پرویز کیمیاوی، پ مثل پلیکان و یک عکس


پرویز کیمیاوی، پ مثل پلیکان و یک عکس

پرویز کیمیاوی، پ مثل پلیکان و یک عکس
پ مثل پلیکان تاریخ مهر سال ۱۳۵۱ را بر پیشانی دارد. فیلم بحث برانگیز و ماندگاری که هنوز هم از پس بیش از چهار دهه از طراوت خاصی برخوردار است.
کسانی که فیلم را دیده باشند خوب می­ دانند که این عکس مربوط به صحنه ­ایست که بچه­ های شیطان طبس با وساطت یکی از دوستانشان که در آزار و تمسخر آسیدعلی­ میرزا با آنها همراهی نکرده است، سنگ انداختن و دشنام دادن را کناری می­ گذارند و آهسته آهسته به او نزدیک می­ شوند، به دورش حلقه می­ زنند و گوش دل به آواز محمد می ­سپارند تا یک بار دیگر آنها را به عشق و مهر و محبت بخواند. ترانه ­ای که خود خاطره است:
مریم چرا با ناز و با افسون و لبخندی/ به جانم شعله افکندی / مرا بیچاره کردی
هم شعر ترانه و هم اجرای ساده و بی­ ریا و در عین حال جذاب محمد، بر لطف و گیرایی و تأثیر ترانه افزوده است. آسید علی میرزا هم که از این رفتار بچه­ ها بهتش زده است، خیلی زود درد سنگ­پرانی­ ها و زخم دشنام­ ها را فراموش کرده و با شنیدن ترانه ­ای که محمد می­ خواند، از خود بی­خود می­ شود. فیلم را که می­ بینی از تداوم حسی انسانی آگاه می­ شوی که برغم حضور و دخالت پرویز کیمیاوی داستان ­پرداز، آنرا سرشار از لطف و زیبایی می یابی.
روانی باز­ی ­ها و قوت پیرنگ داستان، به عاملی تبدیل شده­ ا ند که وجه تمثیلی داستان به تصنع نگراید و یا کمتر بگراید. در این عکس کیمیاوی را در حال راهنمایی بچه­ ها و آسید علی میرزا می­ بینیم و در می­ یابیم که او چه­ سان واقعیت را در ظرفی از تخیل می­ ریزد و به ما عرضه می­ کند. ظرفی که بخوبی وزن وجه فلسفی، تمثیلی فیلم را تاب آورده و همچنان آنرا طبیعی جلوه می­ دهد. به یاد بیاوریم صحنه­ ی آرایش آسید علی میرزا و پوشیدن جامه­ ی سپید برای رفتن به باغ گلشن. اصلاً اسم باغ گلشن، چهره­ ی پرکنتراست مرد درشکه­ چی، کر و لال بودن او و پلیکان که به قول آسید علی میرزا: « اگه نرمه، اگه گرمه ، خب خوابه دیگه!»، خرابه­ های ارک طبس که با مرگ نمادین آسید علی میرزا دیوار­هایش فرو می ­ریزند. همه و همه پ مثل پلیکان پرویز کیمیاوی را به یکی از رخداد­های سینمایی مهم دهه­ ی پنجاه تبدیل کرده است.
این عکس یادگار لطف دو دوست است. نخست اسعد نقشبندی عزیز که کاشف عکس هایی از این فیلم در لابراتوار عکاسی تلویزیون بود، و بعد پیروز کلانتری که سالها پیش آنرا در اختیار من قرار داد. زنده و پاینده باشند.

نظرات

پست‌های پرطرفدار