گفتگوی مفصل با تهمینه(همسر ایرج قادری) درباره اوضاع این روزهایش

همسر ایرج قادری از روزهای پر تب و تاب کنونی اش می گوید : همچنان بدهکار ایرج هستم!


بعد از مرگ محمدعلی فردین و رضا بیک ایمان وردی که اولی در وطنش درگذشت و دومی فرسنگها دورتر از وطنش و در حالی که به عنوان راننده تریلی امرار معاش می کرد، حالا ایرج قادری و ناصر ملک مطیعی تنها بازماندگان دست اول فیلمهایی هستند که در تاریخ سینمای ایران به فیلمفارسی مشهور شده؛ فیلمهایی که حتی تک تک مخاطبان حرفه ای سینما هم بارها آنها را تماشا کرده اند اما موقع اظهارنظر یا شاید بهتر باشد بگوییم اظهارفضل که میشود تا می توانند این سینما را زیر سوال می برند اما هنوز هم کسی پیدا نشده که پاسخی دهد به این سوال که این فیلمهای به زعم عده ای مبتذل چرا همچنان توسط بخشی از بدنه سینمای ایران کپی شده و به مخاطب روز سینما عرضه میشود.
در میان بازماندگان آن نوع سینمایی خاص کمتر بودند کسانی که جرات پیدا کنند در سینمای بعد از انقلاب هم فعالیت کنند! از این حیث ایرج قادری یک استثناست؛ بازیگر-کارگردانی که با مشقتهای بسیار توانست مجوز فعالیت خود در دوران جدید را هم دریافت کرده و اگرچه نتوانست چنان که باید با اقتضائات روز سینمای ایران همراه شود اما یکی دو فیلم خوب مانند «می خواهم زنده بمانم» را در همین دوره جدید فعالیت خود خلق کرد تا به نوبه خود مخاطبان زیادی را به سینماها بکشاند.
ایرج قادری این روزها و در حالی که در آستانه هشتاد سالگی است به علت عوارض برآمده از بیماری سرطان ریه اش در بیمارستان بستری است و هرچند به لحاظ هوشیاری وضعیت خوبی ندارد اما همچنان سعی دارد با توکل به خدا و امید به آینده این بحران جسمی را هم پشت سر بگذارد. تنها کسی که در این روزها در کنار ایرج قادری است و شب و روز از او مراقبت می کند همسرش کبری اطمینان مقدم(تهمینه) است. زنی که قادری همواره با نیکی از او یاد می کرد. در عیادتی که هفته گذشته از ایرج قادری داشتم هرچند وی به دلیل عوارض برآمده از پیشرفت سرطانش چنان که باید هوشیار نبود و نمی توانست حرف بزند اما به جای وی همسرش تا توانست با ما درددل کرد. 


* اول از همه می خواهم بدانم اینکه گفته شده برای تامین هزینه های درمان ایرج قادری با مشکل مواجهید، صحت دارد یا خیر؟
این مساله کاملا مهمل است و به صراحت می گویم هر که گفته ما از پس تامین هزینه های بیمارستان ایرج برنیامده ایم دروغ گفته است. اگر همین الان درباره هزینه های درمان یک بیمار سرطانی از موسسه محک استعلام بگیرید به شما می گوید برای یک کودک سرطانی به طور متوسط باید 40 تا 45 میلیون تومان هزینه کرد تا شاید سلامتی خود را دوباره بازیابد. حالا شما فکر کنید بیمه ای که نهایتا 5 میلیون تومان می تواند به ما دهد چند درصد از هزینه ها را جبران می کند. ما خودمان هستیم که بخش اصلی هزینه های درمان ایرج را پرداخت کرده ایم.

* پس اینکه گفته شده بود شما از مسئولان سینمایی درخواست کمک کرده اید نادرست است؟
ببینید، از ما پرسیده شد چه کمکی می توانیم به شما کنیم، ما هم پاسخ دادیم، نه کمک می خواهیم و نه صدقه فقط لطف کنید شرایط تمدید بیمه ایرج را فراهم کنید. این بیمه هم بیشتر از همان 5 تا 6 میلیون تومان که به ما نمیدهد آن هم در شرایطی که همین الان که ایرج در بیمارستان بستری است فقط روزی یک میلیون و خرده ای هزینه درمان می دهیم! فکر می کنید این هزینه ها را چگونه پرداخت می کنیم؟ از کسی کمک می گیریم؛ نه، آن قدر شعور داشته ایم که برای زندگی خود برنامه ریزی داشته و پس اندازی را به این منظور کنار بگذاریم. هیچ احتیاجی هم به کمک کسی نداریم. اگر هم کسی می خواست کمک کند در این چهار سال به ما کمک می کرد، هیچ توقعی هم نداریم!

* به تازگی اخباری منتشر شده با این مضمون که بنا است ریزهزینه های درمان ایرج قادری از طریق دست اندرکاران سینمایی پرداخت شود.
نه، ریزهزینه ها را که نمی توانند بدهند. دوستان صرفا برنامه ای گذاشته اند تا با تعیین یک سقف پنج تا ده میلیونی بخشی از هزینه های درمان را پوشش دهند! اما به هر حال درمان یک بیمار سرطانی بیشتر از اینها خرج دارد به خصوص که من خودم بسیار دقت دارم که روند درمان ایرج به بهترین شکل صورت گیرد.

* گویا قبل از اینکه ایرج قادری در تهران بستری شوند مدتی هم در یکی از شهرهای شمالی تحت درمان بودند.
بله، مدتی در بابل تحت درمان بودند اما برای اینکه بهتر دیدم معالجه ایشان تحت نظر پزشک مخصوص شان انجام شود به تهران منتقل شان کردیم. ما از ابتدای فروردین با عود کردن عوارض بیماری ایشان روبرو بودیم و طی این مدت هم هر کاری از دستم برآمده برای درمانش انجام داده ام. چهار سال است که ایرج بیمار است و وظیفه داشتم برای درمانش هر کاری می توانم بکنم. این را هم می گویم تنها او نیست که در این کشور سرطان دارد. هزاران هزار نفر مانند او با این بیماری دست و پنجه نرم میکنند. من هم پای ایرج ایستاده ام و تا جان در بدن دارم می ایستم.

* جالب اینجاست که آخرین باری که تلفنی با آقای قادری صحبت می کردیم ایشان هم همین قدر با نیکی از شما یاد کردند. 
ایرج لطف داشته! فقط می گویم نوکرش هم هستم و تا آخر پایش می ایستم و تا آخر هم روی سرم نگهش می دارم. تقریبا طی تمام مدتی که ایرج بستری بوده هم سعی کرده ام درباره بیماری اش صحبت نکنم. ایرج چهار سالی میشود که به سرطان مبتلا شده اما سعی کردم کاری کنم که حتی نزدیکترین کسانم هم از بیماری اش باخبر نشوند. حتی دلم نمی خواست دوستانی که طی این پنجاه سال زندگی با ایرج تعدادشان به انگشتان یک دست هم نمی رسد از وضع او باخبر شوند. حتی دلم نخواست مزاحم برادر یا خواهرم بشوم و از آنها کمک بخواهم. دقیقا به همین دلیل است که واقعا از بحثهایی که درباره تقاضای کمک خانواده قادری مطرح میشود ناراحت میشوم. چرا برخی باید حرفهایی بزنند که راه به جایی ندارد؟ من حتی در نامه ای که برای آقای شمقدری معاونت سینمایی نوشتم تقاضای کمک مالی نکردم و فقط خواستم کارهای مرتبط با تمدید بیمه ایشان انجام شود. من، احتیاجی به کمک ندارم و بیمه ام را هم از این جهت که حقم است طلب کرده ام؛ فقط همین.

* به هر حال همان طور که خودتان هم گفته اید بیمه در برابر بیماریهای سخت مانند این آن قدرها هم به لحاظ مالی کمک حال آدمها نیست.
همین طور است. پولی که بیمه می دهد مگر چقدر است؟ پولی که بیمه میدهد فقط کفاف پنج روز این بیمارستان را میدهد. پس بیمه کاری نمیکند که هر روز در سایتهای تبلیغش را می کنند و آقای جیرانی هم در برنامه اش می گوید لطفا این بیمه هنرمندان را صادر کنید! طی این چهار سال چه کمکی به ایرج کردید که حالا دم مرگ برای ما این همه مزاحمت رسانه ای فراهم می کنند. چرا نمی گذارند ایرج آرام بمیرد؟! به خدا من نوکر ایرج هم هستم و همه کار برایش می کنم. بعد از مرگ بچه ام، من فقط ایرج را دارم و سعی کردم او را لای پر قو نگه دارم. اینهایی که می نویسند بیچاره خانمش! واقعا دروغگویند. واقعا چرا این حرفهای احمقانه را می زنند. یعنی همسر من آن قدر گردنش نازک است که محتاج یک کمک حداقلی باشد؟

* برای همین است که نزدیکان ایرج قادری همواره از شما به عنوان یک اسطوره یاد می کردند.
این وظیفه من است. مادرم به من یاد داد وقتی شوهر کردی، همسرت همه چیز توست و ایرج هم واقعا همه چیز من بوده است. اینها چیز مهمی نبوده و فقط وظایفی بوده که نسبت به همسرم داشته و آنها را انجام داده ام. اینهایی که می گویم هیچ کدام، منت نیست و نمی خواهم مثل برنامه های تلویزیونی شعار بدهم؛ نه خیر! من فقط وظیفه ام را انجام داده ام و همچنان بدهکار ایرج هستم.


نظرات

پست‌های پرطرفدار