صبح روز چهارم (۱۳۵۱) - كارگردان : كامران شيردل

Sobh-e rooz-e chaharom (The Morning of the Fourth Day) (1972 - 1351) - Kamran Shirdel

صبح روز چهارم (۱۳۵۱) - كارگردان = كامران شيردل - نويسنده = محمدرضا اصلاني و كامران شيردل


http://www.imdb.com/title/tt1105388/

http://www.sourehcinema.com/Title/Title.aspx?id=138109160733

------------------------------------------------------------

صبح روز چهارم (۱۳۵۱) - كارگردان = كامران شيردل - نويسنده = محمدرضا اصلاني و كامران شيردل



صبح روز چهارم (۱۳۵۱)

صبح روز چهارمبه کارگردانی کامران شیردل و بازیگری سعید راد. وجستا ساخته شد.

     كارگردان :
 كامران شيردل
 نويسنده :
 محمدرضا اصلاني
 كامران شيردل
   

صبح روز چهارم (1351)

خلاصه داستان :
ولگرد جوانی زندگی‌اش را از طریق جیب‌بری و کلاهبرداری می‌گذراند. سرگردان و آواره به هر سو می‌زند و سرانجام در صبح روز چهارم، معشوقه‌اش محل اختفای او را به پلیس که در تعقیبش است اطلاع می‌دهد و او ضمن فرار هدف گلوله قرار گرفته و زندگیش به پایان می‌رسد.


ليست كامل عوامل فيلم صبح روز چهارم (1351)
گروه كارگرداني
۱- كامران شيردل     ....     كارگردان

گروه فيلمنامه
۱- كامران شيردل     ....     نويسنده
۲- محمدرضا اصلاني     ....     نويسنده

گروه بازيگران
نام     ...     نقش
۱- سعيد راد     ....    
۲- وجستا     ....    
۳- جلال شهرزاد     ....    
۴- محسن آراسته     ....    
۵- حسن رضايي     ....    
۶- شمسي فضل الهي     ....    

گروه تهيه و توليد
۱- محمدتقي شكرايي     ....     تهيه كننده
۲- كامران شيردل     ....     تهيه كننده

گروه فيلمبرداري
۱- جمشيد الوندي     ....     فيلمبردار


مشخصات ديگر فيلم

مدت فيلم      .... ۱۰۰ صد دقیقه
كشور     ....     ايران
زبان     ....     فارسي
رنگ     ....     سياه و سفيد
صدا     ....     مونو - مونولوگ

-----------------------------------

یادداشتی بر فیلم " صبح روز چهارم " (1351) به کارگردانی کامران شیردل

" مرثیه ای برای یک نالوطی! "

( نگاهی به فیلم صبح روز چهارم اثر کامران شیردل)
کامران شیردل یکی از بهترین مستندسازان تاریخ سینمای سینمای ایران است که برخی از معروف ترین آثارش در زمان خود نظیر اونشب که بارون اومد، قلعه و تهران پایتخت ایران است سر و صدای زیادی به پا کرد و حتی توسط دستگاه سانسور وقت توقیف شد. تنها فیلم سینمایی بلندی که او ساخته است "صبح روز چهارم" است که آن را در بهمن ماه سال 1351روانه اکران کرد. او فیلمنامه این فیلم را به همراه سینماگر و مستند ساز برجسته کشور، محمدرضا اصلانی، با ادای دین به از نفس افتاده (ژان لوک گدار) نوشت. اصلانی سال بعد در نوشتن یکی از بهترین فیلمنامه های تاریخ سینمای ایران،تنگنا ، امیر نادری را همراهی کرد. صبح روز چهارم به مانند فیلم های از جنس تنگنا در گروه آثار سینمای خیابانی جای می گیرد و در طول این سالها به عنوان یکی از فیلم های کالت نزد علاقه مندان به سینمای متفاوت شناخته شده است.

     این فیلم داستان جوانی آس و پاس به نام امیر(سعید راد) است که در آبادان با یک ماشین سرقتی از راننده ای (جلال پیشواییان) در جاده سبقت می گیرد و همین امر سبب نزاع میان آن دو می شود که در نهایت این درگیری با مرگ ناخواسته راننده عصبانی پایان می گیرد. امیر به تهران و به نزد خانواده اش، معشوقه اش زری(وجستا-سوسن سرمدی) و دوستانش باز می گردد و زندگی بی هدف خود را با گذراندن با اطرافیانش و پرسه در خیابانها و سرقت دنبال می کند تا اینکه با مدرکی که از او در محل وقوع قتل به جا مانده است، تحت تعقیب پلیس قرار می گیرد. امیر زری را متقاعد می کند که به همراه او به آبادان بگریزند، ولی زری در آخرین لحظات و در چهارمین صبح حضور امیر در تهران، او را به پلیس لو می دهد. امیر در حال فرار در خیابان به ضرب گلوله نیروهای پلیس کشته می شود.

     صبح روز چهارم فیلمی ضد قصه است. اثری مبتنی بر شخصیت است. نسبت به قواعد سینمای زمان خود و سینمای کلاسیک داستان گو در تناقض روایی است. امیر با هیچ برچسبی در سنخ قهرمانان یکه بزن سینمای فارسی قرار نمی گیرد. او حتی در حد ضد قهرمان های دوست داشتنی فیلم های موج نو هم نیست. شیر دل ما را با یک آدم هفت خط و تیغ زن روبرو می کند که تنها به فکر دور زدن آدمهای دور و بر خود است. او محصول زمانه اش است و زخم خورده از آن. به همین خاطر تنها به فکر ضربه زدن به محیط پیرامونش است. آشنایی بیننده با امیر از سرقت ماشینی در آبادان شروع می شود. او حتی آشکارا رفیق ماشین بپای خود را هم قال می گذارد. پس از بازگشت از آبادان، به سراغ معشوقه سابقش، پروا(شهرزاد) می رود و پولهای او را می دزدد. به ساندوچ فروشی می رود و بی آنکه پول بدهد، فرار می کند( صحنه ساندویچ خوردن سعید راد در این سکانس یکی از بهترین غذا خوردن های تاریخ سینمای ایران است!). او حتی از قتلی که انجام داده ناراحت نیست و در نوع برخوردش تغییری به چشم نمی خورد؛ انگار نه انگار که اتفاقی افتاده است. در ادامه او از دخل مال خری که می خواهد او را بفریبد، قصد سرقت دارد، اما با او مواجه و درگیر می شود و به ناچار او را تا سر حد مرگ کتک می زند و پولهایش را می رباید. حتی در فصل های آخر در دستشویی سینما یکی از تماشاگران را مورد ضرب وشتم قرار می دهد و پولهای او را نیز می رباید. با این وجود تماشاگر امیر را دوست دارد. می تواند با او همذات پنداری کند و نگران سرنوشتش باشد و این همان خاصیت جادویی و نهفته سینمای خیابانی و ضد قهرمان است. البته در این بین نباید از جزییات خوب شخصیت پردازی امیر در فیلمنامه و بازی فوق العاده سعید راد نیز گذشت. چهار روز آخر عمر امیر را باید آیینه تمام نمای زندگی باطل او دانست؛ زندگی ای سرشار از بی هدفی و بی قیدی. فیلم با اتفاقی ساده شروع می شود که حادثه ای در همان ابتدا زندگی امیر را به باتلاقی تبدیل می کند و او را آرام آرام به کام خود می کشاند. شاید مرگ امیر پایانی باشد بر این زندگی سیاه و تلخ و نقطه ای آغازین برای رهایی او. او حتی نمی تواند آینده ای برای خود متصور باشد. زری را مجاب می کند تا کار و خاله بیمارش را فراموش کند و با او در رفتن به سوی منزلگاهی نامعلوم در آبادان همراه شود. اما خود نیز می داند که این مقصد سرابی بیش نیست و شاید تنها مفری موقت برای فرارش از چنگال قانون باشد. آدم های پیرامون امیر همانند او در چنبره محیط اطراف خود اسیرند. رفقای امیر، زری و خاله معلوم الحال و الکلی اش و حتی پدر و مادر امیر نیز از قشر و طبقه بی ریشه و مطرود جامعه هستند که بخش عمده ای از جامعه آن روزها را تشکیل می دادند.

     کامران شیردل در خلق یک فیلم خیابانی تمام عیار سنگ تمام گذاشته است. قاب بندی های او از پرسوناژهایش در شهر و نمایش پرسه های امیر در دل شلوغ ترین و خاطره انگیزترین خیابانهای آن روزهای تهران همه از حضور فیلمسازی هوشمند و معترض و آشنا به شرایط روز اجتماعش در پشت دوربین خبر می دهد. صحنه درگیری فصل اول فیلم بر خلاف زد و خوردهای معمول سینمای ایران بسیار واقعی و حساب شده از کار در آمده است و با اینکه نسبت به مختصات استاندارد این نوع سکانس ها در سینمای ایران کمی از لحاظ زمانی طولانی شده، ولی پرداخت خوبی دارد؛ حتی نحوه قاب بندی حرکت توام با عصبانیت جلال به سمت سعید راد یادآور سکانس های مشهور فیلم های وسترن است. جا دارد که در اینجا اشاره ای هم به حضور جلال به عنوان بهترین بدمن تاریخ سینمای ایران شود. او حتی در ضعیف ترین فیلم ها نیز فراتر از نقش های تک بعدی و یک سویه خود ظاهر می شد و همین حضور قدرتمندش در این نوع تیپ ها بود که پای او را به بهترین فیلم های موج نو سینمای پیش از انقلاب باز کرد و نقش آفرینی هایش در برابر قهرمانان و ضد قهرمانان ماندگار تاریخ سینما وزنه ای برای آن فیلم ها به شمار می آمد. حضور او در صبح روز چهارم نیز بر همین منوال است. او تنها در فصل ابتدایی اثر حضور دارد، اما تاثیر این حضور تا انتهای فیلم بر دوش قهرمان داستان و بیننده خودنمایی می کند. شیردل در جای جای فیلم و با گنجاندن نماهایی از جلال و درگیری اش با سعید راد سعی دارد تا این تاثیر محکم را حفظ کند، بی آنکه تحمیلی و نچسب به نظر برسد. از نکات قابل ملاحظه در تدوین صبح روز چهارم می توان به گفتگوی میان امیر و زری اشاره کرد که گذشت زمان و بیهودگی حرف های آن دو را با آمد و رفت تصویرها نشان می دهد و توجه بیننده را به عمیق نبودن رابطه امیر و زری معطوف می کند. همگان می دانند که خداحافظ رفیق(امیر نادری) یکی از پیشگامان سینمای خیابانی ایران است. کامران شیردل علاقه اش به این فیلم را به عنوان یکی از منابع الهامش برای ساخت صبح روز چهارم در دو قسمت از اثرش نشان می دهد. یکی جایی است که امیر و زری در سینما به تماشای سکانسی از آن فیلم نشسته اند و امیر بر خلاف زری علاقه خاصی به دیدن فیلم دارد و جای دیگر در فصل آخر و در آن عکاسخانه است که امیر ترانه معروف جمعه را با سوت می زند. دور از انصاف است اگر از صبح روز چهارم و خوبی هایش صحبت کنیم و به موسیقی خاطره انگیز مرحوم واروژان اشاره ای نکنیم. واروژان که برای این فیلم جایزه جشنواره سپاس را از آن خود کرد، یکی از بهترین و خاطره انگیزترین ملودی هایش را می سازد که روی جنس صحنه های کارگردان و چهره خسته سعید راد به خوبی می نشیند.
     صحنه مرگ قهرمان شیردل در خیابان ادای دین او به مرگ میشل پوآکار(ژان پل بلموندو) در از نفس افتاده است، اما کارگردان که در ایرانیزه کردن آن فیلم و قهرمانش موفق بوده است، نمی گذارد که بیننده خفت امیر را تماشا کند و فیلم را با ثابت نگاه داشتن تصویر مرگ قهرمان داستان در حالتی ایستاده تمام می کند و وجهه ای خاص به اثرش و قهرمان آن می دهد. صبح روز چهارم بدون شک یکی از آثار مهم جریان موسوم به موج نو سینمای ایران است که گذر زمان غبار کهنگی بر چهره آن ننشانده است و هنوز هم می تواند با تماشاگرش ارتباط برقرار کند.
+ نوشته شده توسط امیررضا نوری پرتو در یکشنبه هشتم مهر 1386 و ساعت 15:52 

--------------------------------------------


























 
----------------------------------
دانلود فیلم از سرورهای مختلف :
دانلود فیلم از سرور (رپیدشیر - Rapidshare.com) :
 فرمت WMV و کم حجم

http://rapidshare.com/files/2505968176/Sobh-e%20rooz-e%20chaharom%20(The%20Morning%20of%20the%20Fourth%20Day)%20(1972%20-%201351)%20-%20Kamran%20Shirdel.zip


-------------------------------------------
دانلود فیلم از سرور (هات فایل - Hotfile.com) :
 فرمت WMV و کم حجم
-------------------------------------------------------------

دانلود فیلم از سرور (دپوزیت فایل - Depositfiles.com) :

 فرمت WMV و کم حجم

http://depositfiles.com/files/6asjgatte
--------------------------------------------------------

  



توضیحات : این فیلم از طریق شبکه های اجتماعی در اینترنت و یوتیوب جمع آوری شده است.



برای دیدن عکسها و مطالب بیشتر میتوانید از صفحه هنر هفتم در فیس بوک دیدن نمائید.

 


 

تمامی حقوق برای وبلاگ هنر هفتم محفوظ و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

 


 


 

تهیه و تنظیم : مدیر وبلاگ هنر هفتم پرهام (شازده).
 
 

نظرات

پست‌های پرطرفدار