به نتیجه نرسید و هیچگاه ترانه ای حاصل از همکاری آندو به بازار عرضه نشد.
نوش آفرین در مصاحبه های بعدی خود در مورد صدایش نظرات دیگری ارائه داده و عقیده ای راجع به مشابهت صدایش با گوگوش ابراز نداشته است.
فتانه نام دوم نوش آفرین بوده که اطرافیان او را به این نام صدا میزدند.
نوش آفرین در کنسرت دوبی خود در سال 1382(2003) از حضور مادر خود در جمعیت خبر داد در حالیکه در سال1355(1976) مقاله ای در مجله جوانان مبنی بر فوت مادر وی چاپ شده است.اطلا عی ازاین نکته که کدامیک از خانمهای مذکور مادر واقعی و کدامیک مادر ناتنی وی هستند در حال حاضر در اختیار ما نیست .


دوران فعالیت سینمائی نوش آفرین به سه بخش قابل تقسیم است:

بخش اول: نوش آفرین در این دوران با پذیرفتن نقشهای ***ی آنز مان بعنوان یک ستاره جدید در فیلمهایش ایفاگر نقشهای اول زن شد. فیلمهای قصه ماهان، دشمن، روسیاه و پاداش در این بخش قرار میگیرند.
بخش دوم: نوش آفرین در این دوران بدلیل امتناع از ایفای نقشهای ***ی درسینما به حاشیه کشیده شد و عهده دار ایفای نقشهای کوچکتر گشت. فیلمهای ماشین مشتی ممدلی، سازش، آب توبه ، پری خوشگله، الکی خوش و فرار از **** دراین بخش جا میگیرند.
بخش سوم: نوش آفرین پس از اشتهار در خوانندگی با پیشنهادهای زیادی از جانب فیلمسازان روبرو گشت که درهمه آنها با همراهی سعید راد ایفاگر نقش اول زن گشت .فیلمهای قاصدک، سکوت بزرگ، خاکستری و برهوت در این بخش قرار دارند.

***********


نوش آفرين

فيلم شناسی :   بازيگر (۱۴) / خواننده  (۲)


 فيلم شناسی :   بازيگر   خواننده  
بازيگر  : (۱۴)مورد 
(۱۳۵۰)
۱ -  خاكستري (۱۳۵۶) 
۲ -  سكوت بزرگ (۱۳۵۶) 
۳ -  پاداش يك مرد (۱۳۵۵) 
۴ -  قاصدك (۱۳۵۵) 
۵ -  فرار از حجله (۱۳۵۴) 
۶ -  آب توبه (۱۳۵۳) 
۷ -  الكي خوش (۱۳۵۳) 
۸ -  پري خوشگله (۱۳۵۳) 
۹ -  سازش (۱۳۵۳) 
۱۰ -  ماشين مشتي ممدلي (۱۳۵۳) 
۱۱ -  دشمن (۱۳۵۲) 
۱۲ -  رو سياه (۱۳۵۲) 
۱۳ -  فرزند شمشير (۱۳۵۲) 
۱۴ -  قصه ماهان (۱۳۵۲) 
 فيلم شناسی :   بازيگر   خواننده  
خواننده  : (۲)مورد 
(۱۳۵۰)
۱ -  خاكستري (۱۳۵۶) 
۲ -  قاصدك (۱۳۵۵) 

**********














چند نكته قابل اشاره:

* قدرت الله بزرگي متولد 1316 تهران است. وي فعاليت هنري را با تئاتر آغاز و فيلمسازي حرفه اي را درسال 1347 با كارگرداني فيلم گردش روزگار تجربه كرد. او برادر زنده ياد جعفر بزرگي (بازيگر سينما و تلويزيون) است وتا سال 1355 هفت فيلم را كارگرداني كرد.

* فيلم پاداش پس از آماده شدن جهت نمايش بمدت دو سال در توقيف ماند تا سرانجام در اول ارديبهشت 1355 در سينماهاي آسيا ، ركس ، شهوند ، ليدو ، نپتون ، ژاله ، توسكا ، المپيا ، پاسارگاد ، چرخ و فلك و سيلور سيتي بنمايش در آمد.

* بنا به نوشته هاي مجلات آنزمان نوش آفرين علاقه اي بنمايش اين فيلم نداشت زيرا در زمان نمايش اين فيلم در خوانندگي به اشتهار رسيده بود ومعتقد بود نمايش اين فيلم بدليل وجود صحنه هاي **** ممكن است به شهرت او لطمه وارد سازد. در اينجا به نمونه هايي از اين مقالات اشاره ميكنيم.


هفته نامه اطلاعات هفتگي در تاريخ 13 تير 1354 اينگونه نوشته است:

نوش آفرين سخت در تلاش است تا تهيه كننده يكي از فيلمهايي را كه در آن يك نقش كاملا **** داشته است راضي كند كه اين قسمتها را از فيلم حذف نمايد ، چون نوش آفرين بعد از اينكه كار خوانندگي را برگزيد از سينما كناره گيري كرده و در اين كار موفقيت هم داشته است و حالا معتقد است نمايش اين فيلمها به كار هنري او لطمه ميزند.


هفته نامه جوانان در تاريخ 12 آبان 1354 در اين مورد نوشت:

شايع است نوش آفرين هنر پيشه سابق و خواننده موفق كنوني اينروزها شديدا ناراحت و مضطرب ميباشد علت آنهم نمايش قريب الوقوع يكي از فيلمهايش ميباشد كه قبل از اشتهار امروزي بازي كرده است .نوش آفرين كه در فيلمها بيشتر از تن وبدنش استفاده ميشد و فيلمسازان از *** او بهره كافي ميگرفتند با شروع كار خوانندگي سينما را كنار گذاشت و بعدها هم در مقابل پيشنهادات خوب و دستمزدهاي سنگين حاضر نشد ببازي در فيلمها بپردازد و اين خواننده كه امروز در وضع خوبي بسر ميبرد و شهرت فراواني كسب كرده است آنروزها كه شوق بازيگري داشت در فيلمي حاضر شد كه پاداش نام دارد .در آن فيلم صحنه هايي گنجانده شده كه نوش آفرين از ياد آوريش عرق شرم بر پيشانيش مينشيند. فيلم مذكور مدتها توقيف بود و اجازه نمايش نداشت و همين مسئله باعث خوشحالي نوش آفرين بود .نوش آفرين هميشه آرزو ميكرد اين فيلم بنمايش در نيايد چرا كه عقيده دارد لطمه اي بشهرت كنونيش وارد خواهد ساخت . بهر حال فيلم مذكور پس از مدتهاي مديد كه در انبار خاك ميخورد اجازه نمايش گرفت و بزودي نمايش داده خواهد شد.شنيديم نوش آفرين از وقتي خبر رفع توقيف از اين فيلم را شنيده سخت ناراحت و مضطرب است و آرزو ميكند ايكاش وضعي پيش بيايد تا اين فيلم نمايش داده نشود.* جنجالهاي پيرامون اين فيلم سبب شد تا از فروش مناسب 850000 توماني بر خوردارشود.


ديگر منابع سايت سوره سينما- سالشمار تاريخ سينماي ايران تاليف هما جاوداني


توضيح :* تنها فيلمي از نوش آفرين كه موجود نميباشد فيلم پاداش يك مرد است اگر از دوستان بازديدكننده كسي به اين فيلم دسترسي دارد سپاسگزار ميشويم كه ما را باخبر سازد.

هفته گذشته نوش آفرین نوستاره جوان سینما طی یک مصاحبه با خبرنگار جوانان فاش کرد که باین علت وارد سینما شده و هم اکنون قصد ورود به عالم موسیقی را دارد که مادرش با دیدن قیافه او ،بسویش باز گردد و آرزوئی که سالها در دل دارد بر آورده شود.نوش آفرین که در یک صحنه فیلمبرداری فیلم تازه اش پاداش دچار سوختگی دست شده بود ابتدا درباره این حادثه گفت :قرار بود در صحنه ای ازفیلم با ریختن ظرف نفت روی لباسم به قصد خود کشی خود را آتش بزنم اما بدبختانه این ماجرا با غفلتی که شد نزدیک بود حقیقتا بسوزم ودر لحظه حادثه هم از ناحیه شکم و پهلو و پشت و دست راست دچار سوختگی شدید شدم و مرا به بیمارستان سینا بردند.
چگونه به سینما راه یافتم؟
از نوش آفرین سئوال شد که چگونه به سینما راه یافته است وی در پاسخ گفت:من علاقه زیادی به خوانندگی داشتم ولی خانواده ام عقیده داشتند که خواننده شدن توام با ماهها یا سالها انتظار و شانس میباشد وبهمین جهت وقتی در مجله و روزنامه ها خواندم که برای فیلم شورش چهره جدید میخواهند من هم مراجعه کردم در حالیکه سال پنجم متوسطه بودم وقتی که به استودیو رفتم فهمیدم که شرایط بسیار سختی گذاشته اند که از جمله تعهد با یک سفته صد هزار تومانی است .بدین جهت خود را کنار کشیدم و بعد توسط یکی از دوستان پدرم که هنرپیشه معروفی است برای بازی در فیلم قصه ماهان انتخاب شدم سپس در دشمن همبازي ملك مطيعي شده و اخیرا هم فیلم روسیاه را پایان داده ودر پاداش مشغول بازی هستم.
این هنرپیشه معروف همان کسی نیست که شایع است با شما روابط عاشقانه دارد و حتی یکشب در شومینه وقتی باهم نشسته بودید همسرش وا رد شده و جنجالی بپا میشود؟
این همان هنرپیشه است ولی نه به آن صورت که شما فکر میکنید چون این هنرپیشه با پدرم دوستی پرسابقه ای دارد و هم او بود که مرا در سینما همراهی و حمایت کرد و از اینها بگذریم من چون به خوانندگی رو ی آورده بودم ویکشب اولین ترانه ام ضبط شده بود و همه راضی بودند من بطور ناگهانی از آهنگسازم و آن هنرپیشه دعوت کردم که اقلا یک شام باهم بخوریم و در بین راه به ساغر هم برخوردیم و چهار نفره در شومینه نشسته بودیم که یک نفر آدم بدخواه بلند میشود ومیرود به خانم این هنرپیشه تلفن میکند که چه نشسته ای که شوهرت اینجا با نوش آفرین به عشقبازی مشغول است . واین خانم میگوید که شوهرش در این ساعت مشغول بازی در فیلمی میباشد ولی به او میگویند که میتوانی همین الان حرکت کرده وبیائی این منظره را از نزدیک ببینی .اول من برایتان یک مسئله را روشن کنم و آنهم اینست که از بخت بد این هنرپیشه قرار بود همان شب در فیلمی بازی کند که فیلمبرداری بهم میخورد و درمیان راه من آنقدر ذوق زده ضبط صدایم بودم که حتی به فکرم نرسید تلفن به همسر او بزنم و بهمین جهت جنجالی بپا شد و ما باهم بیرون آمدیم و خوشبختانه به این خانم همه چیز ثابت شد و الان ما دوستان بسیار صمیمی هستیم و من اغلب در منزل آنها هستم.

خب از این مسئله میگذریم میخواستم بپرسم شما از چه موقع خواننده شدید؟
همانطور که گفتم من قبل از هنر پیشگی علاقمند خوانندگی بودم وبرای دست یافتن به این آرزو به هنرپیشگی روی آوردم و در اولین فرصت با بابک بیات همکاری خود راشروع کردم و اولین آهنگم قصه من میباشد که البته ضبط شده است و چون با استودیو کاسپین قرارداد دارم باید از این پس نیز با آهنگسازان همین استودیو همکاری نمایم و این را هم اضافه کنم که صدایم بسیار به صدای گوگوش شبیه است و خودم نیز از علاقه مندان او هستم .
راستی چرا با این سن کم در فیلمها اینقدر لخت میشوی؟ واقعا بقولی رکورد شکسته ای؟
من خودم به این لخت شدنها راضی نیستم ولی کدام چهره جدیدرا سراغ دارید که بتواند دستور کارگردان فیلم را اطاعت نکند ولی از همه اینها گذشته چهره من بخاطر معصومیت و غمگینی زیاد به نقشهای ***ی نمیخورد و حالا چطور فیلمسازان این مسئله را قبول ندارند من خود نیز در عجبم.
از غمگین بودن و معصومیت گفتی باید بپرسم که چرا اینقدر افسرده هستی و گاهی در چشمانت غم بزرگی دیده میشود؟
شاید ندانید که من وقتی بچه کوچولویی بودم مادرم از پدرم جدا شده و دیگر از او خبری نداریم مادرم نامش ایران است و اسم اصلی من هم فتانه عبدی است و من درست تمام سالهای عمرم را دنبال او گشته ام و تنها آرزویم اینست که روزی مادرم را بیابم شاید هم او با خواندن این مطلب عشق مادریش گل کند و حتی برای لحظه ای هم که شده برای دیدن من بیاید و این آرزوی 17 ساله مرا برآورده سازد .شاید باور نکنید من گاهی ساعتها در گوشه ای مینشینم و به او فکر میکنم و اینکه آیا روزی او را خواهم یافت ، کجا هست و چه میکند.آرزوی من برای خواننده شدن این بود که روزی در تلویزیون و رادیو آواز بخوانم و بعد از مردم علاقمندم بخواهم که مرا در یافتن مادرم یاری دهند و من شهرت را فقط برای یافتن او میخواهم . حالا از همه مردم برای یافتن او استمداد میکنم.
در این میان کدام زمینه را مقصودم بازیگری و خوانندگی میباشد دنبال خواهی نمود؟
من میخواهم بکلی دور سینما را خط بکشم وفقط خواننده باشم چون ستاره بودن برای ما با این نقشهای ***ی تا حد زیادی غیر قابل تحمل است و حالا مجبورم تا زمانی که قرارداد دارم به آنها گردن نهم.
توضیحات:
در مجله مذکور در قسمت اول مصاحبه نام فیلم پاداش به اشتباه شورش چاپ شده که در اینجا اصلاح شده است.
شومینه نام یک کافه تریا در تهران بوده است.
ساغر نام یک هنرپیشه قدیمی سینما است.
هنرپیشه مورد اشاره ، یدالله شیراندامی بوده ا ست.
همکاری نوش آفرین با زنده یاد بابک بیات به نتیجه نرسید و هیچگاه ترانه ای حاصل از همکاری آندو به بازار عرضه نشد.
نوش آفرین در مصاحبه های بعدی خود در مورد صدایش نظرات دیگری ارائه داده و عقیده ای راجع به مشابهت صدایش با گوگوش ابراز نداشته است.
فتانه نام دوم نوش آفرین بوده که اطرافیان او را به این نام صدا میزدند.
نوش آفرین در کنسرت دوبی خود در سال 1382(2003) از حضور مادر خود در جمعیت خبر داد در حالیکه در سال1354(1975) مقاله ای در مجله جوانان مبنی بر فوت مادر وی چاپ شده است.اطلا عی ازاین نکته که کدامیک از خانمهای مذکور مادر واقعی و کدامیک مادر ناتنی وی هستند در حال حاضر در اختیار ما نیست .

نكات قابل اشاره:
*سيامك ياسمي، فرزند رشيد ياسمي مترجم -نويسنده و شاعر معاصر و برادر كوچك شاپور ياسمي (كارگردان سينما)، پس از آ‌نكه تحصيلاتش را در رشته حقوق دردانشگاه تولوز (فرانسه) به پايان برد در سال 1328 به استخدام وزارت امور خارجه درآمد، و از همان زمان به ترجمه داستانهاي خارجي و چاپ آنها در مطبوعات پرداخت. تعدادي از ترجمه‌هاي او در خلال سالهاي 1328 تا 1330 در مجله‌هاي فردوسي و خوشه چاپ شده است. در اين سالها برادرش شاپور مدير تهيه استوديو پارس فيلم بود و علي كسمايي در كنار آنها داستان و ديالوگ فيلمهاي استوديوي كوشان را مينوشت. سيامك به واسطه شاپور به دفتر دكتر كوشان دعوت شد و با نوشتن داستان فيلم مستي عشق (1330) همكاري‌اش را با پارس فيلم آغاز كرد. پس از همكاري با كوشان به عنوان مشاور كارگردان در فيلم دزد عشق (1331) و نوشتن داستان فيلم پرفروش افسونگر (اسماعيل كوشان، 1331) كارگرداني شبهاي تهران (1332) به او محول شد. او موقع كارگرداني نخستين فيلمش كمترين شناختي از دانش كارگرداني نداشت؛ فقط كوشان و كسمايي را پشت دوربين فيلمبرداري ديده بود. ياسمي تا سال 1338 شش فيلم ديگر براي كوشان ساخت. ضمنا وي در طول سالهاي 1337-1334 سرپرست گويندگان در استوديو سانترال بود.او از سال1338 با تأسيس پوريا فيلم تهيه فيلمهايش را خودش به عهده گرفت. ياسمي با آقاي قرن بيستم (1343) و بويژه گنج قارون (1345) سينماي ايران را از بحران ورشكستگي نجات داد، هرچند فيلمهايي كه پس از آن در مكتب گنج قارون ساخته شدند، به دليل موضوعهاي تكراري، سينماي ايران را با بحران رو برو كردند. ياسمي تا سال 1355 با ساختن فيلمي به نام هيولا در حرفه خود فعال بود. در سالهاي نيمه اول دهه 1350 نسبت به كارش بيحوصله شد و ديگر فيلمسازي ميلي در او برنمي‌انگيخت. فيلمهايش با شكست مواجه ميشدند، و حتي بازيگر پولسازي مثل محمدعلي فردين در فيلم مرد هزار لبخند (1350) نميتوانست او و فيلمش را از شكست نجات بدهد. فيلمهاي ياسمي در سالهاي دهه 1330 به مراتب قابل قبول‌تر از فيلمهاي او در نيمه دوم دهه 1340 و نيمه اول دهه 1350 است. او در فيلمهايي مثل طلسم شكسته (1337)، ساحل انتظار (1342)، لذت گناه (1343) و آقاي قرن بيستم (1343) به مراتب بهتر از نابغه هفت‌ماهه (1343)، شمسي پهلوون(1345)، طوفان نوح (1346)، دالاهو (1346)، بر آسمان نوشته (1347)، قوز بالاقوز (1349)، ليلي و مجنون (1349)، آبشار طلا (1351)، پريزاد (1352)، دل خودش ميخواد (1353)، پري خوشگله (1353) و رانده شده (1354) فيلمنامه‌هايش را نوشته و كارگرداني كرده است.وي در طول فعاليت سينمايي خود 27 فيلم را كارگرداني كرد. سيامك ياسمي در 69 سالگي بر اثر سرطان در تهران درگذشت. او شاعر بود ودفتر شعري هم به همت فرزندانش از وي در سال 1380 منتشر شده است.
*اين فيلم در تاريخ 25 ارديبهشت 1353 در سينماهاي كاپري ، نياگارا ، اروپا ، ركس ، الوند ، كيهان ، مارليك ، اورانوس ، اسكار ، شهرام ، شرق ، سيلوانا و سيلور سيتي بنمايش در آمد . پري خوشگله از فروش متوسط 600000 توماني برخوردار شد و از ميان 60 فيلم ساخته شده در اين سال به رتبه 34 دست يافت.
*اين فيلم تكرار فيلم شمسي پهلوون (1345) از همين فيلمساز است كه هر دو از فيلمي هندي بنام سيتا و گيتا كپيه برداري شده اند.

دوره اول بازيگري نوش آفرين با ايفاي نقش در فيلم پاداش يك مرد بپايان ميرسد .در دوره دوم همانطور كه پيشتر اشاره شد بدليل امتناع نوش آفرين از ايفاي رلهاي **** ، حضور او در سينما كمرنگ شده و به بازي در نقشهاي كوچكتر پرداخت.دوره دوم با فيلم پري خوشگله ساخته سيامك ياسمي آغاز ميشود كه نقش اول زن آنرا شهناز تهراني بر عهده داشته و نوش آفرين در نقش دوم ظاهر ميشود و در بخشهايي از فيلم دو ترانه با صداي عهديه را لب خواني ميكند كه ترانه معروف كاكو يكي از ايندوست.

نكات قابل اشاره:
*سيامك ياسمي، فرزند رشيد ياسمي مترجم -نويسنده و شاعر معاصر و برادر كوچك شاپور ياسمي (كارگردان سينما)، پس از آ‌نكه تحصيلاتش را در رشته حقوق دردانشگاه تولوز (فرانسه) به پايان برد در سال 1328 به استخدام وزارت امور خارجه درآمد، و از همان زمان به ترجمه داستانهاي خارجي و چاپ آنها در مطبوعات پرداخت. تعدادي از ترجمه‌هاي او در خلال سالهاي 1328 تا 1330 در مجله‌هاي فردوسي و خوشه چاپ شده است. در اين سالها برادرش شاپور مدير تهيه استوديو پارس فيلم بود و علي كسمايي در كنار آنها داستان و ديالوگ فيلمهاي استوديوي كوشان را مينوشت. سيامك به واسطه شاپور به دفتر دكتر كوشان دعوت شد و با نوشتن داستان فيلم مستي عشق (1330) همكاري‌اش را با پارس فيلم آغاز كرد. پس از همكاري با كوشان به عنوان مشاور كارگردان در فيلم دزد عشق (1331) و نوشتن داستان فيلم پرفروش افسونگر (اسماعيل كوشان، 1331) كارگرداني شبهاي تهران (1332) به او محول شد. او موقع كارگرداني نخستين فيلمش كمترين شناختي از دانش كارگرداني نداشت؛ فقط كوشان و كسمايي را پشت دوربين فيلمبرداري ديده بود. ياسمي تا سال 1338 شش فيلم ديگر براي كوشان ساخت. ضمنا وي در طول سالهاي 1337-1334 سرپرست گويندگان در استوديو سانترال بود.او از سال1338 با تأسيس پوريا فيلم تهيه فيلمهايش را خودش به عهده گرفت. ياسمي با آقاي قرن بيستم (1343) و بويژه گنج قارون (1345) سينماي ايران را از بحران ورشكستگي نجات داد، هرچند فيلمهايي كه پس از آن در مكتب گنج قارون ساخته شدند، به دليل موضوعهاي تكراري، سينماي ايران را با بحران رو برو كردند. ياسمي تا سال 1355 با ساختن فيلمي به نام هيولا در حرفه خود فعال بود. در سالهاي نيمه اول دهه 1350 نسبت به كارش بيحوصله شد و ديگر فيلمسازي ميلي در او برنمي‌انگيخت. فيلمهايش با شكست مواجه ميشدند، و حتي بازيگر پولسازي مثل محمدعلي فردين در فيلم مرد هزار لبخند (1350) نميتوانست او و فيلمش را از شكست نجات بدهد. فيلمهاي ياسمي در سالهاي دهه 1330 به مراتب قابل قبول‌تر از فيلمهاي او در نيمه دوم دهه 1340 و نيمه اول دهه 1350 است. او در فيلمهايي مثل طلسم شكسته (1337)، ساحل انتظار (1342)، لذت گناه (1343) و آقاي قرن بيستم (1343) به مراتب بهتر از نابغه هفت‌ماهه (1343)، شمسي پهلوون(1345)، طوفان نوح (1346)، دالاهو (1346)، بر آسمان نوشته (1347)، قوز بالاقوز (1349)، ليلي و مجنون (1349)، آبشار طلا (1351)، پريزاد (1352)، دل خودش ميخواد (1353)، پري خوشگله (1353) و رانده شده (1354) فيلمنامه‌هايش را نوشته و كارگرداني كرده است.وي در طول فعاليت سينمايي خود 27 فيلم را كارگرداني كرد. سيامك ياسمي در 69 سالگي بر اثر سرطان در تهران درگذشت. او شاعر بود ودفتر شعري هم به همت فرزندانش از وي در سال 1380 منتشر شده است.
*اين فيلم در تاريخ 25 ارديبهشت 1353 در سينماهاي كاپري ، نياگارا ، اروپا ، ركس ، الوند ، كيهان ، مارليك ، اورانوس ، اسكار ، شهرام ، شرق ، سيلوانا و سيلور سيتي بنمايش در آمد . پري خوشگله از فروش متوسط 600000 توماني برخوردار شد و از ميان 60 فيلم ساخته شده در اين سال به رتبه 34 دست يافت.
*اين فيلم تكرار فيلم شمسي پهلوون (1345) از همين فيلمساز است كه هر دو از فيلمي هندي بنام سيتا و گيتا كپيه برداري شده اند.
منابع: سايت سوره سينما - تاريخ سينماي ايران اثر مسعود مهرابي - سالشمار سينماي ايران اثر هما جاوداني

نظرات

پست‌های پرطرفدار