فیلم با دست رنگ شدۀ ابراهیم مرادی


فیلم با دست رنگ شدۀ ابراهیم مرادی

فیلم با دست رنگ شدۀ ابراهیم مرادی
الله کرم رضایی‌زاده، فرزام امین صالحی، فرهاد مهران فر، علیرضا غاروریانی، عادل بیابانگرد جوان و حسن بهرام‌زاده، بنیان گذاران کانون فیلم بندر انزلی هستند.
از هنگام درج مطلب کانون فیلم بندر انزلی، چندین نامه برای من آمده است که وفادارانه از تاریخ سینمای شهر خود دفاع کرده، نام بنیانگذاران کانون فیلم انزلی را گرامی داشته‌اند و من همچنان در انتظار عکسی یادگاری از آن جمع (و از جمع‌هایی دیگر در هر گوشۀ سرزمین) هستم.
چنین شوری نشان می‌دهد که نسل جوان، گذشته را پاس می‌دارد و همین هیجان مرا به یاد ابراهیم مرای انداخت. هنگامی که جوان بودم. «کودک پاد»، مدرسه و محل زندگی مرحوم مرادی را یافتم و در فیلم “سینمای ایران از مشروطیت تا سپنتا” (۱۳۴۹) تنها سند از فعالیت مرادی و نحوۀ استنباط وی از کارکرد این مدرسه ثبت شده است. چند سال پس از فوت آن مرحوم به خانۀ خواهرشان دعوت شدم. آقای احمد مرادی فیلمبردار «بوالهوس» هم در آن جلسه بودند و صحبت به نهضت جنگل و میرزا کوچک خان و آمدن شورا دختر گائوک به خانۀ آن‌ها در انزلی انجامید. همین ماجرا که در کتاب سینمای رؤیا‌پرداز ایران (تهامی‌نژاد، ۱۳۶۵، ص ۱۷۸) آمده بعد‌ها شاخ و برگ گرفت، بی‌آنکه به اصل خبر و مأخذ و منبع آن که خانوادۀ مرحوم مرادی بودند (و نه خود او) اشاره شود و موجب استنباط‌ ها و بزرگنمایی‌های غلط شد. متأسفانه روحیۀ جستجو گر و متلاطم مرادی که همزمان با مرحوم اوهانیان، سینمای ایران را در بندر انزلی بنیان گذاری کرد، در بسیاری موارد درک نشده و با او نامهربان برخورد شده است.
در آن شب پی جوی فیلمی شدم که می‌دانستم مرادی آن را با دست رنگ کرده است. این فیلم «لالۀ دریایی» محصول ۱۳۳۹ است. آن‌ها از ساخته شدن‌اش خبر داشتند. خود مرادی در برابر دوربین من از “کمر شکن” گفت ولی از “لالۀ دریایی” نگفت. از خواهر مرحوم مرادی پرسیدم:
- این فیلم کجاست؟
گفتند: همین جا در زیرزمین.
با هم به زیرزمین رفتیم. در آنجا تعدادی قوطی روی هم چیده شده بود. یادش بخیر آقای احمد مرادی، فیلم‌ها را باز می‌کرد و مقابل چشم می‌گرفت. تا آنجا که فهمیدم، فیلم صحنه به صحنه رنگ شده بود. صحنۀ قایقرانی در مرداب انزلی سبز است و در صحنه‌ای که قایق در مرداب هنگام غروب پیش می‌رود رنگ تمامأ قرمز و نارنجی است.
رسالۀ من رنگ در سینمای ایران بود و از این نظر پی جوی آن فیلم بودم. فیلم‌های “عروس فراری”، “طلسم شکسته” و یا تجربیات فیلم مستند رنگی، متعلق به چندین سال پیش از “لالۀ دریایی” هستند. امیدوار بودم اجرای این تجربه در ایران، که تا آنجا که می‌دانم پیش از آن در سینمای ایران سابقه‌ای نداشت، نیز نگهداری و معرفی شود. آن‌ها در آن شب راضی بودند که فیلم از زیرزمین به در آید، ولی بعد نظرشان برگشت. دلیل‌اش را به من نگفتند. یکی دوبار دیگر هم به خانۀ خواهر مرحوم مرادی سرزدم تا شاید صحنه‌هایی از فیلم در جلسۀ پایانی به نمایش در آید، ولی متأسفانه نشد.
وقتی از زاهدان برگشتم به دم منزلشان رفتم، نبودند. اگر اشتباه نکنم کوچه‌ای در اوایل خیابان جامی بود که الان احمد محمدبیک است. متوجه شدم که آن خانم مرحوم شده‌اند. الان فیلم “لالۀ دریایی” کجاست؟ داستان تمهید صنفی جلوه دادن توقیف و یا سانسور این کار مرادی، در دورۀ دکتر محمد علی سمیعی در وزارت کشور، روایت چه کسی است؟ آیا برای منتسب ساختن آن به اهالی سینما (و برای موجه جلوه دادن چهرۀ سانسور) سند قانع کننده‌ای وجود دارد؟ آیا ارزش ذاتی اثر، که جدا از قدیمی‌ترین سند‌های تصویری از انزلی، حکایت یک تجربه است – حتی فرض کنید تجربه‌ای دیر هنگام و ضعیف – می‌بایست نادیده گرفته می‌شد؟
با وجودی که می‌دانم “لالۀ دریایی” حد اقل تا سه سال پیش در فیلمخانۀ ملی ایران نبود، آیا فیلم به نقره تبدیل شده یا همچنان جایی در بندر انزلی یا تهران نگهداری می‌شود؟
کسی از این فیلم خبری دارد؟

(عکس بالای مطلب مرادی را در صحنه ای از فیلم “سینمای ایران، از مشروطیت تا سپنتا” نشان می دهد و در عکس زیر او  در کلاس درس مدرسۀ “کودک پاد” دیده می شود.)

نظرات

پست‌های پرطرفدار